یادگیری و آموزش یکی از اصول بنیادین رشد و تحول انسان است و در مسیر درمان اعتیاد نقش مهمی دارد. کنگره۶۰ با تأکید بر مثلث دانایی که شامل تفکر، تجربه و آموزش میباشد، معتقد است که توسعه این سه ضلع، فرد را به دانایی لازم برای حرکت در مسیر رهایی میرساند؛ در مقابل، معرکهگیری که ریشه در جهل، منیت، ترس و ناامیدی دارد، مانع آموزش و حرکت مفید میشود.
انسان موجودی است که به صورت ذاتی در حال یادگیری است و زندگیاش فرآیندی مداوم از آموزش و تجربه است. در کنگره۶۰ یادگیری به معنای دریافت آموزش و رسیدن به دانایی تعریف میشود؛ این فرآیند تنها مختص درس و مطالعه نیست، بلکه شامل شناخت عمیق از خود، بیماری اعتیاد، روشهای درمان و توانمندسازی فرد برای تصمیمگیریهای درست است.
در مسیر درمان اعتیاد، فرد نخستین بار با مسئله خواست و تصمیم خود برای درمان مواجه میشود؛ خواست، نیروی حرکت به سوی رهایی است و بدون آن، هیچ عامل بیرونی نمیتواند درمان واقعی را ممکن سازد؛ پس از خواست، مرحله آموزش و کسب دانایی اهمیت پیدا میکند؛ بدون آگاهی و علم نسبت به صورت مسئله اعتیاد و روش درمان DST، حتی کوچکترین قدم در مسیر رهایی مؤثر نخواهد بود.
در کنگره۶۰ برای دستیابی به دانایی، از مفهوم مثلث دانایی استفاده میشود که شامل سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش است؛ تجربه فرد در مصرف مواد و ترکهای ناموفق قبلی، تفکر در مورد راههای رهایی و آموزش اصول صحیح درمان، سه ضلع این مثلث را تشکیل میدهند؛ تنها زمانیکه این سه ضلع به تعادل نسبی برسند، فرد به سطح دانایی کافی دست مییابد و میتواند تصمیمات مؤثر برای ادامه مسیر درمان بگیرد.
در نقطه مقابل یادگیری، معرکهگیری قرار دارد که ریشه در جهل، ناآگاهی و منیت فرد دارد؛ معرکهگیری زمانی شکل میگیرد که فرد اشتباهات خود را نپذیرفته و دیگران را مقصر بداند؛ در این حالت، ترس از دیده شدن اشتباهات، ناامیدی از تغییر و تمرکز بر حاشیهها باعث میشود که فرد انرژی خود را صرف نق زدن، ایراد گرفتن و ایجاد مشکلات غیرضروری کند.
فردی که در مسیر درمان واقعی قرار دارد و درمان شده است، هرگز به معرکهگیری نمیپردازد؛ زیرا آگاهی و عشق به آموزش و خدمت او را از ورود به حاشیهها دور میکند؛ اما افرادی که کاملا درمان نشدهاند، اغلب با سرزنش و ایراد گرفتن تلاش میکنند که خطای خود را پنهان کنند و در نتیجه در دام معرکهگیری میافتند.
میتوان یادگیری و معرکهگیری را به دو کفه ترازو تشبیه کرد؛ هرچه سطح یادگیری و آموزش فرد بالاتر برود، معرکهگیری کاهش مییابد؛ معرکهگیری، تمرکز و انرژی فرد را تخلیه کرده و مانع حرکت مفید میشود؛ بنابراین پایبندی به آموزش و خدمت، راهکار اصلی برای کاهش معرکهگیری و افزایش کارآمدی در مسیر رهایی است.
کنگره۶۰ با ایجاد بستری برای آموزش و خدمت، افراد را به یادگیری و تجربه عملی تشویق میکند. افرادی که در این چرخه قرار دارند، به ندرت به حاشیهها و مسائل منفی کشیده میشوند و تغییرات رفتاری و فکری آنها کاملا مشهود است؛ در مقابل، اشخاصی که از آموزش و خدمت فاصله میگیرند، بیشترین آسیب را از جهل و ناآگاهی خود میبینند و به معرکهگیری گرایش پیدا میکنند.
رابطه بین یادگیری و معرکهگیری در مسیر درمان اعتیاد کاملا مشهود است؛ آموزش و دانایی، مانع ورود به معرکهها میشود و معرکهگیری نتیجه جهل، ناآگاهی و منیت است. فردی که آموزش میبیند، خدمت میکند و به تعادل مثلث دانایی دست مییابد، توان درمان اعتیاد را پیدا میکند؛ بنابراین توسعه فرهنگ یادگیری و آموزش در کنگره۶۰، پایه اصلی موفقیت در درمان و رهایی از اعتیاد است.
منابع: مقاله آقای خدامی، صحبتهای آقای مهندس و سیدی رابطه یادگیری و معرکهگیری
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
رابط خبری: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون بیستوپنجم) دبیر اول سایت
ثبت: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
249