سلام دوستان فریبا هستم همسفر
اصولاً زمانی کلمه معرکهگیری را میشنویم ناخودآگاه به یاد بساط معرکهگیریهایی میآییم که در گذشته در میدانها و خیابانهای شهر راه میافتادند، بازیگران آن مردان تنومند که زنجیر پاره میکردند یا رمالان و فالگیران بودند. نوع دیگری از معرکهگیری بساط فروش اجناس دسته دوم یا فاقد گمرک است؛ اما معرکهگیری که مدنظر و دستور جلسه کنگره۶۰ هست، مربوط به حرف زدن و یا به عبارتی گفتگو کردن است. اصولاً در آفرینش انسان طوری نهادینه شده که اکثریت قریب به اتفاق انسانها زمانی که کاری انجام میدهند یا سخنی میگویند، فکر میکنند که درستترین کار را انجام داده و یا اینکه درستترین حرفی است که زده و درست زمانی که شخصی دال بر نادرست بودن آن فعل یا سخن حرفی بزند آن برخوردی که فاعل آن از خود بروز میدهد معرکهگیری نام دارد. معرکهگیری یا همان دفاع از کار یا حرفی که انجام میدهم و خودم هم از درست بودن یا نادرست بودن آ ن مطمئن نیستم عین جهالت و نادانی است که در اکثر مواقع به بحث، جدل و دلخوری منتهی میشود. خود من هم قبل از اینکه به کنگره بیایم به دلیل عدم آگاهی و آشنایی با علم جهانبینی اغلب بحث و گفتگوهایی که با دیگران داشتم با معرکهگیریهای من و سایرین تمام میشد؛ اما ختم بخیر میشد. خداوند را شاکر و سپاسگزارم بهخاطر صادر شدن اذن ورود من به کنگره و یادگیری دروس کنگره که باعث شد من دیگر بدون تفکر سخن نگویم و یا کاری را انجام ندهم و اگر کسی با رفتار، افکار و گفتار من مخالفتی داشت با دلیل و گفتگو به دور از معرکهگیری و جبهه گرفتن اگر قانع شد یا بر سمت و سوی خود پافشاری کرد صلح را به جنگ ترجیح بدهم. معرکهگیری در اثر کمبود دانش، حسادت، خودخواهی و منیت بهوجود میآید و انسان را در کار و اهدافش شکست میدهد و او را سر یک دو راهی قرار میدهد و اصولاً معرکهگیری از اینجا شروع میشود. کسانی که وقتی سر یک دوراهی قرار میگیرند از شکست و ناکامی خود درس میگیرند و اشتباهات خود را پیدا میکنند و دلیل شکست خوردن را میفهمند و سعی میکنند آن را دوباره تجربه نکنند تا اینکه به هدف خود برسند.هیچ کدام از ما قبل از شروع کاری که میخواهیم انجام بدهیم نمیتوانیم عمل سالم از عمل ناسالم را تشخیص دهیم؛ پس باید تاریکی را تجربه کنیم. یادگیری؛ یعنی قادر باشیم سه مؤلفه مثلث دانایی تفکر، تجربه، آموزش را به تعادل برسانیم و بتوانیم نقطه مقابل آن که معرکهگیری است و ریشه آن به جهل و ناآگاهی انسانها برمیگردد در واقع تغییر یک موضوع و تبدیل آن به مسئله دیگر منجر به معرکهگیری میشود. زمانی که انسان اشتباهات خود را در نظر نگرفته و دیگران را مقصر قلمداد میکند وارد معرکهگیری میشود و در معرکهگیری سه صفت ترس، منیت و ناامیدی وجود دارد کسی که معرکهگیر است به دلیل وجود منیت نمیتواند اشتباهات خود را قبول کند؛ زیرا ترس آن را دارد که دیگران را مقصر دانسته و از خواستههایش دور شود بنابراین همیشه در حال حاشیه قرار گرفته، ناامید و اکثر اوقات در حال نق زدن است.
سلام دوستان زینب هستم همسفر

مسئله یادگیری فقط؛ مختص درس نیست بلکه خلقت انسان بر پایه اصول یادگیری بنا شده است در کنگره مفهوم یادگیری برمبنای آموزش است که ما همه در کنگره در حال آموزش دیدن هستیم یادگیری؛ یعنی این که من قادر باشم سه مؤلفه مثلث دانایی: تفکر دانایی و آموزش را به تعادل برسانم مسئله دیگر معرکه گیری که نقطه مقابل یادگیری بوده است و ریشه آن به جهل و ناآگاهی انسان برمیگردد زمانی که انسان اشتباهات خود را قبول ندارد و بر عهده دیگران میاندازد و ديگران را مقصر میداند وارد معرکهگیری میشود در معرکهگیری هم سه مؤلفه ترس ناامیدی و منیت وجود دارد، فردی که معرکهگیر است به دلیل وجود منيت نمیتواند اشتباهات خود را قبول کند؛ زیرا ترس این را دارد که از خواستههایش دور شود آقای مهندس میگوید شما آمدید اشتباه کنید که یاد بگیرید ترس خود را از بین ببرید و هر جا که اشتباه کردید از آن ترس درس بگیرید که آن اشتباه را دو بار تکرار نکنید و وارد معرکهگیری نشوید؛ وقتی من زینب چیزی یاد نگرفتم چگونه میتوانم با فرزندان خود برخورد داشته باشم و میخواهم با غر زدن به خواستههایم برسم؛ ولی نتیجه نمیگیرم و وقتی معرکهگیر میشوم عیب دیگران را میبینم؛ ولی از خود را نمیبینم در صورتی که این عیب در خود من وجود دارد؛ یعنی نسبت به خودم کور میشوم، دلیلش این است که من یاد نگرفتم که معرکهگیر نباشم این دستور جلسه کلیدی است برای من زینب که چه ثروتمند باشم چه فقیر هیچ وقت وارد معرکهگیری نشوم؛ یعنی در اوج داشتن و نداشتن مادیات درونم آشفته نباشد و کسانی که مشکل مالی دارند فقط مسائل مالی را مطرح میکنند در صورتی که ذهن است که به ما آرامش میدهد من باید خودم را همیشه باور داشته باشم مشکلات همیشه هست و من نباید مشکلات را لعنت خداوند بدانم بلکه مشکلات رحمت خداوند هستند؛ وقتی مشکلی برای من پیش میآید نباید وارد معرکهگیری شوم و به همه ناسزا بگویم مهم نیست که ما مشکل داریم مهم این است که من چگونه مشکل خود را حل میکنم و در زندگی از من بودن فاصله بگیرم و درکم را بالا ببرم؛ ولی خودم را بالا نبرم که منیت بگیرم و وارد معرکه گیری شوم، من اگر بخواهم زندگی موفقی داشته باشم نباید وارد معرکه گیری شوم و در کار دیگران تجسس کنم و تجسس باعث شک و تردید میشود.
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون سوم تغذیه سالم)
عکاس: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
ویرایش: راهنمای تازه واردین همسفر زهره دبیر اول سایت
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه ( لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
99