جلسه پنجم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی مسافر کریم، نگهبانی مسافر عارف و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه 《 رابطه یادگیری و معرکهگیری》 در روز سهشنبه ۴ آذرماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، کریم هستم، یک مسافر.
دستور جلسه امروز، "رابطه یادگیری و معرکهگیری" است. یادگیری همان آموزش است که ما در کنگره فرا میگیریم و معرکهگیری همان دعوا و درگیری است. زمانی که من مصرفکننده بودم، دائماً با خودم و اطرافیانم درگیر و در دعوا بودم. تمام این رفتارها به خاطر مصرف مواد مخدر بود. همیشه با خانواده و حتی افراد جامعه مشکل داشتم و به ندرت پیش میآمد که آرامش داشته باشم و با کسی درگیری نداشته باشم.
از زمانی که وارد کنگره شدم و آموزشهای جناب آقای مهندس را دریافت کردم، تغییرات زیادی در من ایجاد شد. نمیگویم که همه چیز کاملاً درست شده، اما به طور محسوسی آرامتر شدهام. همه این تغییرات مدیون آموزشهای آقای مهندس و فضای کنگره است. هر چه از ایشان یاد گرفتهام، مدیونشان هستم و نمیتوانم زحماتشان را جبران کنم.
خاطرهای را تعریف کنم: یک بار غروب به عابربانک رفته بودم تا پول بگیرم. هوا سرد بود و صبر نداشتم. دو نفر مقابل من بودند و با آنها درگیر شدم. در حالی که حق با من نبود. اما امروز وضعیت کاملاً فرق کرده و این را مدیون آموزشهای آقای مهندس هستم. ایشان به ما یاد دادهاند که باید این آموزشها را نیز به دیگران انتقال دهیم و بتوانیم خودمان را کنترل کنیم.
تفاوت زمانی که مصرف میکردم با الآن، بسیار زیاد است. من سهشنبه، دوازدهم باید برای رهایی از سیگار به تهران بروم. قبلاً زیاد سیگار میکشیدم؛ روزی سه پاکت. راهنمای من، گفت که باید سفر سیگار را بعد ازچهار ماه سفر انجام دهم. بار اول تقریباً یک هفته تا ده روز وضعیتم خراب بود و مرتب از راهنما در مورد سفر سیگار سؤال میکردم. او همیشه میپرسید: "سفر سیگارت چطوره؟" و من میگفتم: "خوب است". از سه پاکت به چهار پنج نخ رسیدم و الآن با راهنمایی و آموزشهای آقای مهندس، حدود ۱۰ ماه است که سیگار را به طور کامل ترک کردهام.
خوابم کاملاً تغییر کرده، خوراکم بهتر شده. قبلاً اصلاً اشتهای خوبی نداشتم و مثل یک بچه پنج ساله غذا میخوردم. یادم هست برای رهایی از مواد، نزد آقای حکیمی نیز رفتیم، و با ایشان در مورد درمان سیگار صحبت کردم، همان ده روز اول، اشتهایم باز شد. شبها قبل از خواب به آشپزخانه و یخچال سر میزدم تا چیزی بخورم، در حالی که قبلاً موقع مصرف سیگار، حتی یک وعده غذا هم نمیخوردم این تغییرات، نتیجه زحمات آقای مهندس است که این بستر را برای ما فراهم کرده و ما همیشه مدیون ایشان خواهیم بود.
من بارها گفتهام که آموزشهایی که آقای مهندس به ما داده، قابل جبران نیست. اینکه بتوانیم اینطور راحت از خانه بیرون بزنیم، پنج ساعت جایی بنشینیم و اینقدر طاقت و آرامش داشته باشیم، همه از برکت همین آموزشهاست.
ممنونم که به صحبتهایم گوش دادید.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر محمود، مسافر عارف و مسافر علی، لژیون یکم
ویرایش و ارسال مطلب مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
70