هفتمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما همسفر جواد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر محسن با دستورجلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان جواد هستم، همسفر؛ خدا را شکر میکنم که به من اجازه خدمت داده شد تا در کنار شما عزیزان باشم. هفته همسفر را در رأس به مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تبریک میگویم، همچنین به تمام همسفران آقا و خانم تمام نمایندگیهای کنگره۶۰ نیز این هفته را تبریک عرض میکنم. موضوعی که در خصوص مسئله همسفر مطرح است این است که در ابتدا من همسفر فکر میکنم برای مسافرم به کنگره میآیم که مسافرم بهتر حرکت کند و درستتر جلو برود. در ابتدا اینطور هست ولی در اصل کنگره مثل یک تئاتری است که بلیط آن را مسافر به من میدهد چرا که من بدون مسافر نمیتوانم وارد کنگره بشوم و این جزو قوانین است که باید حتما مسافری مرا دعوت بکند تا منهمسفر بتوانم این نمایش را ببینم.
وقتی وارد این نمایش میشوم اولین چیز این است که من باید از این نمایش لذت ببرم. در اصل من برای دیدن نمایش توسط مسافرم نیامدهام بلکه آمدهام تا خودم از دیدن این نمایش لذت ببرم و وقتی این مسئله را درک کنم با خودم میگویم خدا را شکر که دارم از این نمایش لذت میبرم. یک جایی هست که مسافرم دوست دارد این دیدن را با دیگران به اشتراک بگذارد که دیگران را نیز دعوت به دیدن بکند چون یک فیلم که خوب است را انسان به دیگران پیشنهاد میکند حالا حساب کنید بازیگر آن فیلم خود من باشم. بازیگرش تکتک افراد باشند چقدر حس خوب میدهد. چه تغییراتی در من رخ میدهد، چه تاریکیها که به روشنایی تبدیل شدهاند و این ادامه دار است و چقدر من از آن لذت میبرم و دوست دارم دیگران هم بیایند و لذت ببرند.
در اشعار مولانا داریم که خودت را صیقل بده و تبدیل به آیینه شو؛ این موضوع در مورد همسفران صادق است. در گذشته آیینهها را از سنگ میساختند و برای این کار باید خیلی سنگ را صیقل میدادند تا تبدیل به آیینه بشود. وقتی من آیینه بشود قرار نیست این آیینه را در برابر چشم مسافرم بگیرم تا به او زشتیها و تاریکیهایش را نشان بدهم چون وقتی من مشکلی دارم و کسی آن را به من نشان میدهد من خوشم نمیآید و دوست دارم آن را پنهان کنم لذا ممکن است همسفر دچار این اشتباه بشود که تبدیل به آیینهای بشود که باعث رانده شدن مسافر بشود.
همسفر وقتی وارد کنگره میشود یاد میگیرد که قرار نیست جلوی مسافر قرار بگیرد، قرار است کنار مسافر باشد تا مسافر را رو به جلو ببرد. در آخر جا دارد از گروه مرزبانی دوره دوم که رو به پایان است قدردانی بکنم. من وقتی مرزبان شدم به من گفتند تو الان مرزبان شدی ولی زمانی مرزبانی که این دوره را با موفقیت به پایان برسانی و تقدیرنامه مرزبانی به تو برسد مثل غریقنجاتی که در حال یادگیری شنا است و تا زمانی که آن برگه نرسد، تو غریقنجات نیستی و در حال آموزش هستی. به مرزبانان این دوره خدا قوت میگویم و به کسانی که خود را برای دوره جدید کاندید کردهاند نیز تبریک میگویم چرا که قدم برای خدمت کردن برداشتن خودش جرأت زیادی میخواهد و ارزشمند است. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
تهیه و ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزار سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
180