English Version
This Site Is Available In English

تعادل دانایی؛ راه رهایی از معرکه‌گیری

تعادل دانایی؛ راه رهایی از معرکه‌گیری

یادگیری یعنی باید بتوانیم سه مؤلفه مثلث دانایی یعنی تفکر، تجربه و آموزش را به تعادل برسانیم.

مسئله دیگری که مطرح است معرکه‌گیری است؛ معرکه‌گیری نقطه مقابل یادگیری بوده و ریشه آن به جهل و ناآگاهی انسان برمی‌گردد. یعنی فرد موضوعی را تغییر داده و آن را به مسئله‌ای دیگر تبدیل می‌کند تا از اصل موضوع دور شود.

زمانی که انسان اشتباهات خود را نمی‌پذیرد و دیگران را مقصر می‌داند، وارد معرکه‌گیری می‌شود. در معرکه‌گیری سه صفت ترس، منیت و ناامیدی حضور دارد. فرد معرکه‌گیر به دلیل منیت، توانایی پذیرفتن اشتباهات خود را ندارد؛ زیرا می‌ترسد دیگران او را مقصر بدانند و خواسته‌هایش به خطر بیفتد.

کسی که ظاهراً به درمان رسیده اما پنهانی مصرف می‌کند، دچار عذاب وجدان است و با ایراد گرفتن، سرزنش کردن و ایجاد حاشیه تلاش می‌کند خطای خود را پنهان کند. اگر کسی در کنگره به دنبال حاشیه و بهانه‌گیری باشد، یعنی به رهایی نرسیده و طبق برنامه عمل نمی‌کند؛ زیرا پاکی و رهایی گوهر ارزشمندی است و کسی که آن را به‌دست آورده باشد، قدرتمند می‌شود. اما فردی که آن را کسب نکرده باشد، چیزی برای دلخوشی ندارد و وارد معرکه‌گیری می‌شود و حتی حالت طلبکاری پیدا می‌کند.

رابطه میان یادگیری و معرکه‌گیری این است که فردِ مشتاق یادگیری همیشه در پی آموزش است و با افزایش صفات دانایی، کمتر به سمت حاشیه، کینه، ترس و خشم می‌رود. جناب مهندس این دو مقوله را کنار هم قرار داده‌اند؛ زیرا مانند دو کفه ترازو هستند. هرچه یادگیری و معرفت بالا برود، معرکه‌گیری کم می‌شود.

معرکه‌گیری تمرکز و انرژی ما را از آموزش دور می‌کند. استحکام سیستم کنگره به آموزش‌پذیری خدمتگزاران وابسته است و این دانایی حاصل سال‌ها تجربه و تلاش است.

معرکه‌گیری یعنی دور شدن از مرکز و رفتن به سمت حاشیه. در گذشته به کسی که جمعیتی دور خود جمع می‌کرد و با ترفندهایی مانند شعبده‌بازی یا رمالی مردم را سرگرم می‌کرد، «معرکه‌گیر» می‌گفتند. امروزه چنین صحنه‌هایی کمتر دیده می‌شود، اما شکل ذهنی و رفتاری آن همچنان وجود دارد.

وقتی انسان در برابر مسئله‌ای از نظر عقل محکوم می‌شود، به‌جای پذیرش و سکوت، شروع به معرکه‌گیری می‌کند. بعضی افراد هیچ‌گاه نظر مخالف را نمی‌پذیرند و انتقادپذیر نیستند؛ با کوچک‌ترین ایرادی فوراً معرکه می‌گیرند. «صفت گذشته در انسان صادق نیست»؛ زیرا انسان جاری و در حال تغییر است. این دستور جلسه قبل از «رابطه یادگیری و معرکه‌گیری» قرار گرفته تا بدانیم تغییر صفت یعنی یادگیری.

کسی که دانا و آگاه باشد، دنبال بهانه و عیب‌جویی نمی‌رود. معرکه‌گیری از جهل و کمبود دانش نشأت می‌گیرد. در سی‌دی «قضاوت و جهالت» آموختیم که قضاوت نقطه مقابل جهالت است؛ قضاوت نیاز به آگاهی دارد، اما جهالت بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای شکل می‌گیرد. وقتی جهالت باشد، ترس، منیت و ناامیدی هم همراه آن می‌آید. نتیجه جهالت، نداشتن امنیت و بروز خودخواهی است که از عناصر معرکه‌گیری محسوب می‌شود.

اگر در اموری که به ما ربطی ندارد دخالت کنیم، نشان‌دهنده جهل است. بهتر است اگر خوب بیل می‌زنیم، باغچه خود را بیل بزنیم و دوربین را به سمت خودمان بگیریم و عیب‌های خود را ببینیم تا با قضاوت دیگران وارد معرکه‌گیری نشویم.

نویسنده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
همسفران نمایندگی زاهدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .