English Version
This Site Is Available In English

باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را

باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را


جلسه دوم از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی رودکی با استادی راهنما مسافر ایمان، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر امید با دستور جلسه 《وادی دهم، صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است 》شنبه ۹ آذر ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

چکیده سخنان استاد:
سلام دوستان ایمان هستم یک مسافر. شاکر و سپاسگزار خداوندم که امروز در خدمت شما هستم تا آموزش و انرژی بگیرم.
نخستین دستور جلسه امروز، وادی دهم، صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاریست.
دستور جلسه دوم، یکمین سال رهایی مسافر یاور است.
طبق وادی دهم در کتاب عشق می‌آموزیم که چطور صفت گذشته‌مان را تغییر دهیم. این کتاب ابتدا به ما نمی‌گوید که ناگهانی صفت گذشته را تغییر دهیم، بلکه آن را ذره ذره به ما می‌آموزد. یعنی ابتدا تفکر را به ما می‌آموزد سپس وادی ناامیدی است، در ادامه پذیرش مسئولیت، تا وادی هشتم که باید حرکت کرد. تا وادی نهم که من ابتدا می‌بایستی نقطه تحملم را بالا ببرم تا بتوانم تغییر کنم. صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاریست. انسان تنها با حرکت کردن می‌تواند صفات گذشته را تغییر دهد. این وادی همانند یک شمشیر دو لبه است که یک سمت آن می‌تواند مثبت باشد و یک سمت آن منفی، و یا می‌تواند نقطه صعود باشد یا نقطه سقوط.
این وادی هم برای سفر اولی‌هاست و هم برای سفر دومی‌ها زیرا زمانی که کسی وارد کنگره می‌شود ابتدا بر این باور است که برای همیشه معتاد می‌ماند و امکان ندارد که درمان شود. همینطور سازمان‌های مردم نهاد( NGO) دیگر هم می‌گویند که معتاد تا آخر عمرش یک معتاد خواهد ماند. اما کنگره ۶۰ با استفاده از وادی دهم به ما می‌گوید که همه می‌توانند صفت گذشته خود را تغییر دهند.
اکنون این وادی چطور می‌تواند مانند یک شمشیر دو لبه کار کند!؟ وقتی که یک سفر دومی وارد خدمت می‌شود بستگی به او دارد که چطور از این جایگاه‌ها استفاده کرده و صعود کند. من خودم زمانی که شال نگهبانی و مرزبانی و راهنمایی را دریافت کردم توانستم روی نقاط منفی و تاریک خودم کار کنم و گذشته خودم را تغییر دهم، شخصیت خودم را تغییر دهم، نه اینکه در آن جایگاه از حالت خودم در بیایم و راهم را گم کنم.
موضوع دیگری که در این وادی به آن اشاره می‌شود نیروهای منفی است. کسانی هستند که پس از اینکه درمان می‌شوند و وارد سفر دوم می‌شوند، دوباره برگشت می‌خورند. و این برای آن است که آن شخص نتوانسته است صفات گذشته خودش را مبنی بر اعتیاد تغییر دهد. کسی که درمان می‌شود باید حس‌هایش را تغییر داده، تزکیه و پالایش را درون خودش انجام بدهد.
بخش دیگری که در این وادی به آن اشاره می‌شود اختیار است. کسی که وارد کنگره می‌شود این اختیار را دارد که با خواسته و بذری که می‌کارد به درمان و رهایی برسد و برداشت خوبی داشته باشد. شخص پس از اینکه مشاوره شده و وارد لژیون می‌شود، باید ببیند خواسته و هدفش چیست؟ آیا می‌خواهد به درمان برسد یا نه؟ و یا اینکه خواسته‌اش این است که در اینجا دوستانی پیدا کند و وارد مسیرهای شیطانی و تاریکی بشود؟
وادی دهم ابزاری است که به راستی می‌تواند زندگی ما را تغییر دهد. در یک فرد کنگره‌ای تغییرات باید نزد تمام دوستان و آشنایان نمایان باشد تا بتواند الگوی خوبی برای دیگران باشد.


و اما بخش دوم دستور جلسه که تولد یاور می‌باشد.
دستور جلسات هفتگی به خوبی با جشن‌های رهایی ما ارتباط مستقیم دارد. این دستور جلسه نیز به خوبی با یاور عزیز مناسبت دارد چرا که روزی که یاور وارد لژیون ما شد به شدت درگیر نیروهای منفی بود. طبق گفته خودش یک بار پیش از این وارد لژیون آقای رضا میرزایی شده بود اما نتوانسته بود سفرش را ادامه دهد.
یاور با تزریق هروئین وارد کنگره شد و از آنجایی که تخریب بالایی داشت، از نیروهای تاریکی تاثیر زیادی گرفته بود و من گمان می‌کردم که به درمان نرسد و مانند یک میوه خراب روی سایر رهجوهای من اثر بدی خواهد گذاشت، به خاطر همین در ابتدای کار حس خوبی بین ما برقرار نمی‌شد.
اما با وجود تمام این سختی‌ها ماندگار شد، گوش به فرمان بود و به رهایی رسید و اکنون نیز در بخش OT ، لژیون سردار و لژیون خودمان خدمتگزار خوبی است. با همه بچه‌های لژیون دوم ارتباط خوبی برقرار کرده است و همیشه پیگیر درمان برادر لژیونی‌های خود می‌باشد. از برکت همین خدمت‌ها صفات درونی گذشته‌اش تغییر کرده است.
هرچه یاور را در طول سفر اولش، بالا و پایین کردم و چکش کاری کردم، به خوبی دوام آورد و در کنگره ماندگار شد و به درمان رسید. به خاطر همین است که یک قالب و یک الگوی بسیار خوب برای لژیون دوم است.
این روز را به خودش، همسفرش، دو همسفر کوچکش، راهنمای همسفرش، خانم افسانه که زحمت همسفر یاور را می‌کشند، و همه خدمتگزاران در نمایندگی رودکی تبریک می‌گویم.

بخش دوم جلسه، یکمین جشن رهایی مسافر یاور.

اعلام سفر مسافر یاور؛
سلام دوستان یاور هستم یک مسافر
آنتی‌ایکس انواع مواد مخدر
مدت سفر یک سال، با روش DST و داروی OT
نام راهنما آقا ایمان
مدت رهایی یک سال و ۲۰ روز
سفر سیگار انجام دادم. نام راهنما آقا رضا
مدت رهایی از سیگار ۱۱ ماه و ۲۰ روز

آرزوی مسافر یاور؛
از خداوند می‌خواهم که به من یاری برساند تا در راستای اهداف کنگره بتوانم دست کسی را بگیرم.

خلاصه گفته‌های مسافر یاور؛
من در زندگی انسانی بودم که بسیار در تاریکی‌ها فرو رفته بودم و تمام کارهایم در ضد ارزشی‌ها بود. پیش از اعتیادم برای خودم یک آدم خوب، تحصیل کرده و کارمند شرکت نفت بودم اما مصرف مواد مخدر مرا به جایی رساند که سه بار دست به خودکشی زدم و هر بار که موفق نمی‌شدم، از خدا هم ناامید شده بودم و می‌گفتم خدایی وجود ندارد. رنج، سختی و تاریکی‌های فراوانی را متحمل شده بودم.
اما پس از اینکه وارد کنگره شدم به من گفتند که حتماً می‌بایستی فرمانبردار باشم و تلاش کردم که آموزش‌های کنگره را یکی یکی بیاموزم و در زندگی‌ام پیاده کنم. تلاش کردم که تزکیه و پالایش کنم و استخر وجودی‌ی‌ام را با استفاده از آموزش‌ها و نوشتن سی‌دی‌ها، صاف و زلال کنم.
پس از اینکه از بند مواد مخدر رها شدم به من گفتند که می‌بایستی خدمت کنم. این کار را انجام دادم و کوشش کردم با خدمتی که انجام می‌دهم، حال دلم خوب باشد. همیشه بر این بودم که برای خوب شدن حال خودم خدمت کنم و گمان می‌کنم که این کار را توانسته باشم به خوبی انجام داده باشم.
حال خوبی که امروزه دارم مدیون جناب مهندس، کنگره ۶۰ ، آقا ایمان، همسفرم و راهنمای همسفرم هستم. تنها کسی که در سختی‌ها، تاریکی‌ها و بدبختی‌ها کنار من بود همسفر من بود. البته خانواده و پدر و مادرم نیز بودند اما ایشان از آنجایی که خانواده من بودند، انتخاب دیگری نداشتند و توان رها کردن مرا نداشتند. اما همسر من این انتخاب را داشت که بماند یا برود! اما با وجود تمام دشواری‌ها کنار من بود تا بتوانم این مسیر را به خوبی سپری کنم. برای همین از ایشان صمیمانه سپاسگزاری و قدردانی می‌کنم.

