English Version
This Site Is Available In English

اهمیت آموزش و پرهیز از معرکه‌گیری در مسیر درمان

اهمیت آموزش و پرهیز از معرکه‌گیری در مسیر درمان

دوازدهمین جلسه از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی گلمکان؛ با استادی مسافر مجید، نگهبانی  مسافر محمد و دبیری  مسافر قاسم با دستور جلسه «رابطه یادگیری و معرکه‌گیری» در تاریخ 6 آذر ماه  1404 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، مجید هستم یک مسافر.
خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم. امروز چند نفر از بچه‌های قدیمی را دیدم که قبلاً در شعبه فردوسی دیده بودم و واقعاً خوشحال شدم که دوباره آمدند و روی صندلی‌های کنگره ۶۰ نشستند. بیرون که خبری نیست؛ باید بیایید اینجا بنشینید و آموزش بگیرید، راه دیگری وجود ندارد.

از ایجنت محترم آقای درودگر و نگهبان عزیز سپاسگزارم.
در راه که می‌آمدم، ذهنم رفت به سی سال قبل. قدیمی‌ترها یادشان هست معرکه‌گیرهایی که پایین خیابان کنار پنجره‌ها بساط پهن می‌کردند؛ زنجیر پاره می‌کردند، مار نشان می‌دادند، سنگ می‌شکستند و کارشان همین بود. با خودم گفتم: این افراد حداقل توانایی‌های خودشان را نشان می‌دادند و از همان راه، هر مقدار که بود، درآمدی هم کسب می‌کردند. بعد یک کاسه مسی می‌گرداندند و هر کسی به اندازه توان خودش مبلغی می‌انداخت؛ چند دقیقه وقت می‌گذراند، لذتی می‌برد و می‌رفت.

اما معرکه‌گیری در کنگره هیچ سودی برای من ندارد؛ فقط انرژی من را می‌گیرد و وقت چند نفر دیگر را هم هدر می‌دهد.
با خودم گفتم: اگر منِ مجید وادی اول را که پایه همه وادی‌هاست درست بفهمم، بقیه دستورجلسه‌ها را خیلی راحت‌تر می‌فهمم. اما اگر همین پایه را نفهمم، مثل ساختمانی می‌شود که بدون زیرسازی بخواهم چند طبقه بالا بروم و هیچ‌وقت به طبقات بالاتر نمی‌رسم.

چه کسانی معرکه‌گیری می‌کنند؟ کسانی که روی این صندلی‌ها می‌نشینند اما در آموزش از بقیه عقب افتاده‌اند و چاره‌ای جز رفتن به حاشیه ندارند.

مصرف‌کننده همین است.
من هم زمانی همین‌طور بودم. چهار پنج نفر دور هم جمع می‌شدیم و هر کدام برایم نسخه‌ای می‌دادند. وقتی می‌گفتم مصرف نمی‌کنم چون پول ندارم، یکی می‌گفت یک سال موادت را تامین می‌کنم؛ کسی که خودش برای یک گرم لنگ بود.
یا وقتی می‌گفتم خانمم گفته نکشم و بچه‌ها بزرگ شده‌اند، یکی می‌گفت بیا خانه من بکش. چرا؟ چون نمی‌خواستند رفیق مصرفشان را از دست بدهند و قطعاً سودی از حضور من داشتند.

یکی هم می‌گفت اگر شربت کنگره را بخوری تا ده ماه نمی‌رسی و می‌میری.
می‌گفتم بگذار بمیرم؛ الان هم با مرده فرقی ندارم. مثل یک مرده متحرک بودم که نه برای زن و بچه‌اش مفید بود و نه برای جامعه.

بچه‌های قدیمی فردوسی یادشان هست که با چه حال خراب و با چه وضعیتی، با یک مشت استخوان آمدم و روی این صندلی نشستم. اگر نبودم اتفاقی نمی‌افتاد؛ چند روز خانواده ناراحت می‌شدند و بعد یادشان می‌رفت، چون کاری نکرده بودم.
دخترم هم در مدرسه وقتی پدر لازم داشت، هیچ‌وقت به من نمی‌گفت. یعنی فقط در ظاهر پدرش بودم.

در کنگره هم همین است. خیلی‌ها درست سفر می‌کنند، اما تعدادشان کم است؛ چون بعضی‌ها نمی‌خواهند کسانی که درست سفر می‌کنند به مقصد برسند. سال‌ها همنشینی نمی‌گذارد مصرف‌کننده رفیق مصرفش را از دست بدهد.

خدا را شکر ما یاد گرفتیم که درست رفتار کنیم.
همین نشستن در این جایگاه، یک نوع معرکه‌گیری مثبت است؛ همان‌طور که می‌توانم کنار آبدارخانه سیگار روشن کنم و چند نفر را دور خودم جمع کنم که آن هم یک نوع معرکه‌گیری است، اما در جهت منفی.

اینجا وقتی یک نفر چند دقیقه می‌نشیند و صحبت می‌کند، ده تا پانزده مشارکت انجام می‌شود؛ هرکدام پنج کلمه درباره دستورجلسه می‌گویند و همین‌ها آموزش است.
در لژیون هم با همه مشکلات، راهنما می‌آید، می‌نشیند، آموزش می‌گیرد و آموزش می‌دهد. همان سی‌دی که شما می‌نویسید، راهنما هم می‌نویسد. و قطعاً چیزی از شما نمی‌خواهد که خودش انجام نداده باشد.

ان‌شاءالله که همه ما گیرنده آموزش باشیم.
زمانی که مرزبان بودم می‌گفتم این صندلی‌ها مقدس است و باید قدرشان را بدانیم. امروز خدا را شکر هم سیستم بزرگ شده و هم شعب زیاد شده. آن زمان چهار پنج شعبه داشتیم و الآن در استان بیش از بیست شعبه داریم. چرا؟ چون امثال شما آمدید، نشستید و آموزش گرفتید. از همین افراد راهنما، مرزبان، ایجنت و دیده‌بان بیرون می‌آید.

ایشالله بتوانیم به جای اینکه وقت بگذاریم برای خراب کردن کسی و معرکه گرفتن، همان مقدار وقت را روی خودمان کار کنیم تا درست زندگی کنیم.

گروه سایت گلمکان
مرزبان خبری : مسافر یامین
تایپ: مسافر وحید لژیون یکم
ویراستار: مسافر وحید لژیون یکم
عکاس: مسافر جواد لژیون دوم
تنظیم برای سایت: مسافر وحید لژیون یکم
 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .