دستور جلسه این هفته «رابطه یادگیری و معرکهگیری» است. در کنگره۶۰ یادگیری بهعنوان یکی از پایههای اصلی درمان شناخته میشود؛ زیرا فرد برای رها شدن باید ابتدا بیاموزد که چگونه فکر کند، چگونه رفتار کند و چگونه با جهانبینی جدید زندگی کند؛ اما در کنار یادگیری یک مانع جدی به نام معرکهگیری وجود دارد؛ حالتیکه فرد بهجای دریافت آموزش، وارد بحث و جدل یا حاشیهسازی میشود. این دو مسیر در مقابل یکدیگر قرار دارند. یادگیری، فرد را بهسوی نور میبرد؛ اما معرکهگیری او را در تاریکی نگه میدارد.
یادگیری یعنی فرد گوش بدهد، فکر کند و سپس آنچه را میآموزد در عمل اجرا کند؛ اما معرکهگیری یعنی فرد بیشتر حرف بزند تا اینکه چیزی بفهمد. این رفتار فقط خاص کنگره نیست، در هرجای زندگی دیده میشود. به عنوان مثال: در مدرسه شاگردی که به معلم توجه میکند در پایان سال موفق میشود؛ اما فردیکه مدام به حاشیه میپردازد، با وجود سر و صدا چیزی یاد نمیگیرد. این دو مسئله مانند دو کفه ترازو هستند، هرچه سطح یادگیری، دانش و معرفت ما بالاتر باشد، کفه دیگر ترازو که همان معرکهگیری است، پایینتر میرود.
در کنگره نیز همین الگو دیده میشود. رهجویی که اهل یادگیری است با نظم حضور دارد، تکالیفش را انجام میدهد و مشارکت سالم دارد؛ اما رهجویی که معرکهگیری میکند، جلسه را به سمت حاشیه میکشاند، به آموزشها گوش نمیدهد و بهدنبال اثبات حرفهای خودش است. یادگیری یعنی قادر باشیم سه مؤلفه مثلث دانایی که تفکر، تجربه و آموزش است را به تعادل برسانیم. مسئله دیگر، معرکهگیری است که نقطه مقابل یادگیری بوده و ریشه آن به جهل و ناآگاهی انسانها برمیگردد.
ریشه معرکهگیری از غرور و ترس است. ترس از تغییر، پذیرفتن اشتباهات و مسئولیتپذیری؛ در حالیکه یادگیری از فروتنی و پذیرش آغاز میشود. هنگامیکه شیطان وارد تفکرات انسان شود، او را وادار به معرکهگیری میکند. ما میدانیم که شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد اندیشه و افکار انسان میشود و در ظاهر یک یار خوب است. عناصری که در بهوجود آمدن معرکهگیری دخیل هستند شامل: کمبود دانش، حسادت، خودخواهی، منیت و ... است.
معرکهگیری از آنجا شروع میشود که انسان شکست میخورد و از دیگران عقب میافتد. در کنگره نیز رهجوی معرکهگیر درجا میزند؛ زیرا درواقع نمیخواهد چیزی تغییر کند. یادگیری یعنی حرکت کردن، ساختن و پذیرش، اما معرکهگیری توقف و سکون، خراب کردن و انکار کردن است. انسان معرکهگیر آموزشپذیر نیست؛ زیرا او درگیر صدای نفس اماره خودش است و صدای حقیقت را نمیشنود. این درحالی است که رهجویی که یاد میگیرد، بهآرامی به سوی روشنایی میرود و تعادل در زندگی او ایجاد میشود و به سمت دانایی مؤثر میرود.
در نهایت عدم دانایی و هوشیاری انسان را از یادگیری دور میکند و در معرکهگیری غرق میکند. در کنگره۶۰ برای افزایش آگاهی راههایی وجو دارد مانند نشریات و سیدیهای آموزشی که با گوش دادن، خواندن و نوشتن آنها آموزش میگیریم و به آگاهی میرسیم. برای تمام اعضاء کنگره۶۰ آیندهای روشن و بالا رفتن دانایی موثر در پرتو آموزشهای کنگره۶۰ آرزو دارم.
منابع: سیدی عناصر معرکهگیری، سیدی رابطه یادگیری و معرکهگیری و برداشت از مقالات سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
302