English Version
This Site Is Available In English

همسفر بودن یعنی راه را کوتاه‌تر حس کردن

همسفر بودن یعنی راه را کوتاه‌تر حس کردن

اندوهی که قلب‌ها را در خود محبوس داشته، تا مرگشان را آغاز حیات خویش نماید؛ اکنون خود مغلوب قلب‌های بخشنده‌ای گشته است. قلب همسفرانی که بخشش را برای بازپس‌گیری عزیزانشان به نشان محبت بیکران و عشق بلاعوض هدیه نموده‌اند. همسفران جشنتان پرشگون باد. ضمن تبریک هفته همسفر به مناسبت این هفته در خدمت چند تن از همسفران نمایندگی ارگ کرمان هستیم؛ توجه شما را به گفت‌گویی که با این عزیزان داشتیم جلب می‌کنیم.

همسفر حمیده و مسافرشان نوید با مصرف آنتی‌ایکس متادون و کراک وارد کنگره شدند به مدت ۱۱ ماه و ۲۶ روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر رضا و همسفر فائزه سفر کردند. در حال حاضر به مدت ۱ ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافر والیبال و ورزش همسفر در کنگره دارت است.

همسفر بودن چگونه نگاه شما به مسئولیت‌پذیری را تغییر داد؟

همسفر بودن باعث شد نگاهم به مسئولیت‌پذیری عمیق‌تر و واقعی‌تر شود. قبل از همسفر شدن مسئولیت را بیشتر در گفتن، تذکر دادن و کنترل کردن می‌دیدم؛ اما در کنگره۶۰ یاد گرفته‌ام که مسئول واقعی یعنی اول اصلاح نگاه خودم. به‌عنوان همسفر فهمیدم که من مسئول درمان کسی نیستم؛ بلکه مسئول حال، تعادل، آموزش و رشد خودم هم هستم. وقتی روی خودم کار کردم بدون فشار و اجبار اثرش را در خانواده و مسیر درمان دیدم و این باعث شد از نقش قربانی یا نجات دهنده بیرون بیایم و جای آن آرامش، صبوری و آگاهی را انتخاب کنم. همسفر بودن به من آموخت مسئولیت‌پذیری یعنی مرزبندی درست با دیگران، پذیرش اشتباهات خودم بدون سرزنش، انجام وظیفه با عشق نه از روی اجبار و پایبندی به آموزش‌ها حتی وقتی نتیجه خوبی نمی‌بینم. درنهایت فهمیدم هر تغییر که از درمان من شروع شود پایدارتر و مؤثرتر خواهد بود.

بزگترین چالش احساسی که به‌عنوان همسفر تجربه کردید چه بود و چگونه با آن روبه رو شدید؟

بزرگ‌ترین چالش احساسی من به‌عنوان همسفر، رها کردن نقشِ «نجات‌دهنده» بود. اوایل فکر می‌کردم اگر بیشتر تذکر بدهم، کنترل کنم یا نگران باشم، روند درمان مسافرم بهتر پیش می‌رود؛ اما کم‌کم فهمیدم این رفتارها بیشتر از کمک، فشار و تنش ایجاد می‌کند. روبه‌رو شدن با این چالش زمانی شروع شد که یاد گرفتم مسئولیت درمان مسافر با خودش است و مسئولیت آرامش و رشد با من. با آموزش‌های کنگره‌۶۰، گوش دادن بدون قضاوت، احترام به مسیر مسافر و تمرکز روی تغییرات درونی خودم، توانستم اضطراب، خشم و ترس‌هایم را مدیریت کنم. وقتی نگاه من از کنترل‌گری به حمایت آگاهانه تغییر کرد، هم حالم بهتر شد و هم رابطه‌ام آرام‌تر و سالم‌تر.

چه زمانی متوجه شدید که تغییر شما مهم تراز تغییر مسافر است؟

من زمانی متوجه شدم که تغییر من مهم‌تر از تغییر مسافر است که با وجود تلاش زیاد برای اصلاح او، هیچ چیز بهتر نمی‌شد؛ اما به محض اینکه نگاهم را به خودم برگرداندم و روی رفتار، افکار و احساسات خودم کار کردم، آرامش وارد زندگی‌مان شد. در آن مقطع فهمیدم وقتی من صبورتر، آگاه‌تر و مسئولانه‌تر رفتار می‌کنم، بدون اجبار و فشار، فضا برای تغییر مسافر هم فراهم می‌شود. اینجا بود که درک کردم تغییر واقعی از خود همسفر شروع می‌شود، نه از مسافر.

همسفر بودن چه تأثیری بر نوع ارتباط شما به اطرافیان غیراز مسافر گذاشت؟

همسفر بودن باعث شد نوع ارتباط من با اطرافیانم آگاهانه‌تر و سالم‌تر شود. یاد گرفتم به‌جای قضاوت و واکنش‌های احساسی، شنونده بهتری باشم و مرزهای شخصی خودم را حفظ کنم. آموزش‌های کنگره۶۰ به من کمک کرد مسئولیت احساسات و رفتار خودم را بپذیرم و انتظار تغییر از دیگران نداشته باشم. در نتیجه روابط من با خانواده، دوستان و اطرافیان آرام‌تر، محترمانه‌تر و همراه با درک متقابل شد و تنش‌ها به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد.

همسفر ندا و مسافرشان رسول با ۱۶ سال مصرف آنتی‌ایکس تریاک وارد کنگره شدند به مدت ۶ ماه و ۲۵ روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر محسن و همسفر محدثه در حال سفر هستند. TDS مصرفی مسافر ۰/۶ سی‌سی. ورزش مسافر پیاده‌روی و ورزش همسفر در کنگره بدمینتون است.

چه زمانی احساس کردید که حال خوب شما مستقل از حال مسافر شده است؟

من وقتی که به‌عنوان یک همسفر وارد کنگره شدم، در ابتدا فکر‌ کردم به‌عنوان یک عضو خانواده مسافر آمده‌ام تا در جریان شرایط مسافر قرار بگیرم و درکش کنم تا بتونم در این مسیر به او کمک کنم؛ اما بعد از تقریبا ۲ماه با دریافت آموزش‌های کارگاه های عمومی و لژیون متوجه شدم که برای خوب شدن حال خودم باید در کنگره باشم. این که من هم مثل مسافر دچار آسیب‌هایی شده‌ام و گاهاً بیشتر از مسافر و‌ باید این آسیب‌ها اصلاح شود. مسئله دیگر این‌که اوایل حالم وابسته به حال مسافر بود و نگاهم سمت مسافر، هر زمان خوب بود، من هم خوب بودم؛ اما در همین مدت دریافته‌ام که من باید به دنبال حال خوب خودم باشم و خودِ من هستم که باید حال خوب خودم را بسازم.

همسفر بودن چه تأثیری بر اعتمادبه‌نفس شما گذاشته است؟

من کنگره۶۰ را مثل خیلی از مراکز ترک اعتیاد دیگر که فقط با مسافر سروکار دارند و به دنبال درمان شخص مصرف کننده هستند می‌دانستم؛ اما با ورود به کنگره متوجه شدم که در کنگره۶۰ درمان اعتیاد فقط درمان شخص مصرف کننده نیست؛ بلکه درمان یک خانواده است. زمانی که در مسیر درمان به‌عنوان یک همراه و‌ یک همسفر با مسافر هم‌قدم شدم، به این باور رسیدم که حضور من برای درمان مسافر و بازگشت آرامش از دست رفته خانواده چقدر با اهمیت و مهم است و این امر به من حس ارزشمند بودن و اعتماد به نفس داد.

به نظر شما چرا نقش همسفر در این مسیر کمتر دیده می‌شود؛ اما بسیار حیاتی است؟

در نگاه اول هر شخصی به کنگره، شاید تنها مسافر به چشم بیاید، چون که هدف را درمان یک فرد مصرف کننده می‌داند؛ اما اگر کمی شناخت از محیط کنگره پیدا کند، متوجه خواهد شد که همسفر نقش مهم و حیاتی برای درمان فرد دارد. این نکته از حضور مسافرها و همسفرها در کنار هم در کارگاه‌های عمومی و آموزش همزمان دو گروه کاملاً مشهود و قابل درک است.

همسفر بودن چگونه نگاه شما را به «مشکل» و «راه‌حل» را تغییر داد؟

ما قبل از کنگره چندین تجربه ناموفق برای ترک اعتیاد داشتیم که دلیل این شکست‌ها را نمی‌دانستیم و پس از آشنایی با کنگره بود که متوجه شدیم به دلیل این‌که شناخت درستی از مسئله اعتیاد و راه‌حل منطقی حل این موضوع را نداشتیم هیچ راهکاری مؤثر نبود. من در کنگره دریافته‌ام که برای حل هر مشکلی ابتدا باید شناخت درستی از موضوع داشت، تمام راه‌حل‌های منطقی را در نظر گرفت و در نهایت با تفکر و آموزش و استفاده از تجربه دیگران بهترین راه‌حل را انتخاب نمود که این مسئله در تمامی مشکلات و ابعاد زندگی صدق می کند.

همسفر سمانه و مسافرشان محمد با مصرف آنتی‌ایکس تریاک وارد کنگره شدند به مدت ۱۰ ماه و ۲۰ روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر محسن و همسفر معصومه سفر کردند. در حال حاضر به مدت یک سال و ۳ ماه و چند روز است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافر  فوتبال و ورزش همسفر در کنگره دارت است. ایشان در جایگاه‌های خدمتی نگهبان سیستم صوتی، دبیر جلسات و ورزشبان دارت خدمت کرده‌اند و در حاضر به‌عنوان تایپیست در حال خدمت هستند.

چه توصیه‌ای به کسی دارید که تازه به مسیر همسفر شدن قدم گذاشته است؟

این‌که اول ناامید نباشند و یک همسفر نباید خود را سرزنش کند که چرا همسفر یک مصرف‌‌کننده شده است؛ چراکه در مسیر درمان اعتیاد به راه‌حل دیگر مسائل زندگی دست می‌یابند؛ اگر به کنگره وصل شوند با آموزش‌ها متوجه می‌شوند که راهی که در آن حضور دارند، اگر به آن ایمان هم داشته باشند؛ قطعاً نتیجه خوبی می‌گیرند. درمان مسافر، حال خوش خود و مسافر را به دست می‌آورد، علم زندگی کردن را می‌آموزند و سرشار از شادی، انرژی و شعف می‌شوند.

اگر همسفر امروزِ شما با همسفرِ ابتدای مسیرتان روبه‌رو شود، چه تفاوت‌هایی بینشان می‌بیند؟

به سوال و نکته خوبی اشاره فرمودید، وقتیاگر می‌اندیشم، می‌بینم که امروز تفکرم فرق کرده است و هرچه جلوتر می‌آیم بیشتر می‌بخشم، بیشتر مسافرم را درک می‌کنم، از آرامش بیشتری برخوردار هستم و به نظر من کسی که در سفر است همیشه در حال پرداخت بدهی‌های گذشته خود است و خیلی صبورتر و مهربان‌تر از قبل هستم و این حس‌های خوب همه به‌واسطه آموزش‌های ناب کنگره۶۰ است.

همسفر بودن چه معنایی فراتر از همراهی با یک مسافر برای شما دارد؟

همسفر بودن علاوه بر بال پرواز برای مسافر، فراتر از یک مسئولیت است؛ نعمتی است که به من می آموزد چگونه به خودم و دیگران عشق بورزم و برای آرامش زندگی خودم آگاهانه تلاش کنم و آن عشق و محبتی که در زندگی من کمرنگ شده است احیاء شود و امیدوارم همه ما بتوانیم در مسیر رشد و درمان فردی گام برداریم و به آرامش و حال خوب برسیم.

هفته همسفر چه آموزشی برای شما به همراه داشته است؟

این هفته برای من خیلی پر از آموزش و انرژی است. این‌که من قدردان باشم و سپاسگزار انسان‌هایی باشم که در مسیر درمان و‌ رهایی به من و مسافرم کمک کرده‌اند و برای ما زحمت کشیده‌اند، همیشه شاکر و سپاسگزار خداوند و مخلوقین آن باشم، قدر همسفر بودن خود را بدانم و در قبال این مسئولیت وظیفه خودم را به درستی انجام دهم.

همسفر سمیه و مسافرشان حامد با مصرف آنتی‌ایکس متادون وارد کنگره شدند به مدت ۱۱ ماه و ۲۵ روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر محسن و همسفر زهرا در حال سفر هستند. ورزش مسافر والیبال و ورزش همسفر در کنگره دارت است.

به نظر شما مهم‌ترین تفاوت «همراهی سالم» و «کنترل کردن» چیست؟

همراهی سالم آزادی می‌دهد که من کنار مسافری هستم تا خودش مسیرش را به درستی انتخاب کند؛ اما کنترل کردن همان آزادی را می‌گیرد، من سعی نمی‌کنم مسیر را به جایش تعیین کنم حتی اگر نیتم خیر باشد.

همسفر بودن چگونه به شما یاد داد حد و مرزهای درست را رعایت کنید؟

به من یاد داد اگر مرز نگذارم یا خودم فرسوده می شوم یا دیگران را ناخواسته از خودم محدود می‌کنم.

اگر بخواهید تجربه همسفر بودن را در یک جمله توصیف کنید، آن جمله چیست؟

همسفر بودن یعنی راه را کوتاه‌تر حس کردن.

چه زمانی احساس کردید که حال خوب شما مستقل از حال مسافر شده است؟

وقتی که حال خوبم از درون خوش می‌آید، نه اینکه از رضایت حضور یا حال خوب مسافر.

طراح سؤالات، مسئول مصاحبه: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .