سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر:
در مورد دستور جلسه یادگیری و معرکهگیری چیزی که من برداشت کردم این است که یادگیری در هر شرایطی و در هر زمانی میتواند صورت بگیرد. اگر همین کنگره آمدن را بخواهم در نظر بگیرم که من تا قبل از آمدنم به کنگره در مورد خیلی مسائل آگاهی نداشتم و در این مکان توانستم با یادگیری و آموزش گرفتن خیلی راحتتر به دور از حاشیهها زندگی کنم.
در اینجاذفهمیدم که یادگیری و معرکهگیری رابطه معکوس دارند و من هرگز نباید فراموش کنم که برای چه به کنگره آمدهام و هدفم چیست. یاد بگیرم که قضاوت نکنم، در کار دیگران دخالت نکنم، ترس و منیت نداشته باشم، برای هر مسالهای معرکه نگیرم، برای هر موضوعی عکسالعمل بیجا نشان ندهم. در این جا یاد گرفتم وقتی از گذشته و آینده کسی خبر ندارم در مورد زندگی او قضاوت نکنم.
در اوایل سفر مسافرم خیلی پیگیر کارهایش بودم خیلی کنجکاو بودم که دارو مصرف میکند یا نمیکند؛ ولی با آموزشهایی که از راهنمای خود گرفتم فهمیدم هر چه کمتر کنجکاو شوم راحتتر زندگی میکنم و خود هم بهتر سفر میکنم و میخواهم آرامش بیشتری داشته باشم.
درزندگی همه ما معرکهگیری زیاد اتفاق افتاده است؛ حتی گاهی به خاطر یک مسأله ساده که راحت میتوانستیم آن را حل کنیم با بحث و دعوا کار به جای باریک میکشید؛ ولی من با یاد گرفتن و سیدی گوش کردن و سیدی نوشتن توانستم بفهمم که هیچکس جز خود من نمیتواند به من کمک کند.
با یادگیری توانستم تا حدی فرمانبردار باشم و مسیر بهتری را طی کنم و از معرکهگیری چه در ذهن خود و چه در رفتارم دوری کنم و حال بهتری داشته باشم. توانستم از حاشیه به دور باشم تا در مسیر آموزش پیشرفت کنم. باید در مسیر آموزش تغییر کنم تا بتوانم مسیری بدون مانع را طی کنم.
سلام دوستان پریا هستم یک همسفر:
با گوش کردن سیدی رابطه یادگیری و معرکهگیری چیزی در ذهنم تکان خورد که تا به حال هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده بودم که چهطور معرکهگیری میتواند در مسیر یادگیری من اثر بگذارد؛ اما وقتی سیدی را گوش کردم به این نتیجه رسیدم که معرکهگیری چیزی فراتر از حواسپرتی یا جلب توجه و یک دفاعی در برابر پذیرش واقعیتها و مسئولیتهاست که خود هم سالها از آن استفاده میکردم.
در گذشته خیلی مواقع به جای اینکه با مشکلات و چالشهای زندگی خودم روبهرو شوم شروع میکردم به حواسپرتی مثلاً یک کاری میکردم که حواسم را از آن چیزی که باید میپذیرفتم پرت شود. این کار شاید در کوتاه مدت من را از فشارها راحت میکرد؛ اما در بلند مدت فقط باعث میشد که هیچوقت نتوانم از اشتباهات خود درس بگیرم و هیچوقت واقعاً رشد نکنم.
این سیدی باعث شد که به این فکر کنم که یادگیری واقعی یعنی چه؟ یعنی پذیرش مسئولیت، یعنی بدون فرار از مشکلات، به درون خودم نگاه کنم و از تجربه های خود درس بگیرم. یادگیری فقط درسی که داخل کتابها و کلاسها به ما یاد میدهند نیست، بلکه از زندگی، از شکستها، از لحظات سخت و از آنجایی که نمیخواهیم به آنها بنگریم بیشتر میآموزیم.
حالا دیگر متوجه میشوم که چهطور معرکهگیری میتواند جلوی پیشرفت و یادگیری واقعی من را بگیرد. وقتی درگیر حاشیهها میشوم، وقتی سرم را در لاک خودم میبرم و از مواجه با مشکلات فرار میکنم چیزی یاد نمیگیرم فقط وقت تلف میکنم. برای من یکی از بزرگترین چالشها این بود که بدون فرار کردن از واقعیتها، یاد بگیرم و در مسیر رشد حرکت کنم.
گاهی اوقات اینطور فکر میکنم که خیلی راحتتر است که فقط خودم را درگیر یک معرکه یا حواسپرتی کنم تا با آن چیزی که واقعاً باید مواجه شوم؛ اما امروز فهمیدم که این فقط یک توهم راحتی است و هیچ کمکی به یادگیری و رشد من نمیکند. اینکه بتوانم حواسم را روی یادگیری متمرکز کنم و از حواسپرتیها دوری کنم برای من یک قدم بزرگ در مسیر بهبودی و تغییر در خودم است.
شاید مهمترین چیزی که از این سیدی یاد گرفتم این بود که هیچوقت نباید از مسئولیتهایم فرار کنم؛ حتی وقتی سخت به نظر میآید باید با تمام قدرت به سمت یادگیری حرکت کنم و این مسیر را با تمرکز ادامه بدهم.
رابط خبری: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
39