یازدهمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنما مسافر رحمان، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر عادل با دستور جلسه:«وادی یازدهم و تاثیر آن روی من»روز سهشنبه 1404/10/02ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رحمان هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر هستم که توفیق حاصل شد در جمع شما دوستان باشم. امیدوارم با کمک هم و مشارکت یکدیگر، جلسه خوبی برگزار کنیم و ذرهای به دانش و آگاهیمان اضافه شود. خدا قوت عرض میکنم خدمت همه خدمتگزاران، راهنماهای عزیز، مرزبانهای گرامی، ایجنت محترم و همه عزیزانی که اینجا جمع شدهایم تا به نوعی به هم کمک کنیم، انرژی بدهیم و انرژی دریافت کنیم. مهم این است که در مسیر باشیم.
اما دستور جلسه این هفته: «چشمههای جوشان و رودهای خروشان همگی به بحر و اقیانوس میرسند».
وقتی به نوشتار املایی دستور جلسات دقت میکنیم، بسیاری از مفاهیم آن را بهتر متوجه میشویم. وقتی میگوییم چشمه، این چشمه کجاست؟ چرا چشمه جوشان و رود خروشان؟ وقتی این مفاهیم را کنار هم قرار میدهیم، نتیجه کلی روشن میشود. اینها همه تمثیل هستند؛ وگرنه من با رودخانه یا چشمه چه کاری دارم؟ من یک مصرفکننده هستم که وارد کنگره ۶۰ شدهام و کنگره ۶۰ اهدافش بر مبنای درمان اعتیاد است. پس این مفاهیم چه ارتباطی با هم دارند؟
آقای مهندس فرمودند که بهشت و دوزخ یک تمثیل است و اینجا هم از همین نوع تمثیل استفاده شده است. پس منِ رحمان باید تصور کنم که یک چشمه هستم. اما برای چشمه بودن چه کاری باید انجام بدهم؟
اولین مسئله این است که چشمه در ارتفاع قرار میگیرد. منِ مصرفکننده وقتی وارد کنگره میشوم، در خانواده خودم پایینترین جایگاه را دارم؛ چه برسد به جامعه یا محل کار. پس باید تمام تلاشم را بکنم تا از آن جایگاه پایین، به جایگاه بالاتر ارتقا پیدا کنم.
اما فقط خواستن کافی نیست. خیلیها خواسته رسیدن به جایگاه بالا را دارند، اما اتفاقی نمیافتد. مثلاً فردی تلاش میکند، درس میخواند، بیخوابی میکشد، مطالعه میکند، کلاس تقویتی میرود و از خیلی تفریحات میگذرد و در کنکور قبول میشود؛ من اما خوابیدهام و همان کارها را نکردهام، بعد میگویم چرا من قبول نشدم. اینجا عدالت زیر سؤال نمیرود؛ عدالت این است که هر انسان به اندازه زحمتی که میکشد نتیجه میگیرد.
پس اگر من بخواهم چشمه باشم، باید چه کار کنم؟
چشمه منابع زیرزمینی دارد؛ این منابع همان اطلاعات و آگاهی من هستند. من باید این آگاهی را افزایش بدهم. زیر چشمه، منبع عظیمی از آب وجود دارد و وقتی بارندگی اتفاق میافتد، آن آب فوران میکند و جاری میشود. من هم باید با تمام توانم اطلاعات و آگاهیای را که در کنگره ۶۰ وجود دارد دریافت کنم تا بتوانم به جایگاه چشمه برسم.
چشمه در ارتفاعات قرار دارد و این اختلاف پتانسیل و ارتفاع است که باعث جوشش آن میشود. یعنی هرچقدر من بتوانم خودم را از جایگاهی که در آن هستم بالاتر بکشم، اطلاعاتم بیشتر میشود و انرژیای که از من خارج میشود قویتر خواهد بود. چشمه وقتی جاری میشود، کاری ندارد که آبش کجا میرود و چه کسی از آن استفاده میکند.
برای مثال، راهنماها در کنگره ۶۰ دانشی دارند و آن را بهصورت یکسان در اختیار رهجوها قرار میدهند. اینطور نیست که به یک نفر بیشتر و به یک نفر کمتر آموزش بدهند. این به رهجویی بستگی دارد که در لژیون نشسته است؛ اینکه چطور برداشت میکند، آیا میخواهد به آن ارتفاع برسد و تبدیل به چشمه شود یا فقط باری به هر جهت باشد.
اگر باری به هر جهت باشد، با اولین تابستان خشک میشود و چیزی از چشمه باقی نمیماند. اما باید طوری عمل کند که در سالهای بعد و حتی زمانی که بارندگی هم نیست، چشمهاش پرآب بماند. وقتی آب جاری میشود، در مسیرش فراز و نشیبهای زیادی وجود دارد و حتی وقتی به سد میرسد، آنقدر ادامه میدهد تا سد پر شود و سرریز کند. این هم تمثیلی است برای سفر اول و سفر دوم؛ یعنی اگر در مسیر با مانعی برخورد کردم، نباید با اولین مشکل شانه خالی کنم. باید مسئله را حل کنم، چون اگر حل نکنم، مشکلات روی هم انباشته میشوند.
در سفر اول این مسائل به شکلی هستند و در سفر دوم به شکلی دیگر. تمام دستور جلسات برای بالا بردن سطح آگاهی و یادگیری علم زندگی کردن است. درباره هر دستور جلسه میشود ساعتها صحبت کرد.
.jpg)
من صحبتهایم را همینجا تمام میکنم و جلسه را به مشارکت میگذارم. فقط یک خواهش دارم؛ عزیزان سفر اولی حتماً مشارکت کنند. من همیشه میگویم یکی از عوامل مهم درست سفر کردن، همین مشارکت کردن و عبور از این مرحله است.
ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید

نگارش: مسافر مهدی
عکس: مرزبان خبری مسافر صادق
تنظیم: مسافر عادل
- تعداد بازدید از این مطلب :
159