دوازدهمین جلسه از دوره پنجم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنما مسافر علی،نگهبانی مسافر ابوالفضل و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه وادی یازدهم و تاثیر آن روی من روز پنجشنبه در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر.
خدا را بابت همه نعمتهایش سپاسگزارم. از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، دیدهبانهای محترم و راهنمای بسیار ارزشمندم، آقا رضا، ممنون و سپاسگزارم. قبل از اینکه در مورد دستور جلسه صحبت کنم، هفته همسفر را به تمامی همسفران گرامی، همسفر آقای مهندس و بهویژه همسفران شعبه امیر تبریک عرض میکنم. انشاءالله جشن هفته آینده، جشنی باشکوه باشد و همه ما بتوانیم قدردانی خوبی از همسفران داشته باشیم. به قول آقای مهندس، همسفر بال پرواز یک مسافر است. وادی یازدهم درباره این است که چشمههای جوشان و رودهای خروشان، همه در آخر به اقیانوس میرسند. کلاً این چهارده وادی که آقای مهندس به رشته تحلیل درآوردند و کتاب چهارده وادی را نوشتند، همگی یک چراغ راهی هستند برای من و برای رسیدن به هدف در کنگره ۶۰. آنها ابزارهای بسیار قدرتمندی هستند تا من با کمک این ابزارها، تفکر و اندیشه خودم را تغییر بدهم. وادی یازدهم درباره چشمهها و رودها صحبت میکند. چشمههای جوشان و رودهای خروشان همه به دریا و به اقیانوس میرسند. هدف نهایی یک رود، وقتی حرکت میکند، این است که به یک دریا و یک اقیانوس برسد. ما انسانها هم میتوانیم به "بحر" و اقیانوس خودمان برسیم. اقیانوس، به اعتقاد بنده، این است که انسان بتواند به صلح و آرامش برسد، به قلههای رفیع انسانیت برسد و به آن جایگاه بالای انسانیت دست پیدا کند.
اما همه اینها شرط دارد...، شرط آن این است که حرکت بکند و اینکه در مسیر درست حرکت بکند. من در زندگیام خیلی وقتها حرکت کردهام، ولی در مسیر درستی نبوده است. خیلی وقتها میخواستم مواد مخدر از زندگی من بیرون برود و مسیر کمپ را انتخاب کردم و خیلی هم زحمت کشیدم. درست است که حرکت کردم، ولی مسیر اشتباه بود؛ برای همین به دریا و اقیانوس که همان رهایی است، نرسیدم. به دلیل اینکه مسیر حرکت من مسیر درستی نبوده، زندگی من بدتر آشفته شد و من بدتر به سمت تاریکیها رفتهام. پس مسیر باید مسیر درستی باشدو اینکه من باید آموزش بگیرم؛ آموزش درست و مستمر. همه ما دیدهایم که بعضی از چشمهها فصلی هستند. شما بهار که در طبیعت بروید، میبینید که چشمههای زلال و زیبا در حال جوشش هستند، اما بهمحض اینکه به تابستان میرسیم، مشاهده میکنید که همه آن چشمهها خشک شدند، بهنحویکه انگار اصلاً چشمهای نبوده است. علت این است که منابع آبی که در دل کوه است، منابع کاملی نبوده. در کنگره ۶۰ هم اگر هر لحظه منِ مسافر ارتباطم با آموزشها قطع شود، من هم بهراحتی مثل یک چشمه فصلی خشک میشوم. مسافری که تازه به رهایی میرسد، اگر از کنگره دور شود یا سیدی ننویسد، او هم چشمه فصلی خواهد بود و خیلی زود خشک خواهد شد.

یک موضوعی که در وادی یازدهم برای من مهم بود، این بود که وادی یازدهم سراسر امید است. یک رود وقتی به سمت اقیانوس و دریا حرکت میکند، قطعاً مسیر او مسیر راحت و همواری نخواهد بود و اینطور نیست که خیلی راحت به دریا و اقیانوس برسد؛ بلکه در مسیر پیچوخمها و فرازونشیبهای زیادی وجود دارد. یک مسافر اگر قرار باشد به رهایی برسد، قطعاً مشکلات زیادی بر سر راهش خواهد آمد. اصلاً مگر وجود دارد انسانی که در زندگی هیچ مشکلی نداشته باشد؟ خیر، همه انسانها مشکلاتی دارند. هر انسانی بهنوعی در زندگی با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکند. اما سؤال اینجا مطرح میشود که آیا مشکلات باید من را از مسیر خودم خارج بکند؟ اگر قرار باشد رود با برخورد با یک سنگ از مسیر و هدف خود دست بکشد، پس هیچوقت به دریا و اقیانوس نمیرسد. موضوع دیگر در این وادی، موضوع انرژی است؛ انرژی پتانسیل.

هرچقدر که اختلاف ارتفاع بین دهانه چشمه و منابع آبی که به این چشمه وصل هستند وجود داشته باشد، انرژی برای حرکت آن چشمه بیشتر خواهد بود. یک رهجو در کنگره ۶۰ اگر اختلاف ارتفاع پیدا کند، قطعاً انرژی بیشتری خواهد داشت. کسی که در سفر اول برای اولین بار نوشتار میخواند یا مشارکت میکند، احساس میکند که انرژی بیشتری دارد. یا در سفر دوم، دبیر، نگهبان، استاد، یا مرزبان میشود. در حقیقت، هر جایگاهی که در کنگره ۶۰ به یک مسافر میدهند، باعث میشود که او «اختلاف ارتفاع» پیدا کند و انرژی او برای حرکت کردن بیشتر و بیشتر شود. چرا میگویند در کنگره ۶۰ اگر میخواهی حالت خوب باشد، خدمت کن؟ چون همین خدمتها هستند که باعث اختلاف ارتفاع و تولید انرژی برای بهتر حرکت کردن میشوند. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همگی شما سپاس گزارم.
تایپ و ویراستاری: مسافر سالار
عکس: مرزبان خبری مسافر صادق
تنظیم: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
154