جلسه دوازدهم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه 《 نقش سیدی نوشتن و آموزش در کنگره ۶۰》در روز پنجشنبه ۲۹ آبانماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، حسن هستم، یک مسافر.
موضوع جلسه، «نقش نوشتن سیدی و آموزش در کنگره » است. ساختار کنگره، یک ساختار آموزشی است و همهی عوامل به هم مرتبط هستند: سیدی، راهنما، رهجو و آموزش؛ همه به هم پیوند دارند.
جناب آقای مهندس برای ما تکلیفی تعیین کردند. این تکلیف برای همه است؛ مسافران سفر اول و دوم، راهنماها، مرزبانان، ایجنتها و دیدهبانان همگی باید آن را انجام دهند. ایشان هیچ موضوعی را بیدلیل مطرح نمیکنند. مهر و محبتی که جناب آقای مهندس دارند را هیچکس دیگر ندارد. ایشان میفرمایند: «ما در کنگره ۶۰ آدم بیسواد پذیرش نمیکنیم» و دلیل آن، نوشتن سیدی و فراگیری آموزشهای کنگره است.
ما با آمدن به کنگره، از جهل و نادانی به آگاهی و دانایی میرسیم و این، بهخاطر آموزشهای کنگره است. آموزشهای سیدیهای کنگره فقط دربارهی اعتیاد نیست، بلکه علم زندگی کردن را به ما میآموزد. این نشان میدهد که جناب آقای مهندس هدفشان یاد دادن علم زندگی به ماست.
زمانی که من وارد کنگره شدم، پذیرش خیلی از مسائل برایم بسیار سخت بود. آمده بودم فقط مشکل اعتیادم را حل کنم و اصلاً قبول نمیکردم که مشکل چیز دیگری است. برای نوشتن سیدی هم مشکل داشتم. بعد از سالها دوری از تحصیل، نوشتن برایم واقعاً سخت بود. وقتی راهنمایم، گفت: گر سیدی ننویسی، تنها چیزی که دارم و میتوانم با آن حکمم را اجرا کنم، برگ زرد است که بدون نوشتن و آموزش نمیتوانم شما را نجات دهم، من حتی معنای برگ زرد را نمیدانستم. اما همان برگ زرد و سیدی نوشتن مرا نجات داد. من در آن زمان با دید دیگری به قضیه نگاه میکردم و فکر میکردم راهنمایم دارد با من معامله میکند، درحالی که هر کاری او میکند برای آموزش من است؛ برای من، که واقعاً میخواهم بهبود پیدا کنم.
پذیرش این مسئله برایم بسیار سخت بود. همانطور که مهندس میفرمایند: «وقتی به کنگره میآییم، اول ایمان نمیآوریم، بلکه شک میکنیم.» من، وقتی به کنگره آمدم و همه را با پیراهنهای سفید دیدم، تعجب کردم و گفتم حتماً چیزی پشت این ماجراست. اما کمکم که جلوتر رفتم، فهمیدم آموزشهای سیدی مهندس فقط دربارهی اعتیاد نیست. من اعتیادم را درمان کردم، ولی میبینم مشکلات دیگری دارم و با سیدی میتوانم راه حل آنها را پیدا کنم.
یکی از دیدهبانها در اوایل سفرم حرف قشنگی زد. گفت: «تو هم میتوانی بروی...» با اعتقادات قبلیام، این حرف برایم سخت بود. میگفت: «ما همه راهمان را از قرآن گرفتهایم، جناب مهندس میگوید قدرت مطلق فقط یک راه بیشتر ندارد و آن راه مستقیم است، هر مشکلی داری، برو کتاب باز کن، سیدی گوش بده و مشکلت حل میشود.» من با خودم گفتم: «یعنی چه؟ مگر میشود با قرآن شریک شود؟»
اما با همان اعتقادات، وقتی آمدم کنگره و دیدم با گوش دادن به یک سیدی مثلاً همین سیدی هفته، «مثال» که چند روز است دارم گوش میدهم صدای جناب مهندس آرامش واقعی به من میدهد. چون ایشان ریشه خیلی از مشکلات ما را میداند.
در ابتدا، مشارکت برایم بسیار سخت بود. اما همان مشارکت مرا به جایی رساند که پارسال و سالهای قبل، روزبهروز شجاعت بیشتری پیدا کردم. سیدیهای مهندس کاملاً جامع هستند و فقط دربارهی اعتیاد حرف نمیزنند. ما کمکم جلو آمدیم و لژیون تشکیل شد، ولی هنوز به خیلی چیزها نرسیدهایم. مهندس میخواهد ما را از نادانی خارج کند، ولی من قبلاً این را درک نمیکردم.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ:مسافرکریم،مسافرعارف و مسافرعلی، لژیون یکم
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
125