آنگاه آنچه که آفریده شده (انسان) به جا در حرکت باشد، لحظه به لحظه قدمهایش را به گلستانی تبدیل میکند که با کوچکترین نسیم، فضا پر از رایحههای گل از انواع و اقسام میگردد. بهشت را تا جان در بدن دارد میبیند و با همه هستی به پرواز در میآید.
راهنمای تازه واردین مسافر هاشم و همسفرشان راهنما همسفر فاطمه با آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. با روش DST و داروی OT به مدت 10 ماه و 3 روز با راهنمایی مسافر یوسف و همسفر لیلا سفر کردند. در حال حاضر 5 سال و 9 روز است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر و همسفر والیبال است. در ضمن مسافر هاشم در ادامه سفر DST سفر سیگار با راهنمایی مسافر پرویز هم داشتند. هم اکنون 4 سال و 9 ماه است که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند. در حال حاضر همسفر فاطمه در جایگاه خدمتی راهنمای DST و مسافر هاشم در جایگاه راهنمای تازهواردین خدمت میکنند. با زوج کنگرهای راهنما همسفر فاطمه و همسرشان راهنمای تازهواردین مسافر هاشم گفتگویی ترتیب دادهایم که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
از تغییراتتان بعد از ورود به کنگره۶۰ و اینکه چهقدر کمککننده بوده برای ما بگویید؟
راهنما همسفر فاطمه:
من و مسافرم در اوایل با وضع مالی صفر وارد کنگره۶۰ شدیم، حتی پول برای رهن منزل هم نداشتیم؛ ولی بعد از حضور در کنگره۶۰ ورق برگشت. مسافر من خوب سفر میکرد و فرمانبردار بود، همین امر تحول بسیار زیادی در زندگی ما رقم زد و ما در گفتار، کردار و اقتصاد قوی شدیم.
راهنمای تازه واردین مسافر هاشم:
انسان به طور طبیعی به دنبال برآورده کردن نیازهایش است. من در ابتدا به دنبال تغییر نبودم، بلکه میخواستم افکار اشتباهم را جبران کنم. وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، مسیر زندگیام تغییر کرد متوجه شدم که باید داناییام را افزایش دهم. در کنگره۶۰ توانستم خواستههایم را تشخیص دهم و به دانایی قابل توجهی دست یابم. از لحاظ مادی و معنوی حال خوب و بدی که داشتم به شدت تغییر کرد. معنای واژهها و تفکرات را بهتر درک کردم و دریافتم که برای چه کارهایی اقدام میکنم و چرا این مسیر را انتخاب کردهام. امروز از اینکه در کنگره۶۰ هستم بسیار خوشحالم و حال خوبی دارم.
شما از خدمتگزارن پیشکسوت شعبه صادق هستید از حس و حال خودتان در طول این چند سال و فعالیت در شعبه برایمان بگویید؟
راهنما همسفر فاطمه:
زمانی که شعبه صادق افتتاح شد مسافر من به عنوان مرزبان انتصابی شعبه صادق انتخاب شد و من هم برای اینکه مرزبانی را دوست داشتم از شعبه امین به شعبه صادق آمدم و من هم در جایگاه مرزبانی انتصابی انتخاب شدم. در کنار راهنما همسفر مرضیه خدمت کردم و خیلی چیزها را آموختم. همیشه رهجوهایی را که به لژیونها میرفتند زیر نظر داشتم و منتظر رهایی آنها بودم. خیلی وقتها رهجوها با حال خرابی میآمدند و بارها من به خاطر رنج و ناراحتی آنها گریه میکردم و آنها را از صمیم قلبم دوستشان داشتم هنوز هم گاهی منتظر رهایی بعضی از آنها هستم.
راهنمای تازهواردین مسافر هاشم:
خداوند را شاکر هستم که اجازه خدمت را به من داد. زمانی که من رها شدم زمان کرونا بود. کرونا که تمام شد شعبه صادق افتتاح گردید و خداوند اجازه داد که از بین 8 نفر من به صورت انتصابی مرزبان شوم، خدمت کنم و آموزشهایی که در این جایگاه به من داده شد را فرا بگیرم. فکر میکنم هیچ کجای دیگر نمیتوانستم این آموزشها را بگیرم. حالم در این مسیر گاهی خیلی خوب بود و گاهی خیلی بد میشد، همین بالا و پایین شدن حالم باعث شد که من در سفر دوم بعد از مرزبانی به تفکرات نسبتا بهتری برسم و بدانم زندگی آن چیزی نیست که من میخواهم باشد و باید همیشه دیگران را ببینم. من فکر میکردم خوشبختی یعنی اینکه همه چیز به نفع من باشد، متوجه شدم مدیریت ساده نیست و چیزی که ابزارش محبت باشد هم کار سادهای نیست.
شما جایگاههای خدمتی مختلفی را پشتسر گذاشتهاید، کدام جایگاه برایتان بار آموزشی داشته و از تغییراتتان در این جایگاه بگویید؟
راهنما همسفر فاطمه:
چیزی که در کنگره۶۰ برای من جالب هست این است که در هر جایگاهی که خدمت میکنی کاملا آموزش است. به خاطر همین آموزشها حتی خدمتی را هم که فکر کنم سخت است انجام میدهم تا بیاموزم خدمت کردن، انسان را میسازد و قوی میکند؛ ولی یکی از جایگاههای خدمتی را خیلی دوست دارم آن هم لژیون سردار هست که برای اولین بار توانستم در این لژیون شرکت کنم، برایم مثل خواب بود و از این لژیون بخشش را یاد گرفتم که کار سختی بود. یک زمانی سیدی را مینویسیم تا بفهمیم و یادبگیریم؛ ولی از یک جا به بعد باید کاربردی کنیم و در جایگاههای مختلف خدمت کنیم و به آن چیزهایی که آموختهایم عمل کنیم.
راهنمای تازه واردین مسافر هاشم:
همه جایگاهها در کنگره۶۰ به نحوی بار آموزشی دارد؛ به عنوان مثلا شما زمانی که در شعبه خدمت میکنید مانند این است که پاهایتان را لب جوی آبی کردهاید و لذت میبرید، قطعا از شعبه خارج میشوید و خدمتهای بالاتری انجام میدهید با انسانهایی که دانایی بیشتری دارند برخورد میکنید و صددرصد به دانایی تو هم افزوده خواهد شد، نمیخواهم بگویم که راهنماهای شعبه دانایی ندارند نه منظور این است که میروید و در جمع دیدهبانها برای خدمت قرار میگیرید صددرصد صحبتهایی که انجام میدهند و انرژیهایی که آنها میگذارند الگویی میشوند که تو چقدر باید انرژی بگذاری و به دانایی نسبی برسی و هیچ چیزی رایگان به دست نمیآید. با بهانه چیزی به دست نمیآید بلکه با بها به دست میآید. بهایش میتوان پول باشد میتوان از شغلت زدن باشد و یا حال خراب کشیدن باشد و یا از دیدهبان برجک خوردن باشد و این مسائل دانایی تو را زیاد میکند تا تو بتوانی به افراد مختلف کمک کنی.
با توجه به اینکه شما زوج خدمتگزار کنگره۶۰ که در جایگاه راهنمایی خدمت میکنید، چه چیزی در این مسیر برایتان شفاف است که مسیر را با موفقیت ادامه میدهید؟
راهنما همسفر فاطمه:
ایمان ما به کنگره۶۰ ایمان داریم. گاهی گذشته را مرور میکنیم که کجا و با چه حالی بودیم؛ ولی امروز در چه حالی هستیم و چه آرامش و آموزشهایی که هیچ کجا آنها را نمیتوانیم پیدا کنیم. ما هر چهقدر در این مسیر حرکت و جلوتر رفتیم بزرگتر شدیم. ما خدمت کردیم؛ ولی در این خدمات کنگره۶۰ بازپرداختش بیشتر و بیشتر بود طوری که انگار ما هیچ کاری برای کنگره۶۰ نکردهایم. کنگره۶۰ مثل گوهر شب چراغی است که من و مسافرم آن را پیدا کردهایم.
راهنمای تازه واردین مسافر هاشم:
من در ادامه بحث قبلی گفتم انسان به دنبال نیازهایش است. من به آموزش و تفکر نیاز داشتم و هنوز هم دارم و به دنبال برطرف کردن نیازهایم میروم و میدانم در کنگره۶۰ میتوانم به جواب سوالاتی که دارم برسم. من قبل از اینها معنی خوشبختی را نمیدانستم، فقط چیزی شنیده بودم و عاقبت به خیری برایم مفهومی نداشت با آمدنم به کنگره۶۰ و مصرف موادمخدر موجب عاقبت به خیری من شد.
در جایگاه راهنمای DST چه چیزی را سرلوحه کارتان قرار دادهاید و هدفتان بیشتر در چه محوری است؟
راهنما همسفر فاطمه:
من در کنگره۶۰ آموختم که انسانها چiقدر باارزش و قابل احترام هستند. آقای مهندس دژاکام و خانواده ایشان بهترین الگوهای کنگره۶۰ هستند و برای احیاء انسانی تلاش کردند من هم میخواهم کمکی کرده باشم برای احیاء انسانهایی که در این ظلمت و تاریکی هستند و هدفم این است که اگر روزی من نبودم کسی دیگر از دل لژیون من، لژیون دیگری را به وجود بیاورد و این ساختار محکم و محکمتر شود.
در آخر از شما میخواهم کلامی را که در طی سالها حضورتان و آموزشهای کنگره۶۰ به یاد دارید و برایتان ثمربخش بوده بگویید؟
راهنما همسفر فاطمه:
زندگی مثل یک بازی است، اگر قوانین آن را بدانید و زندگی را ساده بگیرید برایتان راحت میگذرد؛ ولی اگر به قوانین عمل نکنید و بخواهید زرنگ باشید زندگی روی دیگر خود را نشان میدهد که تمامی آن سختی و رنج است. قدر لحظه لحظه زندگی را باید دانست همین لحظه را که زندگی میکنی با تمام وجودت دوست داشته باش و برایش ارزش قائل باش و سختیهای امروز تو فیلم کمدی چند سال آینده تو خواهد بود.

راهنمای تازهواردین در وحله ورود یک فرد خواستار درمان، از چه چیزی باید برایشان تعریف درست داشته باشد؟
راهنمای تازهواردین مسافر هاشم:
در مرحله ورود لازم است با یک حس خوب با تازهوارد برخورد کرد و اگر چهره اخمو باشد و خودتان را در جایگاهی ببینید که میخواهید چیزی را به او آموزش بدهید هیچ وقت آن ارتباط عاطفی برقرار نمیشود و آن شخص هم هیچ وقت به کنگره۶۰ وصل نخواهد شد. ابتدا باید بتوانیم محبت را به او ثابت کنیم تا آن ارتباط برقرار شود. در ادامه متد DST، مهندسی اعتیاد، جایگاهها و حرمتها را توضیح میدهیم و در انتها جملاتی است که من منتظرت هستم یا منتظر رهایی تو هستم اینها باعث میشود که آن شخص ارتباط خاصی با تو برقرار کند. من زمانی که در سفر اول دیدهبان مسافر رضا به شعبه امین آمدند کنار صندلی من نشسته بودند من آن موقع نمیدانستم که دیدهبان یعنی چه؟ بعد از جلسه ایشان را بغل کردم به من گفتند که رها میشوی من تا آخر سفر منتظر این بودم که ایشان را ببینم و بگویم آقا من سفرم از ۴ ماه به ۸ ماه رسیده و زمان رهاییم منتظر بودم بگویم که من رها شدم.
در آخر از شما دو زوج خدمتگزار میخواهم کلامی را که در طی این سالهای بودن در کنگره۶۰ از آموزشها به یاد دارید و برایتان ثمربخش بوده بگویید؟
راهنمای تازهواردین مسافر هاشم:
به عنوان تجربه اگر میخواهید حس و حال خوبی داشته باشید بپذیرید که من احتیاج دارم به آموزش گرفتن، کسی نیاز ندارد به خدمت کردن من، من به خودم میتوانم کمک کنم با خدمت کردن و اگر آموزش میگیرم خودم نیاز دارم و این هستی، این زندگی و این کنگره۶۰ هر جوری باشد به حیاتش ادامه میدهد و اگر این تفکر را داشته باشم که من به خودم کمک میکنم نه دیگران، همیشه حالم خوب است.
طراح سوال: همسفر نازنین، رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر زهرا، رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا، رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
639