English Version
This Site Is Available In English

هر چه معرکه گیری بیشتر، یادگیری کمتر

هر چه معرکه گیری بیشتر، یادگیری کمتر

دوازدهمین جلسه از دوره سی‌ و پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی میرداماد با استادی راهنمای محترم مسافر محمد ، نگهبانی مسافر محمد رضا و دبیری مسافر مهرداد ، با دستور جلسه « رابطه یادگیری و معرکه گیری »  پنج‌شنبه ششم آذر ماه  ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
درود بر مهندس دژاکام و خانواده های محترم ایشان؛ بسیار از خداوند شاکر هستم بابت این نعمت بزرگی که در اختیار ما قرار داده شده است .
امروز دو دستور جلسه داریم، دستور جلسه اول رابطه یادگیری و معرکه گیری در آموزش می باشد  و دستور جلسه دوم پنجمین سال رهایی مسافر مهدی می‌باشد. در مورد دستور جلسه اول در طول هفته صحبت شده است،ولی رابطه یادگیری و معرکه گیری رابطه معکوس است و هر چه معرکه گیری بیشتر، یادگیری کمتر و هر چه معرکه گیری کمتر یادگیری بیشتر می شود. معرکه گیری  اسم  دیگر میدان جنگ و میدان نبرد است .به طور مثال در قدیم یک حلقه کوچک ایجاد می شد و دو نفر کشتی گیر یک جدال انجام می دادند و معرکه گیری انجام می شد  .
ولی در کنگره من به خاطر پنهان کردن بعضی از مسائل  باعث می شود که یادگیری من متوقف شود .
علت معرکه گیری چیست ؟ برای پنهان کردن یک موضوع گاهی اوقات من می خواهم نادانی ام را پنهان کنم و مسئله نادانی خودش یک مثلث می شود. یک موقع ترسم را می خواهم پنهان کنم،  یک موقع یک چیزی را می خواهم از دست بدهم وقتی به من انتقاد می شود که خوب عمل نمی کنی و می ترسم که جایگاه هم از دست بدهم وارد معرکه گیری می شوم.
وقتی متوجه اشتباهم می شوم و می خواهم آن مسئله را اصلاح بکنم و یا عذرخواهی بکنم آن وقت منیت من اجازه نمی دهد که معذرت خواهی بکنم . گاهی اوقات هم پیش می آید که ناامیدی به سراغ من می آید و امیدی ندارم به درمان و ممکن است آن اوایل وارد معرکه گیری بشوم، ولی در کل چیزی که باعث می شود که من معرکه گیری بکنم آن حسی است که من می خواهم یک چیزی را پنهان کنم این موارد در قسمت های مختلف زندگی شامل ادارات یا مدارس و دانشگاه ممکن است اتفاق بیافتد و ضرر اولیه اش به خود شخص وارد می شود و  تبعاتی هم در سیستم به وجود می آید ؛
بنابراین شایسته نیست که من با ناآگاهی خودم ضربه به آن سیستمی که در آن قرار گرفته ام بزنم. این دستور جلسه به ما یاد می دهد که به دور از معرکه گیری و با یادگیری به آموزش بپردازیم.

و امادستور جلسه دوم تولد پنجمین سال رهایی راهنمایی محترم مسافر مهدی  می باشد .
مهدی عزیز هم در بدو ورود به کنگره با بقیه مسافران تفاوتی نداشت و مثل بقیه تازه واردین در ابتدا در تردید بودند که یکی دو تا پله آمدند جلو و یواش یواش به راه درمان ایمان آوردند . یکی از بارزترین خصوصیات ایشان فرمانبرداری می باشد . به علاوه اینکه به  رهایی  خوب و استاندارد رسیدند و در ادامه باعث سرافرازی خودشان و خانواده شان شدند ؛ همچنین در لژیون خوش درخشیدند و اکنون که این شال راهنمایی نصیب ایشان شده است که نتیجه زحماتشان است .
مهدی عزیز در جایگاه خدمتی راهنمای تازه واردین به خوبی خدمت کردند و این مسئله را باید بگویم که اگر فرمان خداوند را انجام دهید ؛ برای شما دانایی قرار داده می شود و این وعده خداوند است ؛ و وعده خداوند هیچ گاه دروغ نیست . این تولد پیامش برای سفر اولی ها این است که شاید ناامید هستند و یا به این روش ایمان ندارند بدانند که قطعا موفق می شوند تنها راهی که هزاران نفر توانسته اند به موفقیت و رهایی برسند راه کنگره ۶۰ است.  این رهایی را خدمت راهنمای محترم مسافر  مهدی و خانواده بزرگ کنگره ۶۰ و همچنین خدمت همسفرانشان و راهنمای همسفرشان تبریک عرض می کنم.  از اینکه به صحبت های من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر
خدا رو شکر می کنم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم با این شرایط و حس و حال خوب. اول تشکر می کنم از جناب آقای مهندس دژاکام ، بعد از استاد عزیزم آقا محمد عرب و راهنمای همسفرم خانم سمیرا و همسفر خودم که مرا همراهی کردند تشکر می کنم.
روز اول که من وارد کنگره شدم و پر از شک بودم، ولی خدا رو شکر در باوری در ناباوری قرار گرفتم و جذب آموزش های کنگره شدم ،آموزش برای شناخت خودم بود و آرام آرام توانستم خودم را بشناسم ؛چون ما در دوران اعتیاد خیلی با خودمان غریبه هستیم و این هم که الان داریم در زندگی خودمان پیشرفت می کنیم مدیون کنگره هستیم که آموزش های کنگره ما را به این حال خوش رسانده است ؛ خیلی جای شکر دارد واقعا که ما چه بوده ایم و چه شده ایم ؟ در کنگره وقتی یک سفر اولی وارد می شود به خاطر تخریب های زیادی که دارد بسیار سخت می تواند سفر کند و با کمی تکرار و فرمانبرداری از راهنمای خود حالش روز به روز بهتر می شود؛ ولی با دارو خوردن و شرکت در جلسات به تنهایی کافی نیست و باید یک سری تغییرات در خودمان به وجود آوریم ؛مثلا طرز فکر صحبت کردن و رفتار خودمان را به آرامی بهتر کنیم همین طور همسفران خودمان هم باید به آرامی در تغییرات خودشان کوشا باشند .
از اینکه با سکوت زیبایتان به صحبت های من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

