English Version
This Site Is Available In English

معرکه گیری یعنی کینه حسادت و نادانی

معرکه گیری یعنی کینه حسادت و نادانی

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر

در کنگره بعضی از دستور جلسات از دو قسمت متضاد تشکیل شده است. مثل: قضاوت و جهالت ، تعادل و بی‌تعادلی ، یادگیری و معرکه‌گیری و غیره. محبت اساس و پایه خلقت و آفرینش است و انسان‌ها برای دو هدف اصلی پا به هستی گذاشته‌اند. یکی آموزش و دیگری خدمت کردن؛ پس ما باید پایه اصلی خود را در یادگیری و آموزش بگذاریم، ما وقتی که به کنگره آمدیم متوجه شدیم که برای درمان اعتیاد اراده به تنهایی کافی نیست و باید دانایی خود را افزایش دهیم و این دانایی در کنگره سه ضلع دارد :۱ تفکر ۲ تجربه ۳ آموزش که بخشی از این دانایی با شرکت به موقع در جلسات لژیون، خرید نشریات ، مطالعه جزوه‌های کنگره ، خرید سی‌دی‌ها ، نوشتن آنها و غیره به دست می‌آید. تجربه نشان داده است کسانی که آموزش می بینند و خدمت می‌کنند به ندرت دچار حاشیه می‌شوند. در اصل باید یاد بگیریم که بازیگر باشیم و هرچه تماشاچی باشیم حاشیه و معرکه گیری در ما بیشتر است و این موضوع را در تماشاچیان فوتبال هم می‌توانیم ببینیم.  مسافرانی که مدام نق می‌زنند و از همه چیز در کنگره و لژیون ایراد می‌گیرند نشان‌دهنده ورود آنان به حاشیه و معرکه گیری است؛ زیرا کسی که هدفش درمان اعتیاد است دیگر از مسائل پیش پا افتاده و کوچک ایراد نمی گیرد و هدفش را فقط درمان قرار میدهد. در جهان‌بینی می دانیم که نیروهای الهی و مثبت تولید انرژی می‌کنند و نیروهای منفی سرقت انرژی می‌کنند. پس کسی که معرکه گیر است در کنگره به دلیل اینکه نمی‌خواهد آموزش ببیند و بیشتر از اینکه مشغول کار خود باشد هواسش و دوربینش روی دیگران است، انرژی خود را از دست می‌دهد و برای بدست آوردن انرژی باید از انرژی دیگران استفاده کند در نتیجه به خاطر یک موضوع خاص یا برخورد یک نفر در کنگره با او و طبق قانون جذب و تشکیل ساختار، عده ای را دور خود جمع می‌کنند و شروع می‌کنند پیرامون آن موضوع یا شخص، غیبت کردن و طبق جهان‌بینی، ذره‌بین ذهن را فعال می‌کند و دیگران با صحبت در آن خصوص انرژی خود را به حساب او می‌ریزند همین کاری که معرکه گیر در بیرون کنگره انجام می‌دهد. علل معرکه گیری، اکثر به دلیل جهل انسان یا حسادت، منیت و شکست در انجام امور ایجاد می‌شود؛ اما حسش و نیرویی که بدست می‌آورد از راه معرکه گیری است در نتیجه انرژی که در او ذخیره می‌شود منفی است. و در آخر یادگیری؛ یعنی تفکر کردن؛ یعنی آگاهی، آموزش گرفتن و به طرف ارزش‌ها حرکت کردن است. معرکه گیری؛ یعنی کینه، نادانی و به طرف ضد ارزش‌ها حرکت کردن است. کسی که به دنبال معرکه گیری می‌رود؛ چون دانایی ندارد و ناآگاهه و به خاطر مشکلات درونی خودش است که و معرکه گیری می‌کند.

سلام دوستان مریم هستم همسفر

همسفران عزیز وادی شکر و سپاس را پیش از هر چیز به خاطر فرصت دوباره زیستن و آموختن به جا می‌آوریم. در مسیر پر پیچ و خم رهایی، واژه‌هایی هستند که شاید در ابتدا سنگین و ناآشنا به نظر آیند؛ اما با هر قدمی که برمی‌داریم، عمق و اهمیت آن‌ها بیشتر بر ما آشکار می‌شود. یکی از این روابط کلیدی، پیوند ناگسستنی میان یادگیری و معرکه‌گیری است. معرکه‌گیری، تنها به معنای برپا کردن نزاع یا جنجال بیرونی نیست. گاهی، بزرگترین معرکه‌ها در درون ما و در سکوت مطلق برپا می‌شوند. معرکه‌ وسوسه‌ها، معرکه‌ افکار منفی، معرکه‌ قضاوت‌ها، معرکه‌ گذشته‌ای که رهایمان نمی‌کند و معرکه‌ آینده‌ای که ترس از آن ما را در خود می‌بلعد. این‌ها همه اشکالی از معرکه‌گیری هستند که اگر بدون ابزار مقابله با آن‌ها روبرو شویم، توان از پای درآوردنمان را دارند. اینجاست که نقش یادگیری پررنگ می‌شود. یادگیری در کنگره‌۶۰، تنها خواندن جزوه‌ها یا گوش دادن به سی‌دی‌ها نیست؛ بلکه فرآیندی است مداوم و فعال که طی آن، ما به ابزارهای شناخت خود و جهان اطرافمان مجهز می‌شویم. یاد می‌گیریم که جهان‌بینی‌ خود را تغییر دهیم، الگوهای فکری مخرب را شناسایی کنیم و با نگاهی نو به مشکلات بنگریم. هر سی‌دی، هر وادی، هر مشارکت و هر تجربه‌ای که از آن می‌آموزیم، سلاحی است در برابر معرکه‌های درونی و بیرونی. وقتی جهان‌بینی ما بر مبنای آموزش‌های کنگره شکل می‌گیرد، ناخودآگاه می‌فهمیم که بسیاری از معرکه‌هایی که در گذشته گرفتارشان بودیم، ریشه در ناآگاهی و عدم شناخت ما از قوانین هستی و حتی قوانین درونی خودمان داشته است. کسی که می‌آموزد، دیگر بی‌گدار به آب نمی‌زند، عجله نمی‌کند و صبر و تحمل را پیشه‌ خود می‌سازد. او می‌داند که هر چالشی، فرصتی برای رشد و آموختن است، نه دامی برای سقوط. معرکه‌گیری، اغلب نتیجه‌ عدم پذیرش واقعیت‌ها، تلاش برای کنترل امور خارج از اراده‌ ما یا فرار از مسئولیت‌های شخصی است؛ اما یادگیری به ما می‌آموزد که واقعیت را آن‌گونه که هست بپذیریم، سهم خودمان را در مشکلات ببینیم و برای تغییر آن تلاش کنیم، و به جای فرار، با شهامت با مسائل روبرو شویم. این تغییر نگرش، خود بزرگترین گام در جهت کاهش معرکه‌ها و تبدیل آن‌ها به فرصت‌هایی برای رشد است. یادگیری مستمر، مثل ساختن یک سد محکم در برابر سیلاب است. سیلاب معرکه‌ها، هر قدر هم که خروشان باشد، در برابر سد دانش و آگاهی ما تاب نمی‌آورد. این سد، با هر جمله‌ای که می‌آموزیم، با هر درسی که از زندگی می‌گیریم، و با هر تجربه‌ای که ما را به تفکر وامی‌دارد، محکم‌تر و استوارتر می‌شود. بنابراین، راهکار اصلی برای خروج از چرخه‌ معرکه‌گیری، پناه بردن به دامن یادگیری است. یادگیری، روشنگر راه است. یادگیری، چشم بصیرت ما را باز می‌کند تا نه تنها معرکه‌ها را ببینیم، بلکه ریشه‌هایشان را بشناسیم و از بن‌ ریشه‌ آن‌ها را بخشکانیم. بگذارید یادگیری چراغ راهمان باشد تا در هیچ تاریکی گرفتار معرکه‌گیری نشویم و همواره به سمت روشنایی معرفت و رهایی گام برداریم.

رابط خبری:  همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون سوم)
ویرایش: راهنمای تازه واردین همسفر زهره دبیر اول سایت
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نجمه ( لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .