English Version
This Site Is Available In English

ضربات تاریک می‌توانند تبدیل به سلاحی شوند برای رشد انسان

ضربات تاریک می‌توانند تبدیل به سلاحی شوند برای رشد انسان

بیشتر اوقات مفاهیم زندگی در قالب داستان به خوبی بیان شده است و چون برگرفته از حقایق زندگی هستند در زمان گذشته، حال و آینده جاری هستند. فهمیدن داستان‌ها ارتباط نزدیکی با حس انسان دارد که اگر نتواند چیزی را از آن درک کند گواه بر این است که حس‌های فرد بسته است. اگر انسانی در دلش دردی دارد، می‌تواند از آن به عنوان سرمایه استفاده کند، ضربات تاریک می‌توانند تبدیل به سلاحی برای رشد انسان شوند که البته اگر علم و دانایی کسب کنیم می‌توانیم در جهت خروج از تاریکی‌ها قدم برداریم. اگر تیغ، خنجر، شمشیر و تاریکی نباشد دیگر توانی برای قدرتمند شدن نیز نخواهد بود.

بشکافید آنچه شکافتنی نیست، در دل سنگ بروید و ترکیب‌ها را جدا نمایید؛ شمشیر در سنگ افسانه‌ای است که سؤالات زیادی را برای انسان بوجود می‌آورد مانند این‌که: چگونه ممکن است که شمشیر در دل سنگ فرو رود؟ چگونه آن شمشیر از دل سنگ بیرون آمد؟ فرو رفتن شمشیر درون سنگ، مسئله‌ای نشدنی و دور از واقعیت است و به طور حتم، جسم نرمی بوده است که شمشیر در آن فرو رفته است و به مرور زمان آن جسم تبدیل به سنگ شده است، سنگی که در دل خود شمشیری جای داده و قطع به یقین عمل خارج کردن شمشیر از درون سنگ عملی است پرفایده و مهم که پیام خاصی را به ما انتقال می‌دهد.

سنگ تمثیل درون و منظور از آن دل یا قلب انسان است که در صورآشکار به قلب اشاره دارد و در صورپنهان دل معنوی انسان است. انسانی که در تعادل کامل و بدون هیچ کینه یا خشم و یا حس بدی در حال زندگی است قلب و دل او به خوبی و در آرامش و نرمی در حال کار کردن است. برای این‌که انسان از تعادل خارج شود و به تاریکی‌ها سقوط کند کافی است به درون قلب او کینه، حسد یا حس‌های منفی وارد شود. قلب و دل انسان که به سنگ تبدیل شده دیگر نمی تواند به نرمی قبل بازگردد و به طرف سنگ شدن و سیاه شدن حرکت می‌کند.

شمشیر تمثیلی از ضربه تاریکی‌ها است که در صور پنهان به دل انسان وارد می‌شود و به اصطلاح همچون شمشیری برنده در قلب و دل انسان می‌نشیند، دل انسان را پاره می‌کند و با این پارگی دل و قلب، همه چیز از تعادل خارج می‌شود. انسان در مقابل این صدمات و ضربات مقاوم می‌شود (به اصطلاح پوست کلفت می‌شود، مانند سر انگشتان گیتاریست‌ها یا کف پاهای کسانی که رقص باله انجام می‌دهند) سیستم خودکار بدن به گونه‌‌ای کار می‌کند که از ضربات بعدی جلوگیری کند و آن قسمت خاص به دلیل تغییراتی که در حس او به وجود آمده، محکم‌تر و قطورتر می‌شود و سیستم دفاعی به خود می‌گیرد تا از اصابت ضربات بعدی جلوگیری کند.

فردی را می‌بینیم که در یک مورد خاص، حسی ندارد، این به این معنا نیست که او احساس ندارد، بلکه در آن مورد خاص آسیب دیده است. این سیستم امنیتی در مقابل ضربات و صدمات احتمالی که ممکن است که در آینده به آن قسمت وارد شود مقاوم شده است. دل و قلب شخصی که سنگ شده چند خاصیت دارد:

 _دیگر آسیبی را احساس نمی‌کند.

-حس‌های او بسته است و نمی‌تواند بین دل و قلب با هستی ارتباط برقرار کند.

_دیگر نمی‌تواند از طبیعت و اطراف خود لذت ببرد (عدم لذت بردن از کنار دیگران بودن)

این‌که انسان دل خود را سنگ می‌کند و درهای آن را به حس‌های مختلف می‌بندد، یک مکانیزم طبیعی است و این واکنش می‌تواند رنج انسان را کاهش دهد، اما تا زمان کوتاهی خوب است و در دراز مدت فقدان احساسات منجر به بروز مشکلات بزرگی می‌شود.

صورپنهان انسان از احساسات و امواج حسی تغذیه می‌کند و هرگاه این خوراک‌های حسی به انسان نرسد باعث کمبود ویتامین در صورپنهان و بروز بیماری‌ها می‌شوند مانند: بیماری سرطان. انسانی که می‌خواهد از این حالت بسته بودن احساسات خارج شود، اما قادر نیست این کار را به راحتی انجام دهد تا به عقب و سلامت خود بازگردد، هنوز شمشیر در قلبش قرار دارد اما آن را احساس نمی‌کند. البته شمشیر درون قلب ما می‌تواند اعتیاد باشد و در اصل بدترین ضربه تاریکی‌ها است.

برای برطرف نمودن این مشکل باید فرآیند معکوس شکل بگیرد و معکوس‌سازی همان نرم کردن دوباره قلب است. حرکت معکوس می‌تواند یادگیری جهان‌بینی و در مورد اعتیاد همان روش تدریجی باشد. رفته‌رفته قلب انسان نرم شده و حس‌ها درون او جاری می‌شود و فرد آن شمشیرها و تیغ‌های درون قلب خود را احساس کرده و شروع به گریه کردن می‌کند. احساس دردها و تیغ‌های درون دل و قلب از مهم‌ترین و سخت‌ترین مراحل نرم‌سازی دل و فرآیند معکوس است. این مرحله باید طی شود و دل به نرمی سابق خود برگردد تا شمشیرها و تیغ‌ها از درون قلب و دل آدمی خارج شود و زخم‌های دل التیام یابد، زخمی‌هایی که درون‌ آن تیغ‌ها مانده است و هیچ‌ وقت بهبود نمی‌یابند.

فرآیند معکوس دردناک است، خارج شدن انسان از تاریکی‌ها و سپس بیرون آوردن شمشیرها دردناک است که پس از آن زخم‌ها شروع به خوب شدن می‌کند، البته بهبودی با سرعت بیشتری صورت می‌گیرد و در این‌جا فرآیند زایش صورت می‌گیرد. قلب یا دل تبدیل به همان دل و قلب سابق می‌شود اما به طور کامل با هم متفاوت است یعنی؛ آگاهی، تجربه و دانش درون همین اتفاقات کسب شده است. شمشیر و تیغ از دل انسان خارج نمی‌شود مگر این که علم و دانش به او داده شود، کسب علم و دانش می‌تواند ابزاری برای رشد و تعالی و پیروزی ما شود.

 تا زمانی که شمشیر یا ضربه تاریکی‌ها در دل و قلب ما فرو رفته باشد ابزاری برای فرو رفتن در تاریکی‌ها است و زمانی که آن شمشیر توسط آگاهی و دانایی ما خارج شود می‌تواند ابزاری باشد برای مقابله با تاریکی‌ها، مانند ماده‌مخدر تریاک. اگر انسانی در دلش دردی دارد می‌تواند از آن به عنوان سرمایه استفاده کند. ضربات تاریک می‌توانند تبدیل به سلاحی شوند برای رشد انسان، البته اگر کسب علم و دانایی ما در جهت خروج از تاریکی باشد.

منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: راهنما همسفر معصومه
عکس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .