سومین جلسه از دوره اول جشن گلریزان کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر، به استادی پهلوان مسافر امیر، نگهبانی پهلوان محترم مسافر مرتضی و دبیری دنور محترم مسافر حسین با دستور جلسه «گلریزان» روز چهارشنبه 21 آبان 1404 ساعت 17 آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان امیر هستم مسافر، خدا را شکر میکنم یک بار دیگر توفیق این را پیدا کردم در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم و از نگهبان، دبیر، گروه مرزبانی و ایجنت محترم بسیار سپاسگزارم.
قبل از اینکه در مورد دستور جلسه گلریزان صحبت کنم میخواهم به دوستان تازه وارد و یا کسانی که تازه لژیون انتخاب کردهاند بگویم که فعلاً در مورد این دستورجلسه قضاوت نکنند که کنگره پولی هست و چرا به ما گفتند رایگان هست. این دستورجلسه برای کسانی میباشد که سفر کردهاند، به درمان رسیدهاند و به حال خوش دست پیدا کردند و حالا میخواهند با خواست و میل خود، به همنوعان خودشان کمک کنند.
این دستورجلسه من را به یاد خاطرات دوران سربازیام انداخت که در 2 ماه ابتدایی، تمام مراحل سربازی را به ما آموزش میدهند. یک روز بسیار خاص و مهم در این دوره آموزشی به نام روز میدان تیر وجود دارد که اگر در میدان تیر حضور نداشته باشیم تجدید دوره میشویم، نکته جالب برای من این است که حضور در میدان تیر مهم است اما نمرهای که در آنجا کسب میکنیم اهمیتی ندارد.
در سیدیهای اخیر مکرر عنوان شده که این دنیا محل آموزش است، مانند دوره آموزشی سربازی که البته مدت آن برای هر کس متفاوت است، بعضیها در 40 سالگی به پختگی و آموزش کافی میرسند و بعضیها شاید زودتر؛ من برای خودم این تصویرسازی را داشتم که میدان تیرِ من در این دوره آموزشی، سپاسگزاری است زیرا آفت انسان ناسپاسی است. ما تمام این آموزشات را برای این فرا میگیریم که یاد بگیریم سپاسگزار و شکرگزار باشیم.

من در مورد عدد و رقمِ مشارکت در گلریزان صحبت نمیکنم، یکی 1 میلیون تومان پرداخت کرده و دیگری 5 میلیارد، فقط میخواهم بگویم تمام کسانی که در این میدان تیر که همان گلریزان است شرکت کردهاند، نمره قبولی را گرفتند. اگر در این جشن شرکت نکردهاید هنوز فرصت هست؛ وقتی شرکت کنید دیگر لازم نیست از اول سفر کنید، دوباره گرفتاری برایت اتفاق نمیافتد، مشکلات خانوادگیِ تکراری برایت پیش نمیآید و به اصطلاح، تجدید دوره نمیشوید. شرکت در گلریزان به معنای سپاسگزاری است.
یاد دارم زمان قدیم اگر در محلمان فرد بزرگ و مهمی حضور داشت، به دیگران فخر میفروختیم که این شخص، آشنای ما است و به اصطلاح پُز آن فرد را میدادیم. جلسه پیش وقتی کمی دقت کردم متوجه شدم که گوشه گوشه جلسه چقدر پهلوان، دنور و سردار نشسته است، این پهلوانها به جای خیلی از کسانی که توان پرداخت نداشتهاند، کمک کردهاند و الان وقت آن است که با درست سفر کردن، پُز این پهلوانها را بدهم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
153