English Version
This Site Is Available In English

پایان تاریکی

پایان تاریکی

فراتر از معرکه‌گیری گاهی در مسیر زندگی، درست در همان نقطه‌ای که باید یاد بگیریم، باید رشد کنیم و باید یک قدم به سمت بهتر شدن برداریم، صدایی از درون بلند می‌شود که نمی‌گذارد. صدایی که از جنس ترس است، از جنس فرار… همان صدایی که ما در کنگره به آن معرکه‌گیری می‌گوییم. معرکه‌گیری همیشه با قدم‌های لرزان یادگیری شروع می‌شود؛ درست وقتی قرار است چیزی را بفهمیم، قبول کنیم یا تغییری کوچک در رفتار و جهان‌بینی‌مان ایجاد کنیم، یک‌باره ذهن شروع می‌کند به شلوغ کردن. انگار نمی‌خواهد اجازه بدهد سکوتِ لازم برای فهمیدن ایجاد شود. چون یادگیری نیاز به آرامش درونی دارد، نیاز به فروتنی دارد، نیاز دارد که من بپذیرم نمی‌دانم و این پذیرش برای نفسِ سرکش، سخت‌ترین کار دنیاست. به همین دلیل است که درست در لحظه‌ای که باید گوش بدهیم، شروع می‌کنیم به حرف زدن. در لحظه‌ای که باید ببینیم، چشم می‌بندیم. در لحظه‌ای که باید درون‌نگری کنیم، تبدیل می‌شویم به تماشاگر، شلوغی‌های بیهوده‌ای که خودمان به پا کرده‌ایم. معرکه‌گیری سایه‌ای‌ست که روی یادگیری می‌افتد؛ چون یادگیری نور است. یادگیری یعنی آگاه شدن، یعنی دیدن خطوط پنهان اشتباهات، یعنی نزدیک شدن به حقیقت وجود. اما سایه همیشه از نور می‌ترسد. پس شروع می‌کند به بهانه آوردن، مظلوم‌نمایی، شلوغ کردن، گله کردن، فرار کردن… و ما فکر می‌کنیم این رفتارها حرف ماست؛ درحالی‌که این فقط مقاومت نفس در برابر آگاهی است. رابطه یادگیری و معرکه‌گیری، رابطه تاریکی و روشنایی است. هر چه بیشتر بخواهی بفهمی، تاریکی بیشتر تلاش می‌کند تو را نگه دارد. هر چه قدمی به سمت دانستن برداری، صدایی درونت می‌خواهد تو را از مسیر منحرف کند؛ اما یک حقیقت زیبا وجود دارد: یادگیری همیشه قوی‌تر است. نور هر چه‌قدر ضعیف باشد، باز هم تاریکی را می‌شکند. وقتی ما آرام می‌شویم، وقتی به جای واکنش نشان دادن، انتخاب می‌کنیم ببینیم و بفهمیم، معرکه‌گیری کم‌کم قدرتش را از دست می‌دهد؛ چون یادگیری از جنس سکوت است، از جنس پذیرش، از جنس صداقت با خود. وقتی انسان یاد می‌گیرد، دیگر نیازی به شلوغی ندارد. دیگر لازم نیست ثابت کند حق با اوست. دیگر احتیاجی نیست خودش را بزرگ جلوه دهد یا دیگری را مقصر بداند. آموختن، انسان را روشن می‌کند؛ و روشنایی که آمد، معرکه‌گیری بی‌معنا می‌شود عین شعله‌ای کوچک که اتاق تاریک را از هم می‌درد و سایه‌ها با شرمندگی عقب‌نشینی می‌کنند. گاهی ما فکر می‌کنیم یادگیری، فقط خواندن است یا شنیدن؛ اما یادگیری واقعی یعنی دیدن خود حقیقی؛ یعنی پذیرش ضعف‌ها؛ یعنی داشتن شجاعت برای روبه‌رو شدن با تاریکی‌های درون، و این‌ جاست که معرکه‌گیری آخرین تلاش‌هایش را می‌کند؛ چون می‌داند اگر تو یاد بگیری، اگر آگاه شوی، دیگر نمی‌تواند تو را بازی بدهد. یادگیری؛ یعنی رشد و معرکه‌گیری یعنی مقاومت در برابر رشد؛ اما انسان آفریده شده که رشد کند. بفهمد، آگاه شود، تغییر کند و زیباتر شود و هر بار که یاد می‌گیرد، یک قدم از معرکه‌گیری دور می‌شود؛ چون دانستن، نور است و نور، سرنوشت انسان. در نهایت، هرکدام از ما باید در یک نقطه بایستیم و تصمیم بگیریم، می‌خواهیم یاد بگیریم یا می‌خواهیم در معرکه‌ها باقی بمانیم؟ و پاسخ این سؤال، آینده ما را می‌سازد. یادگیری جاده‌ای‌ می‌باشد که آرام است، شاید سخت باشد؛ اما واقعی است. معرکه‌گیری، هیاهویی‌ است که فقط وقت را می‌گیرد و ما را به هیچ جا نمی‌رساند. خوشا به حال کسی که سکوت آموختن را انتخاب می‌کند… چون پایان آن، روشنایی است.

نویسنده: همسفر وحیده رهجوی راهنما همسفر ساناز (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر ساناز (لژیون ششم)
عکاس: همسفر ویدا
ویرایش: راهنمای تازه واردین همسفر زهره دبیر اول سایت
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه ( لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .