انسان اصولا مسافر است واین سفر سفریست از تولد تا مرگ. مفهوم سفر در کنگره ۶۰ سفری است از ظلمت به نور. انسان موجودیست اجتماعی و بنابراین برای سفر کردن همسفر یا همسفرانی برای خود انتخاب می کند واین همسفر داشتن برای انسان از اهمیت بالایی برخوردار است.
(مهندس دژاکام)
در ادامه گفتگویی با راهنمای تازهواردین مسافر داوود و همسفر محترمشان، راهنما خانم مرضیه ترتیب دادیم که باهم میخوانیم:
لطفاً به رسم کنگره خودتون رو معرفی بفرمایید:
سلام دوستان، داوود هستم، مسافر؛ آخرین آنتیایکس مصرفی من هروئین و شیشه بوده است. درمان به روش DST و داروی درمان شربت OT، به راهنمایی راهنمای محترم آقا امید، لژیون ششم، رشته ورزشی در کنگره شنا و والیبال. مدت رهایی از مواد ۴ سال و ۱ ماه و ۲ روز.
همسفر: سلام دوستان، مرضیه هستم، همسفر؛ مدت مصرف مسافرم ۱۳ سال و مواد مصرفی ایشان هروئین و شیشه بوده است. روش درمان DST و داروی درمان شربت OT، به راهنمایی راهنمایان محترم آقا امید و خانم ندای عزیز، مدت رهایی من ۳ سال و ۲ ماه است.
سؤال اول: (مسافر داوود) تعریف همسفر چیست؟
به نظر من، در هر کاری و در هر مسیری که انسان بخواهد قدم بردارد، نیاز به یک همسفر دارد. مخصوصاً در مثالی که خود کنگره هم از آن استفاده میکند؛ زمانی که قصد سفر داریم، وجود همسفر ضروری است. ما نیز در حال سفر هستیم، بهویژه در سفر دوم که طولانیتر است و برای طی کردن درست این مسیر، حضور همسفر اهمیت زیادی دارد. بدون همسفر، طی کردن این مسیر شاید به آن زیبایی و کیفیتی که باید، اتفاق نیفتد.
سؤال اول: (همسفر خانم مرضیه): بهترین تغییری که در مسیر خود مشاهده کردید چه بوده است؟
به نظر من، بهطور کلی ورود هر فرد به کنگره با تغییراتی همراه است. همانطور که تغییر جایگاه در کنگره رخ میدهد، تغییر در جهانبینی نیز برای همه ما اتفاق میافتد؛ چه مسافر و چه همسفر. نوع نگاه و جهانبینی همسفران تغییر میکند و این تغییر برای مسافران نیز به همین شکل وجود دارد.
سؤال دوم: (مسافر داوود): به نظر شما چرا در کنگره ۶۰ هفتهای به نام هفته همسفر نامگذاری شده است؟
به نظر من، اهمیت همسفر در نقش درمان مسافر بسیار بالاست. حضور همسفر در کنار مسافر در حال سفر، باعث میشود آن مثالی که آقای مهندس بیان میکنند و میفرمایند همسفر بال پرواز مسافر است، بهطور کامل محقق شود. سفر راحتتر میشود و مسافر انرژی بیشتری دریافت میکند. این موضوع را بهوضوح در جلسات عمومی مشاهده میکنیم که انرژی آنها نسبت به جلسات خصوصی بسیار بیشتر است.
سؤال دوم : (همسفر خانم مرضیه) سختترین بخش مسیر شما چه بوده است؟
نمیتوانم بگویم سختترین بخش سفر بوده، اما زمانی که شال گرفتم و در آزمون قبول شدم، مسئولیت بیشتری را احساس کردم. زمانی که فرد خدمتی را در کنگره میپذیرد، احساس مسئولیتش افزایش مییابد و شاید نگرانی از اینکه آیا میتواند آن جایگاه را بهنحو احسن انجام دهد یا نه، چالشبرانگیزترین بخش مسیر باشد.

سؤال سوم: (مسافر داوود) همسفر چه نقشی در حال خوب و درمان مسافر دارد؟
با توجه به اینکه من در سفر دوم هستم، به نظر من حدود پنجاه درصد از انگیزه، تلنگر و نیروی حرکت در سفر دوم، به نقش همسفر مربوط میشود؛ بهویژه زمانی که هم مسافر و هم همسفر هر دو در کنگره حضور دارند. این موضوع در زندگی من کاملاً قابل لمس است. اگر خطایی از سمت من رخ دهد، همسفرم تلنگری میزند و بالعکس. این تعامل باعث ایجاد انگیزهای قوی میشود که فرد از مسیر خود خارج نشود. بهخصوص در این هفته که دستور جلسه وادی یازدهم است و هدف همه ما رسیدن به اقیانوس است؛ هرچند اقیانوس هر فرد متفاوت است. بدون همسفر، این مسیر واقعاً دشوار خواهد بود.
سؤال سوم: (همسفر خانم مرضیه) چه زمانی احساس کردید که واقعاً به مسافرتان کمک کردهاید؟
با توجه به اینکه من در طول سفر اول مسافرم همراه ایشان نبودم و بعد از رهایی با هم آشنا شدیم، شاید نتوانم از کمک مستقیم صحبت کنم؛ اما حضور من در کنگره میتواند قوت قلبی برای مسافرم باشد و بالعکس. همانطور که حضور مسافر پس از سفر، برای همسفر نیز آرامشبخش و دلگرمکننده است.

سؤال چهارم: (مسافر آقا داوود) به نظر شما بهترین ویژگی یک همسفر خوب چیست؟
آقای مهندس مثالی بسیار زیبا در این زمینه بیان میکنند؛ اینکه اگر همسفر شما در کنگره حضور نداشته باشد، مانند این است که شما به یک زبان صحبت میکنید و همسفرتان به زبانی دیگر؛ در این حالت هیچگاه درک متقابل شکل نمیگیرد. همسو بودن در فکر، ذهن و مسیری که طی میشود، حرکت را بسیار راحتتر و مسیر را لذتبخشتر میکند.
سؤال چهارم: (همسفر خانم مرضیه) بزرگترین درسی که از این مسیر گرفتید چه بوده است؟
مهمترین چیزی که در طول این مسیر آموختم و همچنان در حال یادگیری آن هستم، آموزش مداوم است. همانطور که آقای مهندس تأکید میکنند، در حال آموزش و یادگیری باشید. برای من لذتبخشترین بخش این است که در پایان هر جلسه، یک نکته و یک بار آموزشی به دانستههایم اضافه میشود و این بزرگترین دستاورد سفر من است.
سؤال پنجم: (مسافر آقا داوود) اگر بخواهید از همسفرتان تشکر کنید، چه جملهای به او میگویید؟
قشنگترین جملهای که به ذهنم میرسد این است که بگویم: تو بهترین هدیهای هستی که خداوند به من داده است. زمانی که با همسفرم آشنا شدم، یاد آرزویی افتادم که در جوانی داشتم. همسفرم همان خواسته قدیمی من است که برایم محقق شد و به همین دلیل، او را بهترین هدیه خداوند میدانم.
سؤال پنجم: (همسفر خانم مرضیه) بهترین خاطرهای که با مسافرتان ساختهاید چه بوده است؟
بهترین خاطره من این است که هر دوی ما شال راهنمایی را با موفقیت دریافت کردیم.

کلام آخر (مسافر داوود):
در کنار همسفرم، آرامشی را در زندگی تجربه میکنم که شاید بسیاری از افراد آن را نداشته باشند. بیرون از کنگره، افراد زیادی را میبینم که قدردان داشتههایشان نیستند؛ اما وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم، آرامش، قدردانی و شکرگزاری من و همسفرم نسبت به خداوند، رنگ دیگری به زندگیمان داده است. من بابت این اتفاق شاکر خداوند هستم و این آرزو را برای همه دارم که به چنین آرامشی برسند. برای کسانی که همسفر ندارند یا همسفرشان به کنگره نمیآید، آرزو میکنم مسیرهایشان همسو شود و به آرامش برسند. امیدوارم در هفته همسفر بتوانیم به اندازه شأن و جایگاه همسفران، از آنها قدردانی کنیم؛ هرچند باور دارم هیچ قدردانیای جبرانکننده محبت آنها نیست.
کلام آخر (همسفر خانم مرضیه):
من نیز هفته همسفر را تبریک میگویم. امیدوارم همه همسفرانی که در طول مسیر مسافر خود رنجها و سختیهای زیادی را متحمل شدهاند، به حال خوش و آرامش واقعی دست پیدا کنند.
مصاحبه کننده و تایپ: مسافر رایان
تنظیم و بارگزاری: مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
257