سلام دوستان سمیرا هستم راهنمای یک همسفر
اول از هر چیز تشکر می کنم از جناب آقای مهندس که توانستم این جایگاه را لمس کنم. عرض ادب و احترام دارم خدمت همه مسافران و همسفران عزیز.
استاد امین راجع به سی دی مثلث شخصیت می گویند : هر انسان یک مثلث شخصیت دارد که یکی از اعضای آن ضلع مسئولیت است که وقتی یکی از ما مرتکب یک اشتباه می شویم برای اینکه بخواهیم آن اشتباه خودمان را کوچک نشان بدهیم اشتباهات دیگران را بزرگ نشان می دهیم تا خودمان را بی گناه نشان بدهیم و اگر یک شخص اشتباه خودش را پنهان کند ، آهسته وارد مرحله معرکه گیری می شود و از آموزش های کنگره دور می شود .
اگر کسی در کنگره وارد معرکه گیری بشود دیگر نمی تواند آموزش بگیرد و مرحله یادگیری را از دست می دهد؛ اگر بخواهم راجع به همسفر منیژه صحبت بکنم ایشان دور از حاشیه بودند و داخل لژیون کم صحبت می‌کردند، ولی اصل مطلب را دریافت می کردند ؛ در کوتاه ترین زمان ایشان اولین رهایی من وهمچنین اولین تولد لژیون و راهنمای لژیون من بودند وبرای ایشان وخانواده محترمشان آرزوی ماندن در مسیر کنگره را می کنم و یک تبریک ویژه هم به راهنمای محترم مسافر مهدی بابت پنج سال رهایی ایشان و تبریک هم به راهنمای محترم مسافر محمد وهمسفر محترم خانم منیژه  و از همه شما دوستان سپاسگزار هستم که با سکوت زیباتون به صحبت های من گوش دادید متشکرم .

سلام دوستان منیره هستم یک همسفر
خیلی ممنون که در جشن ما شرکت کردید . از خداوند هم سپاسگزارم که این پاداش نصیب من و مسافرم شد که در این جایگاه قرار بگیریم.
از آقای محمد عرب تشکر می کنم که هنوز که هنوز است آموزش های ایشان در خانه ما جاری می باشد؛ همچنین از راهنمای خودم خانم سمیرا عزیز تشکر می کنم که خیلی از آموزش های ایشان استفاده کردم و بهره مند شدم و آموزش های ایشان در زندگی ما راهگشا بود .
از اعضای لژیون بیست و سه تشکر می کنم، چرا که این عزیزان خیلی خوب سفر می کنند و خیلی فرمانبردار هستند ؛همیشه در فکرم این بود که در جشن تولد پنج سالگی مان چه بگویم ؛ یکی از پیشکسوتان کنگره گفت از گذشته حرف بزن، از گذشته هایی حرف بزن که هیچ کس در موردش حرف نزده است .
از کجای گذشته بگویم ؟ گفت نه چند سوال می پرسم جواب من را بده .اگر از گذشته یادی می کنی احساس حسرت می کنی؟ احساس پوچی می کنی؟ گفتم نه ؛ گفت برو همین ها را تعریف کن .
اگر گذشته را همچنان حمل می کنی بدان به آن آرامش درون نرسیده ای؛ نگو من سفر اولی ام یا پیر شدم از من گذشته یا راهنما هستنم ، در هر نقطه ای که هستی از همان جا شروع کنید و گذشته را به عنوان یک درس به یاد خود بیاورید نه یک حسرت و غم .
از اینکه با سکوت زیبایتان به صحبت های من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

سلام دوستان باران هستم یک همسفر
تشکر می کنم از راهنمای محترم مسافر محمد عرب را برای پدر من باز کردند تا بتوانم این جایگاه را لمس بکنم و از راهنمای مادرم هم تشکر می کنم.
یک پیام داشتم :
به نام خداوند رنگین کمان
خداوند بخشنده مهربان
خداوند سنجاقک رنگارنگ
خداوند پروانه های قشنگ
خدایی که آب هوا آفرید
درخت وگل و سبزه را آفرید
خدایی که از بوی گل بهتر است
صمیمی تر از خنده ای مادر است
خدایا به ما مهربانی بده
دلی ساده وآسمانی بده
دلی صاف و بی کینه مانند آب
دلی روشن وگرم چون آفتاب

نگارش : مسافران حسن ل6 - مسافر مهرداد ل25 - مسافر مهدی ل 1
ویرایش و عکس : مسافر علی ل 4 
ارسال : مسافر مهدی ل 16 

تهیه شده در نمایندگی میرداماد اصفهان تقدیم به نگاه زیبای شما

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .