جلسه چهارم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر به استادی همسفر تیلا ، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «رابطه یادگیری و معرکه گیری» سهشنبه ۴ آذر ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
مطمئناً من در این جایگاه قرار گرفتم تا آموزش ببینم و از شما سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید. زمانی که راهنمایم به من اعلام کرد که میتوانم در خدمت استادی باشم، ابتدا فکر کردم که نباید برای این خدمت بیایم، اما به مرور متوجه شدم که مسیر کنگره همیشه ما را به سمت آموزشهایی هدایت میکند که واقعاً برای حال ما ضروری است.
در ابتدا که وارد کنگره شدم، دستور جلسه یادگیری و معرکهگیری را دیدم و اطلاعاتی در مورد آن نداشتم. با خودم گفتم این چه صحبتی است؟ و به یاد معرکهگیریهای قدیمی افتادم. اما به مرور زمان و با حضور پیدرپی در کنگره و دریافت آموزشها، متوجه شدم که کنگره بر اساس اصول و برنامه کار میکند. این دستور جلسات بهصورت دورهای برای من همسفر و مسافر تکرار میشود و همین تکرار باعث افزایش بار علمی من و بهبود حال بد من میشود.
طی این سه سال که در کنگره بودم، این دستور جلسه چندین بار تکرار شد. اما امسال به تأثیر این دستور جلسه در صور پنهان خودم پی بردم. به قول مهندس، وقتی غافل میشوم، به دنیای ذهن خود میروم و در هر مسیری که هستم، مثلاً در مترو، دچار معرکههای درونی میشوم و در زندگی شخصی و خانوادگی نیز با معرکههای بیرونی مواجه هستم. به عبارت دیگر، مدام با این دستور جلسه دست و پنجه نرم میکنم.
در این سه یا چهار روز گذشته به اندازهی این سه سال که در کنگره بودم، راجع به این دستور جلسه فکر کردم. برایم عجیب بود که وقتی در صور باطن معرکه میگیرم، همواره در حال قضاوت کردن هستم و خودم را در کفهی بالای ترازو قرار میدهم. این حق به جانب بودن من باعث میشود که از آموزشها چیزی دستگیرم نشود، زیرا منیت و خودخواهیهای من و اینکه حق با من است، همیشه به من امتیاز میدهد.
به قول مسافرم، مسافرانی که کهنهکار هستند و سالها در کنگره بودهاند، در معرکهگیریها بسیار زبده شدهاند. این مسافرها آدمهای قهاری هستند و هر کاری میکردیم که معرکهای راه بیندازیم، حریف ترفندهای آنها نمیشدیم. حتی گفتند شما هم میدانستید که در مقابل معرکهگیری من مسافر چگونه رفتار کنید.
گاهی اوقات که آموزشها از یادمان میرفت و تحت تأثیر منیت قرار میگرفتیم، نیروهای منفی و مخرب دست به دست هم میدادند تا بر من همسفر یا مسافرم تأثیر بگذارند و از کوچکترین مسئله آشوب به پا کنند. در نتیجه، ناامیدی و پریشانی به وجود میآمد.
وقتی به خودم فکر میکنم، میبینم که سیدیهایم را نوشتهام و فلان کتاب را خواندهام، اما در چکیدهی کارهایم میبینم که بازدهی خوبی نداشتهام. در این هفته که متوجه دستور جلسه شدم، با خود فکر کردم که این دستور جلسه دقیقاً به آموزههای من مربوط است و اگر آموزشها بر من مؤثر باشد و من به دانایی رسیده باشم، طبق فرمایشات استاد امین که گفتند: «هرگز به معرکهگیری نروم یا وارد معرکهی کسی نشوم»، اما متأسفانه من این کار را میکنم. دلیل این کار چیست؟ چون هنوز ناامیدم و این ترس و منیت و ناآگاهی در صور پنهان من باعث میشود که نیروهای منفی بهصورت پنهان من را رهبری کنند و به قول معروف، آب به آسیاب دشمن بریزند. اگر بیشتر هوشیار باشم، سعی میکنم در این مواقع از انسانهایی که به دانایی مؤثر رسیدهاند، اطلاعات بگیرم. به قول استاد امین که میفرمایند: «من بعد از سالها تازه داناییام به دانایی مؤثر تبدیل شده است»، حالا این به رشد و قابلیت شخصی هر کسی بستگی دارد که چقدر میتواند موفق شود. شاید طی چند سال یا حتی ۵۰ یا ۱۰۰ سال نتواند به آن توانایی برسد.
اگر بتوانیم به دانایی مؤثر برسیم، قطعاً میتوانیم منیت و معرکهگیری را کنترل کنیم و اگر نتوانستیم، از دانایانی که در کنار ما هستند کمک بگیریم. اکنون میتوانیم از راهنماهای خود و اساتید و بزرگانی که در کنگره هستند کمک بگیریم تا به آرامش بهتری برسیم. در سیدی نامیمون، استاد امین گفتند: «وقتی پیوند نامیمون انجام میشود، هر حرکت اشتباه این شاخه را، این نهال و این جوانه را قوی و قویتر میکند تا جایی که دیگر زور این شاخه با آن تنه که چند ساله بوده برابری میکند.»
در نتیجه، هر چه در مورد منیت و معرکهگیری و نادانی جلوتر بروم، قطعاً دارم قدرت ارزشمندی و مثبت خودم را از دست میدهم و قدرت نیروهای مخرب را بیشتر میکنم.

مرزبانان کشیک: همسفر سمانه و مسافر محمدامین
تایپیست: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر بهاره دبیر اول سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما زهرا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امیرکبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
108