تاریخ
شنبه 30 شهريور 1398

عشق بدون قیدو شرط؛ گفتگو با همسفر فاطمه

موضوع : گفت و گو
هیچ مشکلی بدون راه‌حل نیست، قطعاً تمام مشکلات و علم‌های پیچیده که ازنظر انسان قابل‌حل نیست حل‌شدنی است. مانند اعتیاد که همه آن را غیرقابل درمان می‌دانستند ولی با دست‌های توانای آقای مهندس و با صبر و پشتکار و شکیبایی راه درمان را پیدا کردند.
عشق بدون قیدو شرط؛ گفتگو با همسفر فاطمه

در خدمت خانم فاطمه همسفر اسماعیل یکی از همسفران لژیون دوم هستیم. همسر ایشان با بیش از ده سال تخریب شیره و تریاک وارد کنگره شدند با متد DST و داروی درمان OT به مدت ده ماه و بیست‌وچهار روز باراهنمایی آقای هادی و خانم ندا سفر کردند و در حال حاضر مدت ده ماه و بیست روز از درمان و رهایی این عزیزان می‌گذرد. با عرض سلام خدمت شما در ابتدا از شما متشکرم که وقت گذاشتید و در این گفتگو شرکت کردید.

به‌عنوان اولین سؤال خانم فاطمه عزیز، وقتی یک همسفر وارد لژیون می‌شود کمک راهنما می‌گوید باید مسافر خود را بدون هیچ‌گونه قید و شرطی دوست داشته باشید، این دوست داشتن بدون قید و شرط چگونه به وجود می‌آید؟

به عقیده من این عشق در وجودمان بوده منتها با مصرف مواد کم‌رنگ شده یا از بین رفته، ولی با ورود به کنگره یاد می‌گیریم بدون قید و شرط مسافرمان را دوست بداریم و او را همراهی کنیم. با گرفتن آموزش‌ها و تزکیه و پالایش این دوست داشتن‌ها دوباره زنده می‌شود و رشد می‌کند، هرچقدر مسافر در سفر اول مسیر درمان را به‌خوبی طی کند همسفر نیز بهتر او را همراهی می‌کند.

خودتان فکر می‌کنید چه چیزی بیشتر از همه باعث شد با مسافرتان بمانید و هر دو برای ادامه زندگی مشترک خود تلاش نمایید؟

به نظر من وجود مثلث عشق که شامل سایه‌ها، جاذبه و حس می‌باشد باعث شد انگیزه‌ام برای زندگی بیشتر شود و برای ادامه امیدوار باشم. عشقی که در قلبم کم‌رنگ شده بود با آموزش گرفتن پررنگ شد و این نوید را در قلب من زنده کرد که بمانم و ادامه بدهم.

ازنظر شما ویژگی یک عشق واقعی چیست؟

به نظر من زمانی که انسان بتواند از خودش بگذرد آن موقع هست که می‌تواند به عشق واقعی دست پیدا کند. عشق واقعی عشقی است که بتوانی در آن از منافع خود بگذری، حال معشوق خداوند باشد یا مخلوق خداوند باشد. به خاطر خود او، او را دوست بدارد نه به خاطر منافعش. در این راه ما باید از عیب‌های معشوق چشم‌پوشی کنیم.

بزرگ‌ترین درسی که از کنگره گرفتید چه بود؟ 

بزرگ‌ترین درسی که گرفتم این بود که محبتم را خالصانه و بدون هیچ قید و شرطی همچون انوار خورشید به همه یکسان ارزانی کنم. قبل از ورودم به کنگره واقعاً در مقابل خوبی‌هایی که به اطرافیانم می‌کردم متوقع می‌شدم و از اینکه گاهی جواب خوبی و محبتم را بامحبت نمی‌دیدم بسیار ناراحت می‌شدم ولی بعد از آموزش در کنگره فهمیدم که باید بیشتر ببخشم تا سرمایه‌ام بیشتر شود.

در وادی چهارده می‌خوانیم لازمه عشق، معرفت است این معرفت چگونه به دست می‌آید؟

ما عشق را از طریق حس و جاذبه دریافت می‌کنیم و تنها از طریق بالا بردن آگاهی است که به این معرفت دست می‌یابیم و از طریق تزکیه و پالایش کامل می‌شود. هر چه شناخت من از مسافرم بیشتر باشد مطمئناً می‌توانم با آگاهی که از کنگره می‌گیرم بهتر زندگی کنم.

کنگره 60 برای تک‌تک ما همسفران و مسافران هدیه ارزشمندی را به ارمغان آورده، نظر شما در مورد محبتی که از کنگره دریافت نمودید چیست؟

به نظر من این محبت کیمیا می‌باشد که در هیچ کجا نمی‌توان این‌طور خالصانه آن را یافت. چون در هر سیستمی وارد بشویم افراد درازای کاری که انجام می‌دهند چیزی مطالبه می‌کنند ولی در این سیستم خلاف آن می‌باشد و همه اعضا بدون هیچ منتی به هم خدمت و محبت می‌کنند. واقعاً محبت بی‌ریا را در چشم  همه افراد به‌راحتی مشاهده می‌کنیم.

با ورود به کنگره مراحل تغییر، تبدیل و ترخیص در زندگی شما چگونه بوده است؟

انسان هر چه بکارد آن را برداشت می‌کند من هم با ورود به کنگره سعی کردم از ضد ارزش‌ها دوری‌کنم و ذره‌ذره جلو می‌روم و باید بیشتر روی خودم کارکنم، در اینجا یاد گرفتم کسی نمی‌تواند زندگی من را تغییر بدهد الا خودم. به‌عنوان‌مثال من توانستیم به علت بیماری میگرن قرص‌های اعصاب را که چهار سال مصرف می‌کردم کنار بگذارم. خدا را شکر به لطف آقای مهندس در حال حاضر وضعیت خیلی خوبی دارم.

بعضی مواقع نیروهای بازدارنده ما را در زندان خودشان محبوس می‌کنند به نظر شما در این مواقع باید چه کنیم؟

بهترین راه ارتقاء سطح دانایی و آگاهی‌مان می‌باشد. به هراندازه که من بتوانم اطلاعات خودم را بالا ببرم مطمئناً در برابر مشکلات بهتر می‌توانم عملکرد خوبی داشته باشم و در این راه استفاده از فضا و امکانات کنگره باعث پیشرفت انسان می‌شود و انسان را از حالت سکون خارج می‌کند. در حقیقت وجود این نیروها برای ما بهترین هدایت‌کننده هستند تا ما را به سرمنزل تکامل و انسانیت برساند.

در پیام وادی چهارده می‌خوانیم بشکافید آنچه شکافتنی نیست، منظور از این پیام چیست؟ 

به نظر من منظور این است که هیچ مشکلی بدون راه‌حل نیست، قطعاً تمام مشکلات و علم‌های پیچیده که ازنظر انسان قابل‌حل نیست حل‌شدنی است. فقط باید به دنبال جواب گشت مانند اعتیاد که همه آن را غیرقابل درمان می‌دانستند ولی با دست‌های توانای آقای مهندس و با صبر و پشتکار و شکیبایی راه درمان را پیدا کردند.

اگر بخواهید کتاب چهارده وادی عشق را به کسی معرفی نمایید، در مورد آن، چه می‌گویید؟

می‌گویم اگر به دنبال یک زندگی خوب همراه با آرامش هستید حتماً این کتاب را مطالعه کنید. اگر به دنبال قواعد خوشبختی و رازهای خوشبختی می‌گردید به این کتاب گوشه چشمی بیندازید، مسافرم این کتاب را به یکی از همکارانش معرفی کرده و آن شخص بامطالعه کتاب مجذوب آقای مهندس و کنگره شده است.

در پایان اگر حرف ناگفته‌ای دارید بیان کنید:

در پایان از زحمات آقای مهندس و خانواده محترمشان بی‌نهایت سپاس گذارم، این آرامش را مدیون ایشان هستیم. از راهنمای مسافرم و راهنمای خوبم بی‌نهایت متشکرم و از کل اعضای شعبه شهرری سپاس گذارم و از خداوند برای همه اعضا سلامتی روزافزون خواهانم.

.ما هم برای شما و خانواده محترمتان سلامتی و موفقیت روز افزون را از خدای مهربان خواهانیم

تهیه و تنظیم: همسفر الناز
عکاس: همسفر فاطمه
نمایندگی: همسفران شهرری
تعداد بازدید از این مطلب : 87
ادامه مطالب در آرشیو گفت و گو
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
1 نظر  
  • عفت از شهر ری
زمان ارسال
1398/06/30 12:53:45
خانم فاطمه ی عزیز. خدا را شاکرم که در آرامش ودر رهایی زندگی خوبی دارید. خدا قوت به عزیزان خدمتگذار در سایت شهر ری
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب