مشارکت همسفران لژیون نهم در مورد دستور جلسه «وادی دهم و تأثیر آن روی من»
همسفر خدیجه
همه انسانها به دلیل اختیاری که خداوند به آنها بخشیده است، توان تغییر صفات و ویژگیهای ناپسند خود را دارند و میتوانند بهسوی تکامل حرکت کنند. صفات در انسان ثابت و تغییرناپذیر نیستند؛ بلکه جاری هستند و با اراده و تلاش قابل تبدیل و ترخیص هستند. خداوند انسان را آفرید و اختیار کامل را در وجود او قرار داد تا مسیر خود را انتخاب کند؛ اگر در مسیر ارزشها حرکت کند به آرامش و آسایش میرسد و اگر به سمت ضدارزشها برود، به نتایج تلخ و تاریک میرسد. وادی دهم به ما میآموزد که در هر جایگاهی که هستیم؛ حتی اگر در پایینترین نقطه باشیم، میتوانیم تغییر کنیم و بدانیم که پایان هر نقطه میتواند سرآغاز نقطهای تازه باشد.
تا وقتی در اعماق تاریکیها ماندهایم، نمیتوانیم روشنایی را درک کنیم. این وادیها همچون طنابی هستند که به کمک آنها از تاریکی بالا میآییم و به روشنایی و معرفت میرسیم. ما تا زمانی که دشمن را نشناسیم، دوست را درک نخواهیم کرد؛ همانگونه که بدون تجربه نفرت معنای عشق را لمس نمیکنیم. نخستین گام برای این تغییر تفکر سالم است. وقتی تفکر سالم شود، ایمان سالم شکل میگیرد و پس از آن عمل انسان نیز سالم میشود. ایمانی ارزشمند است که در رفتار و عمل انسان جاری شود.
همسفر فاطمه
در این وادی میآموزیم که صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ زیرا انسان موجودی جاری است. این وادی همچون هشدار و دعوتی برای بازگشت است؛ زیرا هر انسانی میتواند در هر مرحله از زندگی صفات خود را تغییر دهد و از جهنمی که خود ساخته بیرون بیاید. هیچکس مجبور نیست صفات زشت را تا ابد در وجودش نگه دارد، همانطور که اگر در اوج بهشت باشیم و صفات نیکمان را از دست بدهیم، به تاریکی سقوط میکنیم. جهان و انسان در حرکت مداوم هستند و زندگی مسیری از تغییر، تبدیل و تکامل است. سه مؤلفهای که هستی بدون آنها معنا ندارد نور، صوت و حس است.
من با نور میتوانم درد مسافر خود را ببینم و با صوت میتوانم با کلام خوب یا بد بر او اثر بگذارم. اگر نفرت در وجودم باشد، عشق به تغییر و درمان شکل نمیگیرد. پس باید ایمان به قادر مطلق را در خود تقویت کنم تا نور و پاکی در وجودم روشن شود، صوتهای پاک الهی را بشنوم و با حس خوب از تاریکی جهل به روشنایی ایمان و امید حرکت کنم. تنها در این صورت میتوانم به درمان مسافرم کمک کنم.
همسفر طاهره
وادی دهم با این جمله آغاز میشود: «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.» این جمله برای من مانند چراغی بود که مسیر تازهای را نشانم داد، چراغی که فهمیدم هیچ صفت منفی در وجود من ثابت و همیشگی نیست؛ مگر اینکه خودم آن را ثابت نگه دارم. قبل از آشنایی با کنگره۶۰، همیشه فکر میکردم شخصیت و سرنوشت من همان است که بوده و راهی برای تغییر وجود ندارد؛ اما این وادی به من آموخت که انسان مثل رودخانهای جاری است، میتواند مسیر خود را عوض کند و از هر تاریکی عبور کند. این وادی به من نشان داد که گذشته اگر سراسر اشتباه باشد، نمیتواند آینده را تعیین کند؛ مگر اینکه من دیگر حرکت نکنم. به من یاد داد که نباید خودم را با صفات و رفتارهای گذشتهام تعریف کنم. هر زمان اشتباه میکردم یا حالم خراب بود، خیال میکردم همیشه همینطور میمانم؛ اما وادی گفت: تو جاری هستی، تو میتوانی تغییر کنی. همین نگاه به من امید داد و باعث شد مسئولیت رفتارهایم را بپذیرم. فهمیدم اگر رو به روشنایی حرکت کنم بهتر میشوم و اگر دچار سقوط شوم نتیجه توقف یا بازگشت خودم است، سرنوشت حتمی نیست.
این وادی تنها نگاه من به خودم را تغییر نداد، نگاه من به انسانها را نیز دگرگون کرد. فهمیدم هیچکس را نباید با گذشتهاش قضاوت کنم؛ زیرا او هم مانند من جاری است و میتواند فردا انسانی متفاوت باشد. این درک، مهربانی، بخشش و پذیرش را در من بیشتر کرد. حتی در زندگی روزمره نیز این وادی باعث شد از شکست نترسم؛ زیرا میدانم هر بار زمین بخورم، میتوانم دوباره برخیزم. جاری بودن به من جرأت تجربه کردن، یاد گرفتن و ادامه دادن داد. در نهایت وادی دهم برایم اثبات کرد انسان موجودی پویا، قابلتغییر و در حال رشد است موجودی که هر لحظه میتواند از تاریکی فاصله بگیرد و قدمی به سوی نور بردارد. این درک عمیق امروز به من امید و انگیزه میدهد تا سفرم را با ایمان، تلاش و نگاهی روشن ادامه دهم.
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر عذری (لژیون دهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
132