یازدهمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی گلمکان؛ با استادی راهنما مسافر جواد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر قاسم با دستور جلسه «نقش سی دی و نوشتن آن در آموزش» در تاریخ 29 آبان ماه 1404 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در حضور شما عزیزان هستم. از ایجنت نمایندگی ممنونم که این اجازه را در اختیار من قرار دادند تا اینجا باشم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. از نگهبان، گروه مرزبانی و همه شما بزرگواران سپاسگزارم که در این جلسه حضور پیدا کردید.
خب، شعبه گلمکان... من یکبار دیگر هم اینجا استاد جلسه بودم اما فکر نمیکردم قرار باشد دوره راهنمایی را نیز در همین شعبه سپری کنم و آموزش ببینم.
انسان وقتی بخواهد یک زندگی پایدار، آرام و سالم است را مدیریت کند، شاید هنر آنچنانی نخواهد. حتی اگر بخواهد یک شهر، یک کارخانه یا یک خانواده را مدیریت کند، اگر آن خانواده بستر خوب و آرامی داشته باشد، کار چندان سخت نیست. اما ما که وارد کنگره میشویم، معمولاً خانوادهها یا خودِ فرد آن پایداری و آرامش نسبی را ندارند؛ چون قطعاً اعتیاد بسیاری از مسائل را ویران کرده و انسان را آواره کرده است. همانطور که همه ما در ابتدا وارد شدیم، به دنبال این بودیم که چطور این آتش ویرانگر را مهار کنیم.
این آتش مهار نمیشود مگر با یک معلم راستین؛ آقای مهندس که سرلوحه همه ما هستند و متدهایی را در اختیار ما قرار میدهند. ایشان مسیرها و روشهایی را به ما آموزش میدهند که باید آنها را بنویسیم؛ این نوشتارها، کمکم در وجود انسان حک میشود. این نوشتهها با گوشت، جان، پوست و استخوانمان آبیاری میشود.
وقتی میگویند ما راهیان این کلمات هستیم، راهیان DST هستیم، راهیان جهانبینی هستیم که آقای مهندس از دل کلامالله بیرون کشیدهاند و برای بازگشت شرافت و ارزشهایی که انسان از دست داده ارائه کردهاند… اینها باید نوشته شود، حک شود و با خدمت در کنگره آبیاری شود تا انسان به مسیری برسد که همه ما به دنبال آن هستیم.

صرفاً حفظ کردن این مطالب کافی نیست. امروز اگر میبینیم افرادی هستند که نمایندگیهای پیدرپی را بنیانگذاری میکنند و برایشان فرقی ندارد گلمکان باشد یا زالپارس یا هرجای ایران، به این دلیل است که آنها واقعاً راهیان همان مسیرهایی هستند که آقای مهندس آموزش دادهاند. این آموزشها را به بلاد مختلف میبرند تا انسانها را از گرفتاریها نجات دهند.
خب، اگر ما که مسافر هستیم و مسافران این شعبه هستیم، ذرهای مسئولیتپذیر باشیم و قدر این بستر را بدانیم و بخواهیم این بستر قدرت پیدا کند، باید همیشه معلم و استادان خود را بشناسیم و فرمانبردار آنها باشیم.
کسی که این مسائل را به شوخی میگیرد و در انجام آن جدیت ندارد، فقط خودش ضرر میکند.
اگر کنگره امروز به گلمکان آمده اگر استقبال شود، خود ما لذتش را میبریم. اگر استقبال نشود، آقای مهندس هیچ تعارفی ندارند هر نمایندگی که رشد و بازدهی کمی داشته باشد، بدون تعارف جمعش میکنند. آسیب را ما میبینیم؛ کنگره که آسیب نمیبیند، کنگره با قدرت مسیرش را ادامه میدهد.
امروز اگر گلمکان به آرامش و آسایش رسیده و مصرفکنندگانش ذرهذره کم میشوند، خودشان لذتش را میبرند. اگر امروز نباشند، کنگره ضرر نمیکند.
در گلریزان اینقدر درباره بخشندگی و سخاوت صحبت میشود تا ما ببخشیم، این بخشش برای آسایش خود ماست. ما نمیبخشیم که چیزی به ما داده شود (که قطعاً میشود) بلکه میبخشیم تا افراد دیگر نیازمند نباشند و دست به انتحار نزنند. انتحار فقط کشتن خود نیست؛ انسان وقتی به انتحار برسد، به خودش اجازه میدهد از حق دیگران هم بگذرد.
ما از سفر اول باید قدر این بستر را بدانیم و با جدیت قدمهایمان را برداریم و این سفر را به شوخی نگیریم.

این نوشتارها روح، روان و تفکر انسان را جلا میدهد و به آنها قوت میدهد. کسی که سیدی مینویسد، در حرکتش خلل ایجاد نمیشود؛ چون از جایی تغذیه میشود که استادان راستین این فرمانها را رساندهاند. نود هزار نفر درمانشده همراه با فالوآپها سندهای کنگره هستند. این رقم شوخی نیست؛ الکی به دست نمیآید. اگر این علم، علم راستین نبود، قطعاً ما امروز اینجا با حال خوش نمینشستیم. من قطعاً اینجا نمینشستم استاد جلسه نمیشدم و شاید در بیغولهها مشغول تزریق مواد مخدر بودم.
روزی که وارد کنگره شدم یادم نمیرود؛ از یک کیسه سیمان سبکتر بودم. یعنی از یک کیسه سیمان که پنجاه کیلو است، سبکتر بودم. یادم نمیرود؛ یک دستم کتابها و یک دستم لیوان چایی بود که مرزبان داده بود. مواد مصرفی اثرش رفته بود، خمار بودم، اما مشتاق حرفهای راهنما. چایی را خوردم، کتابها را کنار گذاشتم و درست وقتی خواستم به حرفهای استادم گوش کنم، خوابم برد. روز اولم را هیچوقت فراموش نمیکنم؛ با چه حال خرابی وارد شدم.
قسم خوردم که وقتی درمان شدم، با جان و دل در این مسیر حرکت کنم و بهترین روزهای زندگیم را برای کنگره بگذارم؛ چون بهترین روزها را کنگره به من برگرداند. من همیشه مدیونش هستم؛ مدیون تمام عزیزانی که در این مسیر حرکت میکنند و همیشه دستبوسشان هستم.
از اینکه سکوت کردید و به صحبتهایم گوش دادید، از همه شما ممنون و متشکرم. امیدوارم در ادامه از شما آموزشهای لازم را بگیرم.
خیلی ممنون، متشکرم.

گروه سایت گلمکان
مرزبان خبری : مسافر یامین
تایپ: مسافر وحید لژیون یکم
ویراستار: مسافر وحید لژیون یکم
عکاس: مسافر وحید لژیون یکم
تنظیم برای سایت: مسافر وحید لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
220