در وادی دهم آموختم که هیچ انسانی مجبور نیست صفات زشت را تا ابد با خود حمل کند یا برای همیشه در جهل و نادانی بماند. همه انسانها میتوانند با قدرت انتخابی که دارند، راه خوب یا بد را برگزینند؛ زشتی یا زیبایی، ظلمت یا روشنایی، عشقورزیدن یا کینهتوزی را انتخاب کنند. این منِ انسان هستم که انتخاب میکنم کدام مسیر را طی کنم. اما اگر راه بد یا زشت را انتخاب کردم، قرار نیست تا ابد در همان مسیر بمانم. میتوانم تغییر کنم و آن صفت ناپسند را به صفتی نیکو تبدیل نمایم.
این وادی هم امید میدهد و هم هشدار. میگوید: اگر در جایگاهی خوب هستی، به خود مغرور نشو و گمان نکن که کار تمام است و میتوانی همیشه در همان نقطه بمانی؛ زیرا ممکن است به پایینترین درجات ضدارزشها سقوط کنی. از سوی دیگر، اگر انسانی سرشار از ضدارزشها هستی، باز هم میتوانی تغییر کنی.
این وادی به منِ همسفر امید و نوید میدهد و میگوید: «صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ چون جاری است.» اکنون که راه را یافته و حرکت کردهای، صفاتت را تغییر بده و «دوربینت را به سمت خودت بگیر». همچنین خطاب به من میگوید: تو ای همسفر، که در کنار یک مصرفکننده، ناامیدی، اضطراب، ترس و خشم وجودت را فرا گرفته است، از جایت برخیز و صفات زشتت را ذرهذره تغییر بده. باید بدانیم که عکس این قضیه نیز صادق است: انسانی که صفات خوب دارد، ممکن است کمکم به انسانی با صفات بد تبدیل شود و بهسوی تاریکی برود.
موضوع مهم دیگری که در این وادی مطرح شده، این است که هستی بر پایه سه چیز بنا شده است: صوت، نور و حس. وقتی نور نباشد، تاریکی (یعنی نبود روشنایی) پدید میآید؛ اما با حضور نور، تاریکی از میان میرود. این تاریکی میتواند نمادی از کارهای ضدارزشی باشد، و زمانی از بین میرود که انسان از ضدارزشها دوری کند تا به نور الهی برسد.
در مورد صوت نیز گفته میشود که اگر صوت نباشد، هیچ اطلاعاتی رد و بدل نمیشود. همچنین، حس نخستین نیرو برای بهکارگیری قوه عقل است.
این وادی به منِ همسفر میآموزد که چگونه میتوانم خود را تزکیه و پالایش کنم. درباره ارزش کلام و صوت نیکو تأکید میکند که ما نمیتوانیم به هر صوت و سخنی گوش دهیم. اگر بخواهیم در مسیر ارزشها حرکت کنیم، باید کارهایمان حسابشده و دقیق باشد. ما هفتهای یکبار سیدی مینویسیم، زیرا به یک صوت ارزشمند گوش میدهیم؛ صوتی که راه را از چاه به ما نشان میدهد و با تکرار، در ذهن ما نقش میبندد؛ چراکه انسان بسیار فراموشکار است. وقتی به جایی میرسد، ممکن است فراموش کند چگونه آن را به دست آورده و چگونه ممکن است دوباره آن را از دست بدهد.
سخنان آقای مهندس و راهنمایان بزرگوار، همچون تلنگری است که یادآور میشود کجا هستیم، چه صوتی میشنویم و چه کلامی بر زبان میآوریم.
همچنین چرخه وادی دهم با تفکر آغاز میشود که ایمان سالم را به همراه دارد؛ و از ایمان سالم، عمل سالم پدید میآید. زمانی که باور داریم کاری را به بهترین شکل و با رعایت قوانین صحیح انجام میدهیم، آن عمل، سالم است. پس از عمل سالم، حس سالم به وجود میآید. آقای مهندس میگویند: «اگر به حرفی که میزنید عمل کنید، حس و عمل سالم ایجاد میشود.» این حس و عمل سالم، بهتدریج در انسان رشد میکند.
این وادی تمام باورهای مرا تغییر داد و به من آموخت که در هر شرایطی و در هر جایی حتیدر عمیقترین تاریکیها باز هم خداوند فرصتی تازه برای جبران و تغییر به انسان میدهد. این تغییر میتواند در جهت مثبت باشد و انسان را به ارتقا برساند، یا در جهت منفی باشد و موجب سقوط شود. در بخشی از وادی آمده است: «برگرد و نار وجودت را با تزکیه و پالایش به نور تبدیل کن.» آقای مهندس درباره «نار» توضیح دادند که نار همان آتش است؛ آتشی که پر از ناخالصی و دود است، اما نور هیچ ناخالصی در وجود خود ندارد. ما میتوانیم با تزکیه و پالایش، به آن نور دست یابیم.
نویسنده: همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون جونز)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
همسفران نمایندگی زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
3