جلسه یازدهم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی گلمکان با استادی، راهنما مسافر مسعود، نگهبانی مسافر جلیل و دبیری، مسافر رضا، با دستور جلسه "رابطه یادگیری با معرکهگیری" یکشنبه 2 آذر 1404 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاس گزارم که در حضور شما عزیزان هستم.
از ایجنت شعبه، گروه مرزبانها، نگهبان جلسه و همه شما بزرگواران تشکر میکنم که این فرصت را فراهم کردید تا کنار شما آموزش بگیرم.
موضوع دستور جلسه: رابطه یادگیری و معرکهگیری است.
حدود سی سال پیش کاری بسیار مهم داشتم و باید سریع به آن میرسیدم. در مسیر، چشمم به یک معرکهگیر افتاد. قرار بود فقط چند دقیقه تماشا کنم، اما در نهایت حدود دو ساعت در آن فضا ماندم. همان دو ساعتی که میتوانستم به کار مهمم برسم، از دست رفت و برای من ضرر بزرگی ایجاد شد.
معرکهگیر کارش را بلد بود؛ اگر بلد نبود نمیتوانست من را دو ساعت نگه دارد، نمیتوانست پول از جیبم بیرون بکشد، نمیتوانست احساساتم را تحت تاثیر قرار دهد. همیشه این تصور را ایجاد میکرد که «هنوز چیزی باقی مانده» و همین باعث میشد در انتظار بمانم. من گول خوردم و از کار مهمم بازماندم.
وقتی وارد کنگره شدم دقیقا همین موضوع برایم زنده شد. یک روز دیدم خودِ من در قالب معرکهگیری در کنگره قرار گرفتهام. جالب است که تا دیروز، قبل از تماس آقای یاسر، فقط فکر میکردم معرکهگیری مربوط به یک فرد است و فقط در بعد جسمانی اتفاق میافتد. اما فهمیدم که معرکهگیری میتواند در فضای مجازی هم شکل بگیرد.
فضای مجازی انواع معرکهها را دارد و منِ مسافر اگر مراقب نباشم، ممکن است ساعتها، روزها یا حتی ماهها از فضای حقیقی دور شوم. کسی که معرکه میگیرد، دلش برای من یا شما نسوخته؛ او دنبال لایک، دنبال توجه و دنبال منافع خودش است.
در کنگره یاد گرفتم که هر جایی عضو نشوم و وارد هر گروهی نشوم. بعد به موضوع دیگری رسیدم؛ اینکه معرکهگیری میتواند در ذهن انسان هم ایجاد شود. وقتی در مسیر کنگره قدم برمیدارید، به یقین الهاماتی هم برایتان صادر میشود. همان لحظه به خودم نگاه کردم و دیدم در ذهن خودم با افراد مختلف درگیر میشدم.

گاهی ممکن است در ذهنم با رهجوها، با هملژیونیها و حتی با راهنمای خودم چالش و جنگ بسازم. این همان معرکهگیری ذهنی است.
معرکهگیری فقط این نیست که فکر کنم یک نفر معرکه گرفته و من از آنجا دور شوم. فضای مجازی را میتوانم ترک کنم، اما از دنیای ذهن به این راحتی نمیتوان خارج شد. استاد امین در سیاهچالهها میفرمایند: «دنیای ذهن انسان زندانی است بدون در و دیوار» و ممکن است انسان سالهای عمرش را در آن زندان بگذراند.
اوایل سفر، در ذهن خودم با آقای مهندس هم درگیر میشدم و معرکه راه میانداختم. حتی یک بار با دوست خودم و یک نفر دیگر معرکهای سهنفره ساختم. اعتراض میکردم که چرا باید ساعت پنج در کنگره باشم؟ چرا این همه سختگیری؟
دوستم یک جمله به من گفت که هنوز بعد از دوازده سال فراموش نکردهام، گفت:اگر ساعت پنج اینجا نباشی، کجا هستی؟ گفتم:خانه گفت: میتوانی بگویی در خانه چکار میکنی؟ گفتم استراحت
گفت: انسان اگر نفسش بیکار بماند، نیروهای منفی حتی نفس را سر کار میگذارند. تو که هنوز چیزی بلد نیستی.
همین یک جمله باعث شد معرکهگیری را ادامه ندهم. اگر او جملهای خلاف این در جهت منفی میگفت، شاید من مسیر اشتباهی را ادامه میدادم.
گاهی همین است؛ اگر ما تماشاگر معرکه نباشیم، معرکهگیر بیمعناست و جمع میشود و میرود.
البته همه معرکهها منفی نیستند. اجتماعات مثبت هم وجود دارد. آقای مهندس اجتماعی برپا کردند اما در جهت خیر؛ نتیجهاش این است که امروز منِ مسعود اینجا نشستهام.
فکر نمیکنم کسی در این جمع به اندازه من سقوط آزاد و ترک داشته باشد. بالغ بر صد بار، از دو، سه روز تا سه سال ترک کردم و هیچ نتیجهای نگرفتم. اما کنگره را یک بار انتخاب کردم و همین یکبار دوازده سال طول کشید و نتیجهاش را هم گرفتم.

کنگره جای امن و مقدسی است؛ نه به خاطر افراد، بلکه به خاطر راهی که نشان میدهد.
راهنما ابزار است، مرزبان ابزار است، ایجنت ابزار است. همه اینها ابزارهایی هستند که رایگان در اختیار ما قرار گرفتهاند. اگر ابزار را کنار بگذاریم، بهترین تعمیرکار دنیا هم نمیتواند کاری بکند.
هر خدمتی کارایی خودش را دارد. گاهی یک پیچگوشتی کوچک کاری میکند که بولدوزر نمیتواند انجام دهد. ما هم برای آموزش و ارتقا به همه این ابزارها نیاز داریم
از ابتدای سفر تا امروز هرچه جلو آمدم، داناتر و آگاهتر شدم اما هنوز کافی نیست.
یادم هست اوایل سفر میدیدم دوستان خدمت میکنند و در ذهنم میگفتم اینها یک مشت دیوانهاند!
میگفتم بگذار من رها شوم، بعد به اینها یاد میدهم رهایی یعنی چه.
اما امروز، دوازده سال بعد، خودم یکی از همان دیوانهها هستم و به این دیوانگی افتخار میکنم.
آقای مهندس میفرمایند:
تا مپندارند دیوانهای، به تکامل نخواهی رسید.سپاس گزارم.
گروه سایت گلمکان
مرزبان خبری : مسافر یامین
تایپ: مسافر وحید لژیون یکم
ویراستار: مسافر وحید لژیون یکم
عکاس: مسافرجواد لژیون دوم
تنظیم برای سایت: مسافر وحید لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
196