جلسه سوم از دوره سی و نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ با استادی مسافر اسلام، نگهبانی مسافر تراب و دبیری مسافر علی رضا با دستور جلسه وادی نهم 《 وقتی نیروی از کم شروع بشود و به درجه بالا و بالاتری برسد، نقطه تحمل پیدا میشود 》چهارشنبه ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان اسلام هستم یک مسافر.
از دبیر، نگهبان جلسه و آقا ابوالفضل، راهنمای عزیزم سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا در خدمت شما باشم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز وادی نهم و تاثیر آن روی من است. «وقتی نیروی از کم شروع میشود، رفته رفته بالا و بالاتر میرود تا نقطه تحمل پیدا کند.»
به خاطر دارم روز دوم یا سومی بود که من به کنگره آمده بودم و هنوز کتاب ۱۴ وادی را تهیه نکرده بودم، زمانی که در لژیون وادیها را شنیدم، بسیار به آنها علاقمند شدم و روی من تاثیر خوبی گذاشت که با هدایت راهنمایم به نشریات رفته و ۱۴ وادی را خریدم.
هر چیزی که در زندگی من اتفاق افتاده بود در این وادیها برایم روشن شد. در وادی سوم خواندم که اگر من خودم به فکر خودم نباشم کس دیگری به فکر من نخواهد بود. برادرم همیشه تهدید میکرد که مرا به کمپ خواهد برد اما خدا را شکر میکنم که راه کنگره برایم پیدا شد و درمان شدم. من سال ۱۴۰۲ هم به کنگره آمده بودم اما تعیین کلینیک نشده بودم که با راهنمایی اشتباه یک سفر اولی به عطاری رفته و داروی متادون تهیه کردم و همینطور سرخود شروع به مصرف متادون کردم و تقریباً ۲ سی سی میخوردم. اما هنگامی که این موضوع را با راهنمایم آقا ابوالفضل در میان گذاشتم به من گفتند که میبایستی صبر کنم تا به کلینیک معرفی شوم و دارویم را دریافت کنم و طبق دستور او دارو را مصرف کنم تا به درمان برسم.
در همان روزها بود که به واسطه مصرف متادون دچار خشکی دستگاه گوارش و سنگ کلیه شده و راهی بیمارستان شدم و همین موضوع بیمارستان باعث شد که من یک سال درمانم عقب بیفتد. اما خدا را شاکر و سپاسگزارم که دوباره وارد کنگره شدم و به درمان رسیدم. برای همین از همه راهنماها، ایجنتها و خدمتگزاران ممنونم که امروز حال من بسیار خوب است. بیش از این وقتتان را نمیگیرم و جلسه را به مشارکت میگذارم تا از همه شما آموزش بگیرم.

عکس و ضبط صدا؛ مسافر مجید
فرستادن مطلب؛ مسافر بابک
نگارش و بارگذاری؛ مسافر حسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
106