چکیده گفته‌های راهنمای همسفر؛
سلام دوستان افسانه هستم راهنمای یک همسفر.
خدا را شکر می‌کنم که دوباره روزی من شد تا در این جایگاه در خدمت شما باشم تا آموزش و انرژی بگیرم. این تولد را به جناب مهندس و اعضای نمایندگی رودکی تبریک می‌گویم. به آقا ایمان تبریک می‌گویم و امیدوارم این تولدها در لژیونشان همواره جاری و پرتکرار و برایشان پربرکت باشد.
این تولد را به آقا یاور و همسفرشان تبریک می‌گویم چرا که این دستور جلسه مناسبت بسیار خوبی با ایشان دارد. یاور شخصی بود که صفت گذشته خودش را به خوبی تغییر داد و توانست با تلاش فراوان از بند اعتیاد و تاریکی‌ها رها شود و به خوبی توانست خودش را ارتقا داده و حالش خوب شود. هنوز خیلی کار دارد اما همچنان در حال خدمت است و روز به روز تلاش بیشتری می‌کند. امیدوارم تلاشش را ادامه دهد تا بتواند به جایگاه راهنمایی برسد چون شایستگی آن را دارد.
به فرناز عزیزم تبریک می‌گویم، به آرتا و آرمیتای عزیزم نیز تبریک می‌گویم. فرناز عزیزم بسیار تلاش کرد و از همان ابتدا فرمانبردار بود. در لژیونم همیشه به او افتخار می‌کردم چون یک دوره خدمتی کنار ایشان بودم. فرناز جزو انسان‌های بزرگ و بسیار مهربان است و اگر امروز در این جایگاه است نتیجه فرمانبرداری و تلاش خودش است. همیشه دلش می‌خواهد که به دیگران کمک کند و امیدوارم با آموزش و تلاش بتواند  جایگاه کمک راهنمایی را به دست آورد تا به خواسته‌اش برسد.

خلاصه سخنان همسفر؛
سلام دوستان فرناز هستم یک همسفر.
من هم به نوبه خودم تشکر می‌کنم از جناب مهندس که زمینه را مهیا کردند تا ما هم به این حال خوش برسیم. همینطور از راهنمای مسافرم آقا ایمان تشکر می‌کنم که یاور را به اینجا رسانید. از راهنمای عزیز خودم خانم افسانه تشکر می‌کنم که مانند یک خواهر آموزش‌های مورد نیاز را به من آموخت و همیشه کنارم بود. از خانواده خودم و داداش میلاد، سپاسگزارم که او نیز همیشه کمک حال ما بودند. در مسیر درمان یاور، آقا میلاد همیشه در کنار ما بود و هر زمان که به او تلفن می‌کردیم راهنمایی‌های مورد نیاز را به ما می‌داد. از مادر عزیزم تشکر می‌کنم که با وجود کمردرد در این جشن حضور دارند و همیشه همراه ما بودند. تشکر می‌کنم از همه خدمتگزاران و سر عظیم فرود می‌آورم. از همه شما عزیزان سپاسگزارم که با حضور گرمتان جشن ما را پررنگ و پررونق کردید.


نگارش و ویرایش و بارگذاری؛ مسافر حسن
عکاسی و فرستادن مطلب؛ مسافر بابک


 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .