جلسه اول از دوره اول جشن گلریزان کنگره ۶۰، نمایندگی امیرکبیر، به استادی پهلوان همسفرزهرا ، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر لیدا با دستور جلسه «گلریزان» روزسه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴ در ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان زهرا هستم، همسفر
از ایجنت شعبه، خانم سمیه عزیز، مرزبانهای محترم و همهی دستاندرکاران و لژیون سردار تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این روز حضور داشته باشم و خدمت کنم.
امسال، اولین سال گلریزان در بخش همسفران شعبهی امیرکبیر است. همانطور که میدانید، جشن گلریزان برای اعضا، بهویژه لژیون سردار، روزهای شاد و پر تلاطمی است. این شعبه تازه تأسیس شده و بخش همسفران نیز به تازگی راهاندازی شده است.
شاید امروز دوستانی باشند که امسال اولین سالی است که در این جشن حضور دارند. در این هفته، دربارهی این جشن خیلی صحبت شده و بهویژه روز شنبه مشارکت زیادی در این زمینه صورت گرفت. واژهی گلریزان در دنیای خارج از کنگره نیز معنای خاصی دارد. در زمانهای قدیم، در مکانهای قدیمی و زورخانهها، افرادی جمع میشدند و ریشسفیدان و بزرگان مشکلات مالی افرادی را مطرح میکردند. پهلوانان و ریشسفیدان گلریزان راه میانداختند و از افراد و خیرین درخواست کمک میکردند تا مبلغی پرداخت کنند و مشکلات آن شخص را حل کنند، بهویژه اگر آن شخص عابرو دار بود و نمیخواست مشکلش را در جایی مطرح کند.
آقای مهندس در کنگره 60 توضیح دادند که این کنگره از روز اول روی پای خودش ایستاده و هیچ کمکی از نظر مالی قبول نکرده است. اما در یک زمان آقای مهندس گفتند که به دلیل شکایت شخصی از شعبهی آکادمی، آن مکان بسته شد و افراد کنگره نتوانستند از آن مکان استفاده کنند. در آن زمان بود که ما به این فکر افتادیم که کنگره باید از نظر مالی قویتر باشد تا مکان و جایی از خود داشته باشد. بنابراین، به فکر برگزاری جشن گلریزان افتادند.
این اتفاق باعث شد که این رسم هر ساله تکرار شود. در این روز، افرادی که عضو کنگره هستند، مبلغی که دوست دارند را اعلام میکنند تا به کنگره کمکی کرده باشند.
به نظر من، من زهرا که به عنوان فردی در کنگره حضور دارم و در جشن شرکت میکنم، این کارم نشاندهندهی این است که چقدر به اینجا آمدهام و چقدر آموزش گرفتهام و این آموزشها چقدر در زندگی من جاری و ساری شده است.
وقتی به عنوان سفر اولی میآیم و نوشتن سیدیها را شروع میکنم، وادی اول، دوم، سوم و تفکر را میگذرانم و بعد به وادی پنجم میرسم. وادی پنجم میگوید که تفکر کافی است و باید شروع کنیم به عمل کردن. یکی از قدمهایی که برای عمل کردن باید برداریم، پسانداز کردن است.
آقای مهندس از همان ابتدا به ما یاد دادند که بنیهی مالی خود را قوی کنیم و در زندگی از نظر مالی مستقل باشیم. وقتی این مرحله را یاد گرفتیم و در زندگی اجرا کردیم، قدم دوم این است که به یاد بیاوریم روز اول که وارد کنگره شدیم چه حالی داشتیم و الان در چه جایگاهی هستیم. وقتی من از نظر مالی بتوانم برای خودم کاری انجام دهم، مسلماً خوشحال میشوم که برای کنگره هم کاری انجام دهم، حتی اگر کارم کوچک باشد.
اما یادمان باشد که کنگره جایی است که به من آرامش داده و زندگی از هم پاشیدهام را دوباره جمع کرده است. من اینجا در کنار مسافرم توانستم درمان شوم و به آرامش برسم. بنابراین، برای گسترش کنگره کمک میکنم تا روز به روز بهتر شود و کارهای کنگره توسعه و گسترش پیدا کند.
امروز کنگره فقط مکانی برای درمان اعتیاد نیست، بلکه کارهای بزرگی در اینجا انجام میشود، مثلاً تأسیس دانشگاه یا ثبت علم کنگره در مقالات جهانی. اگر من زهرا بتوانم به اندازهی یک ذره کار کوچک انجام دهم، همان لحظه شادمانی و انرژی دریافت میکنم. شاید در آن زمان من نباشم، یا شاید هم باشم، و روزی کنگره آوازهاش جهانی شود. در آن زمان که همهی دنیا کنگره را بشناسند، من میگویم که آن روزها من هم بودم و نقش کوچکی در این علم داشتم. این انرژی و حس خوب چه در این جهان و چه در جهان دیگر به من میرسد که من برای رسیدن به این جایگاه یک ذره و قطرهی کوچکی بودم.
.jpg)
《 پیام گلریزان 》
.jpg)



تایپیست: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم )
عکاس: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ارسال و ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما زهرا (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی امیرکبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
315