آن که دیروزش با امروزش یکسان باشد ضرر کرده است، به راستی که چه زیباست پی بردن به مفهوم این حدیث، تلاش برای تغییر جایگاه میسر نمی شود مگر برای کسانی که توانایی آن را دارند، برای آنان که قدم های راسخ و بازوانی قوی دارند، آنان که خواستی قوی مبنی بر رسیدن به فردا و فرداها و طلوع زیبا در هر سپیده دم دارند.
افرادی با چنین خصوصیاتی، دانایانند!
همگی شنیده ایم توانا بود هر که دانا بود و در تعریف دانایی تشخیص خاصیت ماهیت نفس را دانایی گویند و انسان اصولأ با خواسته هایش شناخته می شود و جایگاه هر فرد را نفس آن فرد است که تعیین می کند؛ این که فرد در مرحله اماره، لوامه یا مطمئنه باشد رابطه مستقیمی با دانایی او دارد، این که فرد قلبی آرام و مطمئن و ذهنی آسوده داشته باشد و یا این که چقدر سازندگی و یا تخریب داشته باشد نیز به دانایی او بستگی دارد.
انسانی که خواسته و تمنا دارد به رشد نزدیک می گردد و هر لحظه به آن جا که از آن انشعاب یافته جاری می شود منوط به آن که خواسته های خود را پالایش نماید و برای رسیدن به این درجه از خلوص باید بسیار آموزش دید و دانایی کسب کرد.
وقتی درونمان پر از ترس است و هنوز پا بر منم منم زدن های خود نگذاشته ایم و نمی دانیم بندگی یعنی چه؟ چگونه می توانیم فراتر از خود رویم، از خود در آییم و بالاتر از وجود خود را ببینیم، خلق کنیم، نقش زنیم و به توانایی برسیم و رسیدن به این جایگاه، رسیدن به دانایی مؤثر است.
یافتن راه یک مسئله است و از آن راه به مقصد و لایتناهی رسیدن مسئله ای دیگر، یافتن راه دانایی و ابزار می خواهد و ابزار آن چیزی جز تفکر، تجربه و آموزش نیست و ماندن در این صراط و رسیدن به محل انشعاب، تلاش و استقامت می خواهد، صبر و دانایی مضاعف می خواهد.
زمانی که توانمند می شویم و از تجربه و تفکر خود توأمأ بهره می بریم و آموزش های خود را پیوسته به کار می بریم، آن گاه دانایی کلیدی می شود در دست و تبدیل یه علم می شود، این گونه دانایی جزء صفات نفس می شود که حتی در حلقه های دیگر نیز با فرد خواهد بود، از این روست که می گوییم پس از مرگ هم اعتیاد با انسان خواهد بود، اعتیادی که سراسر جهل است با نفس فرد مصرف کننده خواهد بود، صفاتی هم چون بخل، حسد، رشک و ... وجود منیت بسیار غرور و ترس ها و ... همه و همه در فرد وجود خواهند داشت و تا مادامی که فرد تلاش برای رهایی و واکندن این صفات در خود نکند به دانایی نمی رسد.
آن که از ضد ارزش ها دوری می کند و پیوسته در صراط مستقیم است فردی دانا است و صاحب قدرت هم چون خداوند، صفاتی هم چون ضعف ناکامی ترس ناامیدی و زشتی در ذات خداوند وصف نمی شود و این آن چیزی است که خداوند از مخلوق خود می خواهد و هدف از حیات و این فرصت دو روزه دنیا، چیزی جز رسیدن به همین کمال و وصل شدن به ذات اقدس خداوند نیست.
با دانایی، رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند، آن که داناتر است از کمال و مراتب انسانی و ایمانی و ... بیشتر بهره می برد. آن که داناتر است زیباتر و تواناتر هم هست، با دانایی می توان دست نیافتنی ترین قله ها را فتح کرد، با دانایی و تزکیه است که "شو شود" اتفاق می افتد.
و اما این که چه میزان از دانایی در تکامل و ماهیت شخص تأثیر گذارد و زندگی فرد و امروز او را از دیروزش متمایز کند، دانایی مؤثر است. گاه شخص خیلی می داند و بسیار آموزش دیده اما از تفکرش در اجرایی کردن مسائل نمی تواند استفاده کند و یا تجربیات منفی و ترس هایش مانع تفکرش می شود در نتیجه نمی تواند اموراتش را خوب پیش ببرد و نفسش را ارتقا بخشد و این دانایی مؤثر نیست و به خدمت فرد یا افراد دگر در نمی آید.
و اما ... سواد، چه بسیارند افراد تحصیل کرده بسیاری که دانششان نه تنها خدمتی به بشر نکرد بلکه باری برای علم و جامعه بشری شد، سواد تنها می تواند دریچه های نو را برای ما بگشاید و بستر را برای فهم و بهره وری از این دریچه ها مهیا کند، این که از این دریچه چگونه بنگریم و چه خلق کنیم بسته به نگاه و اندیشه های انسانی ما دارد و لذا هر فرد با سوادی، دانا نیست اما هر فرد دانایی می تواند با سواد باشد یا نباشد، مهم اندیشه والا و انسانی هر یک است که او را به خودش و مخلوقات خداوند و خود خداوند نزدیک گرداند.
نویسنده: همسفر آمنه
منبع: وبلاگ لژیون همسفر رشوند
-
منبع:
- چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392
- تعداد بازدید از این مطلب :
39845