English Version
This Site Is Available In English

شریک مسیری که انتهایش معلوم نیست

شریک مسیری که انتهایش معلوم نیست

هفته همسفر را در رأس به همسفر بزرگ کنگره، خانم آنی و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم؛ همچنین به همه همسفران کنگره۶۰، کسانی‌که به همراه مسافرشان اعماق تاریکی را تجربه کرده‌اند و حال در کنگره به‌عنوان همسفر معنای واقعی عشق و صبر هستند و روح بزرگ‌شان باعث شده که دشواری راه را تحمل کنند.
با توجه به هفته همسفر در خدمت همسفر مهدیه در نمایندگی وکیلی یزد هستیم.

تعریف شما از کلمه همسفر چیست؟

به‌نظر من همسفر؛ یعنی همیشه همراه، همدل و هم‌زبان‌بودن با کسی که دوستش داری، شریک‌شدن در مسیری که شاید انتهای آن معلوم نباشد؛ اما از هرلحظه‌اش لذت ببری و هیچ‌وقت پشیمان نباشی که به همراه مسافر مسیری را طی می‌کنی، حتی اگر در شرایط خیلی سخت قرار بگیری.
همسفر یعنی این‌قدر عاشق باشی که فقط معشوق را ببینی؛ اما ابتدا باید خودت را دوست داشته باشی تا بتوانی هر آن‌چه را که در مسافرت می‌بینی جز خوبی نباشد؛ یعنی او را با تمام معایب و محاسن دوست داشته باشی و بپذیری، زمانی‌که توانستی این کار را انجام بدهی همسفر خوبی هستی، آن زمان است که هرچه را انجام می‌دهی و هر حرفی را که می‌زنی از روی عشق و محبت می‌باشد.

منظور از همسفر بال پرواز مسافر است، چیست؟

همه ما ابتدا به‌خاطر مسافرمان وارد کنگره شدیم؛ اما رفته‌رفته فهمیدیم که خود ما بیشتر احتیاج به آموزش و آگاهی داریم، چون ما هم با افکار منفی به خودمان تخریب وارد کرده‌ایم؛ پس باید تغییر کنیم، یعنی کاملاً خرد شویم و دوباره ساخته شویم.
وقتی مسافری وارد کنگره شده و سفر خود را شروع کرده، انگار نصف راه را رفته است و ادامه مسیر با من همسفر می‌باشد. من هستم که باید تمام زمینه را برای سفر او فراهم نمایم، آرامش را به زندگی‌ام برگردانم، جایگاه مسافرم و اقتدارش را محترم بشمارم، از نصیحت‌کردن بپرهیزم و آموزش‌های خودم را روی او پیاده نکنم، رهایش کنم به‌معنای واقعی؛ اما همراه و هم‌قدم او باشم.

توصیه شما برای همسفرانی که سفر مسافرشان طولانی  شده‌است، چیست؟

همیشه صبر به همراه تلاش لازم است. طولانی‌بودن سفر؛ یعنی هنوز تغییرات در همسفر شکل نگرفته و گره‌هایی در او هست که مانع سفر مسافر می‌شود. همسفر و مسافر در یک جایی تبدیل به دو خط موازی می‌شوند تا به مقصد برسند؛ پس این گره‌ها باید ذره‌ذره باز شوند تا سبک‌بال قدم بردارد. زمانی‌که قدم‌های همسفر درست شد، مسافر برای این‌که بتواند همراه او شود، تغییر می‌کند تا خودش را به همسفر برساند، آن وقت است که سفرش را درست و به خوبی پیش می‌برد تا با هم به رهایی برسند.

انگیزه ماندگاری شما در کنگره با توجه به این‌که مسافر ندارید، چیست؟

به این باور رسیده‌ام که تنها جایی‌که می‌تواند مسافر من را درمان کند، کنگره است؛ زیرا مسافرم با آمدن به این مکان، تغییرات زیادی داشت و الان که حدود یک‌سال و نیم است که به کنگره نمی‌آید؛ ولی این تغییرات را در او می‌بینم و مطمئن هستم که انتخابش برای درمان باز هم همین‌جا است.
آموزش‌ها در این‌جا به‌قدری ناب است که به هیچ‌وجه نمی‌توانم از آن بگذرم. تنها جایی‌که باعث شد من بتوانم با آرامش بیشتری به زندگی ادامه بدهم، کنگره بود. من با کنگره توانستم از جای خود بلند شوم و برای هر آن‌چه که می‌خواهم تلاش کنم تا به آن‌ها برسم. کنگره به من آموخت؛ درختان ایستاده می‌میرند.

بهترین دریافتی شما از حضور در کنگره، چه‌چیز بوده است؟

بهترین دریافت من زندگی‌کردن و آرامشی که به‌دست آورده‌ام، بوده است. در گذشته خودم را از یاد برده بودم و تنها اعتیاد مسافرم را می‌دیدم، شب‌وروز کارم غصه‌خوردن بود، هیچ راه حلی پیدا نمی‌کردم و مدام به‌دنبال ناجی بودم تا من را از این زندگی نجات دهد؛ اما الان فهمیدم که تنها ناجی زندگی‌ام، خودم هستم‌. من باید حرکت کنم، تغییر کنم و برای مشکلاتم به‌دنبال راه حل باشم؛ همین‌طور نسبت به مسافرم محبت و عشق واقعی را داشته باشم. الان به این درک رسیده‌ام که اعتیاد او، تنها بخش کوچکی از زندگی من است.

سپاسگزارم از این‌که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. امیدوارم با پشتکار و حضور در کنگره، از آموزش‌ها بهترین بهره را ببرید و روزی شاهد رهایی شما و مسافرتان باشیم.
به امید رهایی همه سفر اولی‌ها

طراح سؤالات و مصاحبه‌کننده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .