مشارکت همسفر بهاره
«زندگی بر اساس یادگیری است.» ما در تمام لحظات زندگی، چه آگاه باشیم و چه نباشیم، در حال آموزش دیدن هستیم. مسیر زندگی یک فضای گسترده از تجربهها، آزمونها و حتی تاریکیهاست؛ تاریکیهایی که برای رشد ما لازماند و هر کدام درسی مهم برای بالا رفتن سطح آگاهی و معرفت ما دارند. در این مسیر، بعضی از ما متوجه ماهیت آموزشی مشکلات میشویم؛ از سختیها درس میگیریم، تجربه به دست میآوریم و قدمبهقدم از تاریکی به سمت روشنایی حرکت میکنیم.
اما بعضی دیگر ممکن است دچار معرکهگیری شوند؛ یعنی وقتی اشتباهی میکنیم، بهجای پذیرش مسئولیت، موضوع را تغییر میدهیم و سعی میکنیم تقصیر را گردن دیگران بیندازیم. ریشه این رفتار میتواند ناآگاهی، حسادت، منیت یا نبود مسئولیتپذیری باشد. معرکهگیری باعث میشود فرد از پذیرش حقیقت فرار کند، برای خودش نیرو جمع کند، حاشیهسازی کند و دیگران را مقصر بداند؛ در حالی که در نهایت خودِ اوست که آسیب میبیند و خودش را در جایگاه قربانی قرار میدهد.
این موضوع فقط مربوط به یک بخش خاص از زندگی نیست؛ ممکن است در خانواده، کار، دوستیها، خدمت یا حتی سفر اول و دوم نیز دیده شود. به همین دلیل مهم است که ما به جای توجه به حرفها، به نیت واقعی افراد توجه کنیم و در همه مسائل، تفکر را سرلوحه کار خود قرار دهیم. زیرا؛ با تفکر و محبت میتوانیم هر چیزی را اصلاح کنیم، رشد دهیم و به مکانی زیبا و آرام تبدیل کنیم و از وقوع وقایع جلوگیری کنیم. اما بدون تفکر و محبت، حتی بهترین شرایط هم میتواند تخریب و ویران شود. در نهایت، یاد میگیریم که مسیر روشنایی از درون ما آغاز میشود؛ از جایی که مسئولیت اعمال و رفتارمان را میپذیریم و از هر تاریکی، پلی میسازیم برای رسیدن به نور.
مشارکت همسفر لیلا
یادگیری و معرکهگیری دو مفهوم کاملاً متفاوتاند و هرکدام یک هدف و نتیجهٔ جداگانه در زندگی انسانها دارد. به گفته مهندس، یادگیری تنها به درس و مشق محدود نمیشود؛ بلکه خودِ زندگی سراسر یادگیری است. ما با آموزش به آگاهی میرسیم، همان کاری که در کنگره انجام میدهیم. در مقابل، معرکهگیری از جهل و ناآگاهی سرچشمه میگیرد. هدف آن بیشتر جلب توجه، تغییر موضوع و فاصله گرفتن از واقعیت است.
در گذشته، کسانی بساطی پهن میکردند و برای خودنمایی زنجیر پاره میکردند یا حیوانی را با دندان بلند میکردند. با حقه و تردستی مردم را سرگرم میساختند و در ازای آن پول میگرفتند؛ آنان را پهلوان مینامیدند. امروزه شاید شکل معرکهگیری تغییر کرده باشد، اما اصل آن همچنان وجود دارد. همه ما تجربه کردهایم که در مواقعی به جای پذیرش مسئولیت، به معرکهگیری روی آوردهایم؛ زمانی که کاری را درست انجام ندادهایم، اشتباه خود را نپذیرفتهایم و به دنبال مقصر گشتهایم. خودِ من نیز بارها نتوانستهام وظایفم را به درستی انجام دهم و همیشه دلیل آن را به مسافرم نسبت دادهام؛ میگفتم چون او هست، من به کارهایم نمیرسم. پس روشن است که یادگیری و معرکهگیری در نقطه مقابل یکدیگر قرار دارند. با یادگیری میتوانیم به آگاهی بالاتر دست یابیم و از دام معرکهگیری فاصله بگیریم.
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم) دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
104