English Version
This Site Is Available In English

نقش همسفردر کنگره آموختن، مسئولیت پذیری و صداقت است .

نقش همسفردر کنگره آموختن، مسئولیت پذیری و صداقت است .

چهاردهمین جلسه از دوره ششم کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی صفادشت با استادی همسفر امیر حسین، نگهبانی راهنمای تازه واردین مسافرمحمدرضا و دبیری مسافر علی با دستور: « هفته همسفر؛ نقش همسفران خانم وآقا در درمان اعتیاد مسافران » روز دوشنبه8 دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان امیرحسین هستم یک همسفر.
خداوند را شاکرم و سپاسگزارم که بار دیگر فرصت حضور در این جایگاه را به من عطا کرد، قبل از هر چیز، هفته‌ی همسفر را به جناب مهندس دژاکام، خانواده‌ی محترمشان، و همه‌ی همسفران عزیز در نمایندگی  صفادشت و نمایندگی وحید تبریک می‌گویم.

امروز دستور جلسه هفته همسفر است و می‌خواهم از تجربه‌ی شخصی خودم در جایگاه همسفر صحبت کنم، من  از طریق برادرم که مصرف کننده بود با کنگره آشنا شدم ، آن زمان بیش از 80 درصد مسیر زندگی‌ام در جهت ضد‌ارزش‌ها بود؛ شاید فقط20 درصدش ارزش داشت، تا وقتی وارد کنگره نشده بودم، هیچ آگاهی و شناختی از مسیر درست نداشتم،خدا را شکر برادرم وارد کنگره شد، سفر کرد و به رهایی رسید،کاملاٌ تغییر کرد، پیشنهاد داد که من هم به عنوان همسفر به کنگره بیایم، همان یک بار آمدن برایم سرآغاز دگرگونی بود،و من سیگارم را درمان کردم، و تازه متوجه شدم که خودم تا آن موقع راه زندگی‌ام را گم کرده بودم.

به نظرم، برادرم فقط مصرف‌کننده نبود؛ بلکه در واقع او تابلوی راهنما برای من بود تا مسیر گمشده‌ام را پیدا کنم، من بیش از ده سال، در تاریکی سردرگم بودم تا اینکه خداوند از طریق سفر برادرم، به من این راه را نشان داد،از وقتی که وارد کنگره شدم،تازه فهمیدم نقش همسفر چیست، قبل از آن، همیشه از برادرم ایراد می‌گرفتم، دعوا می‌کردم، قضاوتش می‌کردم، در حالی که هیچ دانش و آگاهی نسبت به بیماری اعتیاد نداشتم، نمی‌دانستم چطور باید با یک مصرف کننده برخورد کنم، نه معنای واقعی حمایت را بلد بودم.

بعد از حضور در کنگره و آموزش‌هایی که گرفتم، همه چیز تغییر کرد، من یازده ماه و پنج روز سفر کردم و به رهایی از سیگار رسیدم. از آن به بعد، تازه فهمیدم ،  تا الان چقدر اشتباه زندگی می‌کردم. آموزش‌های کنگره باعث شد از ضد‌ارزش‌ها فاصله بگیرم و به ارزش‌ها نزدیک شوم،قبلاً فکر می‌کردم برادرم یک آدم کاملاً خراب و غیرقابل اصلاح است؛ کسی که دیگر نمی‌تواند جزئی از خانواده‌مان باشد، اما وقتی او درمان شد و رفتارش را دیدم، انگار 180 درجه تغییر کرده بود، من تا مدت‌ها مسخره‌اش می‌کردم، به او برچسب می‌زدم، و حتی تحقیرش می‌کردم، اما وقتی به خودم نگاه کردم، دیدم خودم هم حال خوبی ندارم،من روزی دو بسته سیگار می‌کشیدم، شب‌ها خون بالا می‌آوردم، آسم داشتم، تنگی نفس شدید گرفته بودم، هفته‌ای دو بار در اثر استفاده از سیگار خونریزی می‌کردم، تا اینکه وارد سفر شدم، درمان انجام دادم، و معجزه‌ها یکی یکی اتفاق افتاد ،آسمم کاملاً خوب شدتنگی نفسم از بین رفت،خونریزی‌های بینی ام متوقف شد و مهم‌تر از همه، مسیر زندگی‌ام روشن شد.

بعد از مدتی وارد لژیون سردار شدم؛ تجربه‌ای که زندگی‌ام را متحول کرد،قبلاً اگر به کسی کمک می‌کردم، منت می‌گذاشتم یا توقعی از خدا داشتم که در ازایش چیزی بدهد. اما وقتی وارد لژیون سردار شدم، یاد گرفتم که بخشش یعنی رها شدن، نه معامله،آن مبلغی که پرداخت کردم، شاید شش میلیون تومان بود، اما برکتش به اندازه‌ی یک عمر بود،بعد از ورود به  لژیون سردار، اوضاع مالی‌ام متحول شد؛ اول موتور ، بعد ماشین، و در ادامه خانه خریدم ،اما مهم‌تر از همه اینکه کیفیت زندگی‌ام بالا رفت، آرامش پیدا کردم، و انسان‌های خوبی وارد مسیرم شدند، فهمیدم برکت، فقط پول نیست، بلکه در نوع نگاه، در آرامش، و در ارتباط‌های سالم است،در کنگره تازه فهمیدم که من خودم از برادرم حال خرابتری داشتم،با اینکه مصرف‌کننده نبودم، ولی ذهنی منفی و مسموم داشتم، افکارم پر از قضاوت، ناامیدی و خودخواهی بود، اما با آموزش‌ها یاد گرفتم روی خودم کار کنم، تغییر از درون آغاز شد.

قبلاً بی‌احترامی زیادی به پدر و مادرم می‌کردم، با خواهر و برادرم رابطه‌ی خوبی نداشتم و پیوند محبت در خانواده از بین رفته بود، ولی به‌تدریج با آموزش‌های کنگره، آن پیوند محبت را دوباره ترمیم کردم، خانواده‌مان متحد‌تر شد، و حس عشق و احترام برگشت و ارتباطم با خانواده بهتر شد،در کارم هم تغییر کردم،قبلاً اگر مشتری چند بار تماس می‌گرفت، جواب نمی‌دادم؛ چون بی‌مسئولیت و بی‌حال بودم، اما امروز یاد گرفتم که مسئولیت‌پذیر بودن یعنی صداقت، و همانطور که جناب مهندس فرمودند:بزرگترین حیله، حیله‌ی صداقت است،یعنی اگر صادق باشی، راه رشد و آرامش خودبه‌خود باز می‌شود.

الان  این آموزش‌ها را در زندگی روزمره‌ام ؛ در رفتار،  کار،  خانواده و معاشرت‌ها کاربردی کرده ام . نقش همسفر در کنگره برای من فوق‌العاده بوده، چون هم باعث تغییر خودم شد و هم به رشد خانواده‌ام کمک کرد،در پایان، از خدای مهربان، از جناب مهندس، از راهنمایان، و از همه‌ی عزیزانی تشکر می‌کنم.
سپاس از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید.

در ادامه انتخابات نگهبانی دوره هفتم برگزار شد و راهنمای تازه واردین مسافر اکبر به عنوان نگهبان انتخاب شد.

تایپ ، ویراستاری و ارسال: مسافر حسن خدمتگزار سایت
عکس: مرزبان خبری مسافر بهمن
مسافران نمایندگی صفادشت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .