نهمین جلسه از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی بردسکن به استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «رابطه ی یادگیری و معرکه گیری» پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. از نگهبان محترم، ایجنت و گروه مرزبانی سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته «رابطهی یادگیری و معرکهگیری» میباشد.
امروز بسیار خوشحالم که در نمایندگی بردسکن هستم و این افتخار نصیبم شده است. خداوند را شکر میکنم که در کنگره هستم و این دستور جلسه به من خیلی کمک کرده است. دستور جلسهی امروز "رابطه یادگیری و معرکهگیری" است. به نظرم، دستور جلسهها همیشه با دقت و نظم خاصی تنظیم شدهاند و هرکسی که درگیر موضوعات مختلف باشد، در این دستور جلسهها پاسخهایی برای خود پیدا میکند.
این جلسات به ما میآموزند که در کجای مسیر قرار داریم و چقدر از این آموزشها بهرهبرداری کردهایم. برای من امروز، مهمترین سوال این است که چقدر از یادگیری بهره بردهام و آیا صفت معرکهگیری در من وجود دارد یا نه. معرکهگیری چیست؟ معرکهگیری در واقع نتیجهی کمبود آموزش است. فردی که آموزش کافی نگرفته، ناخودآگاه به دنبال جلب توجه می رود و به جای یادگیری و پیشرفت، دچار حاشیهها و معرکهها میشود.
این افراد وقتی از هدف اصلی دور میشوند، به جای تمرکز بر اصلاح خود، به جلب توجه و ایجاد هیاهو در اطراف خود مشغول میشوند. این افراد در معرکههایی که میسازند، فقط به خودشان توجه دارند و میخواهند مشکلاتشان را به دیگران نسبت دهند، نه این که به اصلاح خود بپردازند.
.jpg)
امروز برای من فرصتی است تا از خودم بپرسم که چقدر تلاش کردهام تا یاد بگیرم و در مسیر صحیح پیش بروم و از معرکهگیری دوری کنم. فردی که معرکهگیری میکند را نباید تایید کنیم چون اگر تایید کنید به معرکهگیری ادامه میدهد و نباید هم تکذیب کنیم چون دوباره اشتباه میکند و باعث میشود که خودمان هم وارد معرکهگیری شویم و انرژی خودمان گرفته شود. معرکهگیری و دروغ مثل کوچه بنبست میماند پس چهقدر خوب است که یاد بگیرم وارد حاشیه معرکهگیری نشوم. این دستور جلسه نیاز من بود که بتوانم تغییر کنم و یاد گرفتم که به راهنمای خودم احترام بگذارم، من هر وقت که به تهران میروم میبینم که راهنما بعد از ۱۰ ماه زحمت، کف اتوبوس میخوابد که من به درمان برسم. اگر شما به نزدیکترین فرد زندگیتان هم که بگویید این کار را نمیکند پس ما نباید ناسپاس باشیم، وقتی راهنما از خانوادهاش میزند و برای من تلاش میکند من باید قدردان او باشم.
من به کنگره بسیار اعتقاد دارم و میدانم که اگر امروز ناسپاس باشم آسیاب کنگره مرا همچون گندم آرد میکند پس اگه هرگونه خیانتی در جایگاه خدمتی خودم انجام بدم، صد در صد گریبانگیر این آسیاب میشوم و فرقی ندارد که مرزبان یا راهنما باشم.
از نظر من، در کنگره ما باید هرلحظه آموزش بگیریم، سفر دومیها باید با حضورشان در کنگره کمک کنند تا جلسهی قویتری داشته باشیم و اجازه بدهند که همیشه صندلیهای جلو را سفر اولی ها بنشینند، مخصوصا آن کسی که تازهوارد لژیون شدهاند باید چشم در چشم راهنما بنشینند و آموزش بگیرند.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما متشکرم.
تایپ: مسافر امیر
ویراستار: مسافر حسن
عکاس: مسافرعلی
ارسال خبر: مسافر محمد
مرزبان کشیک: مسافر حسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
93