English Version
This Site Is Available In English

آبادانی درون ثمره‌ یادگیری و فرمان‌برداری آگاهانه

آبادانی درون ثمره‌ یادگیری و فرمان‌برداری آگاهانه

جلسه دوم از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زاهدان به استادی اسیستانت همسفر اعظم، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «رابطه یادگیری و معرکه‌گیری» روز چهارشنبه ۵ آذرماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکر و سپاسگزارم که یک‌بار دیگر به من اجازه داد در کنار شما در نمایندگی همسفران زاهدان جمعیت احیاء انسانی کنگره60 باشم و دوباره روی ماهتان را ببینم. خیلی خوشحالم و امیدوارم قدر نعمت‌هایی را که داریم بدانیم و از چیزهایی که خداوند به ما می‌دهد بهره ببریم و بتوانیم در آرامش بیشتر زندگی کنیم که همه این‌ها از برکات کنگره است.

برای من خیلی جای خوشحالی است که در کنار شما و همسفر مهدیه خدمت می‌کنم و از شما آموزش می‌گیرم. این نصیب من شد که بیایم و در کنار شما باشم. بودن شما برای من لذت‌بخش است. وقتی می‌رسم، انگار به چیزی می‌رسم که همیشه دنبالش بودم. نمی‌دانم شاید یک روزی همه ما درجایی کنار هم بودیم و بعد جدا شدیم و امروز دوباره در این مکان ارزشمند جمع شده‌ایم تا یاد بگیریم.

از مسافرم هم بسیار سپاسگزارم، چون اگر ایشان اجازه‌ خدمت نمی‌دادند، من نمی‌توانستم این‌ همه حال خوش را در کنار تک‌تک شما تجربه کنم و نصیب من و فرزندان و زندگی‌ام شود. از بودنتان سپاسگزارم که هستید و تلاش می‌کنید نمایندگی زاهدان را پربارتر از قبل کنید.

امسال دو شال پهلوانی در نمایندگی شما اهداشده است؛ به همسفر سمیرا و مسافر ایشان دوباره تبریک می‌گویم. ان‌شاءالله در سال‌های آینده هم بیشتر خواهد شد و لذت بیشتری را در کنار هم خواهید برد و باعث می‌شوید این مکان بماند؛ چون انسان‌های زیادی در این شهر هستند، نیازمندِ علمی که در کنگره وجود دارد و درمانی که کنگره ارائه می‌دهد.

ما می‌دانیم آبادانی درون ما با یادگیری اتفاق می‌افتد؛ گرچه آبادانی در ظاهر با ساختن ساختمان و امکانات به وجود می‌آید، اما در صور پنهان این پیشرفت با یادگیری شکل می‌گیرد. وقتی یادگیری اتفاق می‌افتد، حال درون ما خوب می‌شود و درون ما آباد می‌شود.

اصلاً کنگره بودنش خوب است؛ چون چرا وقتی به کنگره می‌آییم حالمان خوب می‌شود؟ به خاطر این‌که درون ما آباد می‌شود. هر چه در این مسیر بیشتر و قوی‌تر پیش برویم و قدم‌هایمان را محکم‌تر و بلندتر برداریم، این آبادانی بیشتر می‌شود. آبادانی یعنی چه؟ یعنی این‌که سیستم «خمر» ما بیشتر شروع به کار کردن می‌کند؛ یعنی اندورفین، سروتونین، دوپامین، آدرنالین و همه هورمون‌هایی که باعث حال خوش ما می‌شوند بیشتر تولید می‌شوند.

دستور جلسه‌ این هفته «رابطه یادگیری و معرکه‌گیری» است. دستور جلسه‌ بسیار مهمی است؛ برای کسانی که می‌خواهند در کنگره بمانند، برای کسانی که می‌خواهند یاد بگیرند و برای کسانی که می‌خواهند برای خودشان کاری انجام دهند. خداوند یک فرصت چند ساله به ما داده که به این دنیا بیاییم و از این فرصت استفاده کنیم تا به بعد و مرحله بعد برویم. هرچه بیدارتر باشیم و یادگیری بیشتری کسب کنیم، از این فرصت کوتاه بهتر استفاده می‌کنیم؛ یعنی می‌دانیم کجا قرار گرفته‌ایم و قرار است چه‌کار کنیم.

همه ما انسان‌ها مثل سلول‌های بدن هستیم. هیچ سلولی نمی‌تواند بگوید مهم نیست. اگر سلول‌های پوست من بگویند مهم نیستیم، شروع به تحلیل رفتن می‌کنند، بدکار می‌کنند و تبدیل می‌شوند به یک سلول سرطانی که جسم را به خطر می‌اندازد. ما انسان‌ها هم همین‌طوریم؛ اگر وظایف خود را بشناسیم و درست انجام دهیم، حتی سلامت تنِ بشریت می‌شویم؛ اما اگر بلد نباشیم چگونه زندگی کنیم و راه را اشتباه برویم، تبدیل می‌شویم به همان غده‌های سرطانی که حال خوب را از جسم می‌گیرد و آن را به سمت نابودی می‌برد.

پس خیلی مهم است که وظایف خود را در هستی پیدا کنیم و درزمانی که فرصت زندگی داریم، به وظیفه خود عمل کنیم. وظایف مختلفی داریم و برای اینکه آن‌ها را درست انجام دهیم، لازم است یاد بگیریم، آموزش ببینیم، بدانیم وظایفمان چیست و به آن‌ها عمل کنیم. می‌گویند: «رابطه یادگیری و معرکه‌گیری». معرکه‌گیری یعنی چه؟ کسانی که سایت را مطالعه کرده‌اند و چند سال است در کنگره هستند می‌دانند: معرکه‌گیری یعنی کسی بیاید ماری را وسط بیاورد و قدرتش را نشان بدهد؛ یعنی چه؟ یعنی وقتی مشکلی دارم و کسی به من تذکر می‌دهد و من قبول نمی‌کنم؛ وقتی اشتباهی می‌کنم و سیستم خانواده، جامعه یا کنگره به من هشدار می‌دهد و من بایستم و بگویم «چرا؟»

می‌گویند در کنگره جایی برای «چرا گفتن» نیست. این یعنی چه؟ یعنی نمی‌گویند بدون تفکر عمل کنید. وادی اول می‌گوید: اول تفکر کن؛ اما منظور از «چرا نگویید» این است که وقتی قانون مشخص است، سرم را در سیستم بیندازم پایین، کارم را انجام دهم و طبق قوانین و چارچوب جلو بروم، مثلاً یکی از قوانین این است که همسفران نمی‌توانند برای تسلیت به منزل بروند؛ مگر مسجد یا مزار باشد. یا وقتی راهنما فرمان می‌دهد، فقط باید بگوییم «چشم». با همین چشم گفتن است که ما در کنگره هستیم وگرنه معرکه‌گیری می‌شود.

اگر من چشم نمی‌گفتم و قوانین را اجرا نمی‌کردم، مطمئنم امروز اینجا نبودم. من بودنم در کنگره بعد از ۱۳ یا ۱۴ سال به خاطر همین چشم گفتن‌هاست. معرکه گرفتن فقط جمع‌کردن آدم‌ها نیست؛ این‌که جلوی یک قانون بایستم و بگویم چرا و آن را اجرا نکنم، خودش یک معرکه است. این معرکه در درون من اتفاق می‌افتد و مرا از مسیر دور می‌کند. وقتی وارد کنگره شدیم، همه ما کسانی بودیم که حاضر بودیم دنیا را بدهیم تا حال مسافرانمان و حال خودمان خوب شود و حال بدون پرداخت بسیار حالمان خوب است.

مرزبانان کشیک: مسافر حمیدرضا و همسفر ام‌البنین
تایپیست: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زاهدان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .