English Version
This Site Is Available In English

نظم و بی‌نظمی مثل بیماری واگیردار هستند

نظم و بی‌نظمی مثل بیماری واگیردار هستند

در ابتدای سی‌دی، آقای مهندس درباره تحقیقات علمی کنگره۶۰ توضیح می‌دهند و می‌گویند از میان حدود ۴۰ تا ۵۰ کنفرانس بین‌المللی که دعوت شده بودند، ۱۰ مورد انتخاب شد. یکی از این کنفرانس‌ها درباره موضوع صرع در آمریکا بود و دیگری درباره اعتیاد در فیلادلفیا و  یکی هم در شیکاگو آمریکا بود؛ ولی در بارسلون اسپانیا برگزار شد و موضوع آن درباره فرآیند D.sap یا همان بررسی پروبیوتیک‌ها، لاکتوباسیل‌ها و ریز مغذی‌هایی که خیلی برای بدن سازنده و مفید است. وقتی ایشان در این همایش توضیحات را ارائه کردند، بسیار مورد توجه قرار گرفتند و به‌ عنوان سخنران کلیدی انتخاب شدند؛ سپس ایمیلی برای تشکر دریافت کردند. ایشان افزودند که باقی تحقیقات نیز در حال انجام است؛ پژوهش‌هایی درباره آمفتامین، فنتالین، اپیوم، هروئین و الکل که بعضی آماده چاپ و برخی در دست انجام هستند. سپس وارد موضوع اصلی دستور جلسه نظم، انضباط و احترام شدند و گفتند: ما خودمان تعیین می‌کنیم دیگران چگونه به ما نگاه کنند و آیا به ما احترام بگذارند یا نه مثالی زدند از فردی که گفته بود همه به ریش من می‌خندند. ایشان پاسخ دادند: حتماً ریشت خنده‌دار است وگرنه کسی به آن نمی‌خندید. این نکته بسیار مهمی است که ما باید چگونه رفتار کنیم تا مورد احترام قرار بگیریم این کار شامل نظم، انضباط و احترام می‌شود مثلاً نظم می‌گوید، شما ساعت ۱۰ قرار دارید آیا سر ساعت در محل حاضر می‌شوید یا نه؟ اصولاً نظم کار انسان را خیلی راحت می‌کند و برنامه‌ریزی بهتری می‌دهد. حتی نماز را نمونه‌ای از نظم دانستند؛ زیرا فرد باید در زمان مشخص، کار مشخصی انجام دهد و این تمرین نظم است. در ادامه درباره ادب در گفتار و رفتار سخن گفتند و مثال‌هایی آوردند: هنگام گفت‌وگو بین خانم و آقا نباید از واژه‌هایی مانند قربونت برم یا جان استفاده شود؛ بلکه باید گفت بله، بفرمایید. هر کدام جایگاه خاصی دارد.  آقایان لغاتی که با رفیق خودشان صحبت می‌کنند و به کار می‌برند، نباید برای صحبت با یک خانم استفاده کنند یا برعکس واژه‌هایی مثل نوکرتم،چاکرتم اصلاً معنا ندارد فرهنگ نمی‌پذیرد. یا می‌گویند دمت گرم این واژه مربوط به حشیشی‌ها هست. هنگام ورود به اتاق شخصی باید درب زد، اجازه گرفت و سپس وارد شد. در ادارات یا محل‌های رسمی، نباید بدون اجازه، یا فوری روی صندلی نشست. مثالی آوردند: زمانی برای پرونده‌ای حقوقی به دادگاه رفتند. شخص مقابل سریع نشست جلوی قاضی؛ اما ایشان منتظر اجازه قاضی ماندند و بعد نشستند. قاضی به آن شخص تذکر داد؛ ولی این رفتار احترام‌ آمیز در ذهن قاضی ماندگار می‌شود. ایشان تأکید کردند: هنگام ورود، سلام کنید و هنگام خروج خداحافظی. واژه لطفاً، ببخشید را باید یاد بگیرید و به کار ببرید احترام؛ یعنی همین در برابر هر کاری اگر وظیفه طرف مقابل باشد حتماً تشکر کنید؛ حتی از همسر. در ادامه گفتند: در سال ۱۳۷۷ یا ۱۳۷۸ در برنامه‌ زنده تلویزیونی به مناسبت هفته مبارزه با مواد مخدر شرکت کردند. در آن برنامه آقای علی‌نقی که روحشان شاد، پرسید: از اینکه می‌گویید معتاد بودید، خجالت نمی‌کشید؟ مردم می‌گویند مهندس معتاد! ایشان پاسخ دادند: من مردم را مجبور می‌کنم به من احترام بگذارند؛ با رفتار، کردار و گفتارم. اگر رفتارمان درست نباشد، مردم نیز به ما احترام نمی‌گذارند. در بخش بعدی درباره نظم در کنگره۶۰ گفتند: جلسات در همه شعب ساعت ۵ شروع می‌شود. اگر حتی ۵ دقیقه تأخیر داشته باشد، بلافاصله ایجنت و مرزبان‌ها تغییر می‌کنند. اگر نگهبان ساعت ۵ حاضر نشود، دبیر جای او را می‌گیرد و جلسه آغاز می‌شود. این نظم باعث آسایش و هماهنگی شده است. مهندس تأکید کردند: گاهی باید از روی عقل تصمیم بگیریم نه از روی احساس، مثلاً قانون رهایی: مدت درمان در کنگره ۱۰ ماه است؛ حتی اگر کسی یک روز کمتر داشته باشد، رهایی صادر نمی‌شود؛ زیرا نظم حکم می‌کند قانون ثابت باشد. زمانی کاغذهای رهایی، بدون عکس مهر می‌شدند؛ اما چون این کار ناهنجاری ایجاد کرد، ایشان دستور دادند که از آن پس بدون عکس، رهایی صادر نشود. یکی از رهجوها ۲۰ سی‌دی ننوشته بود و راهنمایش او را برای رهایی آورده بود. مهندس گفتند: باید قبلاً از لژیون بیرونش می‌کردید؛ چون قانون نوشتن سی‌دی روشن است؛ حتی گفتند: افراد بی‌سواد را در کنگره نمی‌پذیریم؛ چون همه باید برای یادگیری تلاش کنند. مثالی زدند از فردی که دو دستش از مچ قطع بود؛ اما سی‌دی‌هایش را با گذاشتن خودکار بین دستان و تکیه بر بالش نوشته بود این؛ یعنی نظم. ما شترمرغ نداریم؛ به شتر‌مرغ می‌گویند بار ببر می‌گوید من مرغم، می‌گویند بپر می‌گوید من شترم! بعد مد می‌شد می‌گفتند ما سواد نداریم بنویسیم، گفتم: نه باید انجام دهید. نوشتن سی‌دی بسیار مهم است؛ چون جهان‌بینی را آموزش می‌دهد. نظم و بی‌نظمی مانند بیماری واگیردار هستند؛ بستگی دارد ما چگونه رفتار کنیم.مهندس گفتند: کنگره مثل سنگ آسیاب بزرگی است که گندم‌ها را به آرد تبدیل می‌کند؛ حتی اگر سنگی در میان آنها باشد، آن نیز آرد می‌شود.منظور این بود که بعضی افراد بیرون از کنگره رفتارهای نامناسبی دارند؛ اما داخل کنگره آرام و منظم هستند؛ چون نظم و انضباط در این سیستم سرایت‌کننده است و سبب می‌شود هر دستور دقیقاً اجرا شود. مهندس گفتند: میانگین عمر اعضاء کنگره ۱۰ تا ۲۰ سال بیشتر از سایر افراد جامعه است؛ چون سبک زندگی‌شان اصلاح شده است، سیگار و مواد را کنار گذاشته‌اند، وزنشان را کاهش داده‌اند، ورزش می‌کنند و جهان‌بینی می‌آموزند. افزایش وزن را نشانه بی‌نظمی در فیزیولوژی بدن دانستند؛ مثلاً فردی که ۳۰ کیلو اضافه وزن دارد، مثل کسی است که دائم ۳ کیسه ۱۰ کیلویی برنج روی شانه‌اش حمل می‌کند. سیگار را نیز نوعی بی‌نظمی در سیستم گوارشی دانستند؛ چون تأثیر منفی مستقیم بر کل بدن دارد. در پایان، آقای مهندس سخنان خود را دسته‌بندی کرده و تأکید کردند که نظم، احترام و انضباط سه ستون اصلی موفقیت و آرامش در زندگی انسان هستند.

نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
ویرایش: راهنمای تازه واردین همسفر زهره دبیر اول سایت
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه ( لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .