مصاحبه با آقا فریبرز کمک راهنما مسافر

جهان بینی درون و بیرون جهان بینی قبل وبعد از دیدگاه آقای فریبرز
سفر اول ایشون 11 ماه طول کشید دیدگاه ایشون قبل از کنگره :در آن زمان همه چیز بادی به هرجهت بود هر چه پیش آید خوش آید و و همه چز بر مبنای لذت بود و فقط لذت بردن برای ایشون اهمییت داشت ولی چون این لذت ادامه دار نبود و زندگی رو به ذلت و پوچی می رفت و دیگه مواد اون چیزهایی رو که می خواستن نمیداد و از لذت بردن خبری نبود به فکر جدایی از مواد افتادن وبا ورود به کنگره دنبال چیز جدید و لذت دوباره بودند که با جهان بینی آشنا شدن .
از زبان ایشون:کلا وقتی جهان بینی رو شناختم جذابیت جهان بینی در قسمت صور پنهانم بود بعد از درمان صور آشکار شناخت درونم و صور پنهانم برای من جذابیت خاصی پیدا کرد .و با آموزش اطلاعات و آگاهی در کنگره برای اینکه راکت نمونم سریع آن را انتقال می دادم به زبان کنگره کاربردیش می کردم و در لحظه زندگی می کردم و می کنم،و با کاربردی کردن جا برای اطلاعات بعدی را خالی می کردم . عبور کردن باعث دریافت آگاهی بیشتری می شد چون بعد از آموزش آزمون خطا و چاله و عبور کردن ، دست آورد من از آموزشهای کنگره می شد، جهان بینی امروز من.
چگونه ایشون توانستن به باورهای کنگره و جهان بینی نزدیک شوند؟
از همان روز اولی که وارد کنگره شدم کنگره را به طور کامل گرفتم کاملا از مواد خسته شده بودم و آماده دریافت یک زندگی جدید و نگرش آموزش جدید بودم و خواستار رهایی از اعتیاد بودم بخاطر همین حتی از برگشت خوردن و خراب کردن در کنگره اطلاعاتی نداشتم و 8 ماه سفر بودم که یکی از برادر لژیونیم خراب کرده بود تازه من اونجا فهمیدم که خراب و بد سفر کردن هم هست و من با این باور که برگشتی وجود ندارد وارد کنگره شدم .
پس ایشون با حاشیه ها کاری نداشتن و امروز منابع کنگره برای ایشون ارزشمند است و چون در جهان بینی لذت لازم را با اطلاع و آگاهی را می بردن و برایشان تازه و جدید بود و قابل باور و همه چیز برایشان در کنگره جذابییت داشت حتی آن شمع روشن اول جلسه ونور کنگره در درون آقا فریبرز نمایان گر جهانی مملو از روشنی و آگاهی بود ونیاز صور پنهان تامین بود........
و ایشون ندانی را بدان تا بدانی را بدانی را خوب اجرا کردن چون اطلاعات و آگاهی نسبت به دنیای بدون مواد را نداشتن و از خود شناسی خدا شناسی اطلاعاتی نداشتن و با صفحه سفید وارد جهان جدید شدن بخاطر همین زود و بدون گره،و پیش زمینه قبلی جهان جدید را زود پذیرفتن و ادعایی در باره دانستن نداشتن، چون آمدن تا بدانند .
و درباره دعای کنگره این گونه گفتند:
دعا برای من مثل ایمیل و یا پیامک که اگر خالصانه باشد و فقط هم یک پیام باشد حتما قابل ارسال و دریافت و ایشون بر این اعتقادن که اگر خواسته ای نداری با ذهن خالی دعا را بخوانیم .و بار اولی که دعا را شنیدن بدنشان لرزید و با اولین بار خواندن دعا ارتباط برقرار کردند.
و اما در باره نفس ،نفس خودتان را چگونه تربیت کردین ؟
با پله کم کردن تازه توانستم نفسم را بشناسم، شناخت نفس و تربیت نفس و آموزش تونستم عادت های نفسم را خوب بشناسم و امروز حتی با باور اینکه نگه داشتن سیگار در یک دست هم می تواند در تربیت نفسم تاثیر گذار باشد با جا بجا کردن سیگار از این دست به دست دیگر،آن را تربیت می کنم.
و با حرمت نگه داشتن حرمت کنگره تعریف نفس برای ایشون کامل شد.
چون تا آنجایی که توانستن ومیشد گفتند: با 100 %رعایت حرمت کنگره به جهان بینی خودشون کمک کردن در درمان ،جهان بینی و نگه داشتن حرمت کنگره یکی از آموزشهای اولیه به رهجویان خود می دانند چون معتقدند که بسیار مهم است.
تعریف ظرفیت ؟
ظرفیت از نگاه ایشون یعنی فضای خالی جسم چون بر این اعتقادند که اکر انسان از نادانی تهی باشد حتما ظرفش خالی است و با آگاهی ظرف خودش را می تواند بزرگ کند و پذیرش و ظرفیت داشتن از نظر ایشون یک هنر و هر کس پذیرش و ظرفیت دارد یعنی هنر مند است.
و ترس ؟در جهان بینی ایشون چگونه بوده و الان چگونه است؟
با ترس زندگی کردم چون نمی شناختم ترس را،ولی امروز خوب درک می کنم و راه کارهای مقابیله با اون را درکنگره آموزش گرفتم چون فهمیدم با دانایی و آگاهی می توانم ترسهایم را از بین ببرم.
و اما جملات پایانی ایشون با این چند کلمه؟
جسم= ابزار روان=حس دانایی=روح تجربه=امنیت اعتیاد=بیماری
جهان بینی=زندگی کنگره=خانه تفکر،عشق=خدا
در اینجا جا داره بگم خوبه که ما آدمها، من منا از دیگران الگو برداری کنیم از نگاه و نگرش انسانها درس بگیریم تا من هم یک روز مثل آنها باشم تا جایگاه هایی را که تجره کردن را تجربه کنیم.
منبع : وبلاگ لژيون همسفر چلبی
-
منبع:
- پنج شنبه 2 آبان 1392
- تعداد بازدید از این مطلب :
626