English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده _ افکار منفی فرد را به طرف معرکه‌گیری می‌برد.

گروه خانواده _ افکار منفی فرد را به طرف معرکه‌گیری می‌برد.

داستان خلقت انسان با بحث خداوند و تعلیم او آغاز شد و ملائک به خداوند می‌گویند؛ می‌خواهید موجودی را خلق کنید که فساد و خونریزی می‌کند. خداوند می‌فرماید: چیزی هست که من می دانم و شما نمی‌دانید و تمامی اسامی را انسان فرا گرفت تا جایی که همه ساکنین در مقابل جانشین سجده کردند به جز شیطان ؛ در واقع یادگیری و معرکه‌گیری از همان ابتدای خلقت در راستای هم قرار گرفتند. زمانی که شیطان نقض فرمان کرد آنجا نقطه شروع معرکه‌گیری بود چرا که خودش را برتر از انسان می‌دانست. 

همه می‌دانیم که فرضیه خلقت انسان و موجودات بر پایه اصول یادگیری بوده است، انسان باید آموزش بگیرد تا تبدیل شود و یکی از ویژگی‌های انسان همین یادگیری و کسب علم است و توسط همین یادگیری مسیر تکاملی خود را طی می کند. توقف در یادگیری یعنی سکون و سقوط، ما در تمام مراحل زندگی نیاز به آموزش داریم طرز لباس پوشیدن، نوع غذا خوردن، شیوه درست زندگی کردن، بدست آوردن مهارت‌های زندگی تلاش برای صعود به طرف کمال و یا جایگاه‌های بالاتر نیازمند یادگیری هستیم. 

هدف اصلی نیروهای بازدارنده توقف دانایی و گم کردن راه و مسیر ما درجهت مستقیم و باعث خواب رفتن و دور شدن ما از هدف اصلی است، یادگیری فقط مختص نوشتن مشق، امتحان، درس و مدرسه نیست، یادگیری می‌تواند در زمینه موسیقی، انواع ورزش‌ها، زبان‌های خارجی، انواع ارتباطات و برخورد خانم‌ها و آقایان و تربیت فرزندان و بسیاری مطالب آموزشی دیگر باشد.

یادگیری و معرکه‌گیری می‌تواند کاملاً متضاد هم باشد و این تضاد وجود دارد؛ یادگیری می‌تواند آرامش، تعادل، و در نهایت قرار گرفتن در صراط مستقیم را به ارمغان بیاورد و معرکه‌گیری می‌تواند ارتباط مستقیم با منیت داشته باشد، چون فرد آموزش‌‌پذیر نیست و در خیال خودش همیشه حق با او است. و باعث گرفتن آرامش و تعادل و نهایت غرق شدن در نیروهای شیطانی و تباهی می شود.

طبق فرموده استاد امین: معرکه‌گیری فقط برای یک سفر اولی اتّفاق نمی‌افتد اگر یک راهنما هم مواظب نباشد دچار معرکه‌گیری می‌شود. در لژیون وقتی رهجو سی‌دی نمی‌نویسد و فرمان‌بردار هم نیست به‌‌ جای این‌که انرژی و وقت خود را صرف آموزش کند از مرکز دایره دور می‌شود و دائم در حاشیه است، در کار دیگران تجسس می‌کند، سفر خود را با دیگران مقایسه می‌کند و انگشت اشاره‌اش سمت دیگران است، قطعاً نمی‌تواند بهره‌ای از آموزش‌ و انرژی‌ها داشته باشد همیشه حالش خراب است و در معرض القائات منفی قرار می‌گیرد اما فردی که ذرّه‌‌ذرّه همراه با آموزش‌ها جلو می‌رود و آنها را کاربردی و عملی می‌کند فرمان‌بردار می‌شود از منیت، معرکه‌گیری و حاشیه فاصله می‌گیرد و می‌تواند یادگیری را در خود تقویت کند.

معرکه‌گیری هم در صُور پنهان و هم در صُور آشکار می‌تواند اتفاق بیفتد مثلاً وقتی یک همسفر به‌ ظاهر در مقابل مسافرش سکوت می‌کند، امّا در ذهن خود با او درگیری دارد، او را قضاوت و سرزنش می‌کند، تجسس می‌کند و دائماً در ذهن با او می‌‌جنگد در مرحله معرکه‌گیری قرار می‌گیرد چه‌ بسا معرکه‌گیری ذهنی می‌تواند مخرب‌تر باشد.

انسان همواره در حال آموزش است، امّا آموزش‌هایی که می‌بیند شاید در مسیر نباشد و جواب عکس بدهد؛ پس من به‌ عنوان همسفر باید بدانم چه آموزشی، کجا و چگونه به دست آورم و در نهایت بهترین‌ها را یاد بگیرم چون یادگیری از آموزش مهم‌تر است؛ شاید کسی آموزش داشته باشد؛ ولی در عمل چیزی یاد نداشته باشد، بنابراین، این آموزش به درد نمی‌خورد و دوام و پایدار ندارد، امّا اگر انسان یاد بگیرد قطعاً آن آموزش پایدار خواهد بود.

در كنگره۶۰، چیزهای زیادی وجود دارد كه می‌تواند به یادگیرى من كمك كند؛ مثل خدمت كردن، بازیگر خوب بودن، تماشاگر نبودن، چون من اگر خدمت نكنم به‌ مرور زمان دچار افکار منفی؛ بهانه‌گیری، نق زن، غیبت‌کردن، جاسوسی کردن، قضاوت کردن... دچار می‌شوم و به سمت معرکه‌گیری حركت خواهم كرد.

 و این فقط و فقط، براى خودم مشکل‌ساز خواهد بود و در نتیجه، افکار منفی من را به‌ زانو درخواهند آورد و از مسیر خارج خواهم شد. در کنگره۶۰ هم همین است؛ نق زدن و گرفتن ایراد و در کل معرکه‌گیری، همسفر را از مسیر نور و درمان دور خواهد کرد و تجربه نشان داده است، کسانی که در حال آموزش دادن و آموزش گرفتن و خدمت باشند به‌ نُدرت دچار معرکه‌گیری و حاشیه می‌شوند.

 این افراد بازیگران خوبی هستند و تغییرات در تفّکر، جهان‌بینی و اندیشه آن‌ها به‌روشنی مُهیّا است و به‌ غیر از خود، به کسی کاری ندارند و در افراد دور از خدمت این تغییرات وجود ندارد و این افراد فقط تماشاگر این بازی هستند و تفکّر، جهان‌بینی و اندیشه آن‌ها روبه‌زوال و در نهایت به گرفتن ایراد، غیبت و توهین و نقد بی‌جهت سوق می‌یابد و این موارد از خصوصیات اصلی آن‌ها است.

یکی از مهم‌ترین رابطه‌های یادگیری و معرکه‌گیری همین است، به هرکدام نزدیک شویم از دیگری فاصله می‌گیریم. علّت این‌که در جلسات و کارگاه‌های آموزشی کنگره حضور پیدا می‌کنیم همین آموزش گرفتن و یادگیری تجربیّات دیگران است و همه باید به دنبال آموزش علم جهان‌بینی باشیم سکون بر هیچ موجودی جایز نیست.

 تا زمانی که یک دوچرخه سوار رکاب می‌زند در حرکت است، امّا زمانی که دست از رکاب زدن برداشت سقوط می‌کند همه ما باید به روز باشیم و با علم کنگره پیش برویم، در غیر این صورت از همه دانش‌ها و علوم کنگره عقب می‌مانیم. تجربه نشان داده است، افرادی که در کنگره در حال آموزش و خدمت هستند، تغییرات را می‌توان در رفتار، کردار، تفکّر و جهانبینی آن‌ها به وضوح مشاهده کرد.

 آنها تمام انرژی و قدرت خود را صرف خود می‌کنند و کاری به دیگران ندارند امّا کسانی که خدمتی ندارند و فقط تماشاگر هستند سعی می‌کنند از عملکرد بقیه ایراد بگیرند و دائم به نقد و بررسی و غیبت بپردازند، زمانی‌که ما از آموزش فاصله گرفتیم شروع به معرکه‌گیری و نق زدن می‌کنیم، در واقع می‌خواهیم بار سنگینی که روی دوش خود ما است، روی دوش دیگران بگذاریم و حاضر نیستیم بهای اشتباهات خود را بدهیم.

نویسنده: راهنما همسفر معصومه
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .