مسافران کنگره۶۰ شعبه دنا، گرد هم آمدهاند تا با دلنوشتهای هر چند کوچک از بزرگی راهنمایان خود تقدیر و تشکر کنند که توجه شما را به آن جلب مینماییم.

مسافر بهنام لژیون سوم
تشکروسپاس در مقام شما چه می توانم بگویم که اقیانوسی از لطف و رحمت را به رگهای خسته و کوفته من جریان دادید،با این عمر کوتاه خاکی قادر به جبران الطاف شما نیستم، پس دست ب دامان ذات کبریایی دراز می کنم و از درگاهش می خواهم بهترینها را نصیبتان کند.
.jpg)
مسافرحمیدلژیونسوم:
آن هنگام که تن زخمی ام را به کنگره رساندم تو ای راهنمای عزیزم سپری شدی در برابر تیرهای نامرئی نیروهای منفی که از هر طرف به سوی من پرتاب میشد و تو بودی که مرا به سلامتی و رهایی رساندی.
هفتهراهنمامبارک.
مسافر شهرام لژیون یکم:
پروانه به این قشنگی با الوان رنگارنگ و زیبایش از اول این گونه نبوده است و به مرور زمان از پیله خود بیرون آمده و تبدیل به پروانه زیبا شده است، ولی ای کاش این پروانه یادش نرود که روزی در کدام پیله بوده است؛ یادم نمیرود روزی که من وارد شعبه شهرضا شدم، با تزریق روزانه ۱۴ عدد آمپول مورفین جهت تسکین درد سرطان و بیماریهای تنفسی ۶۰ درصدی ریوی و رماتیسم مفصلی و همزمان با وزنی بیش از ۸۸ کیلو و اضافه وزن ۲۰ کیلو آمدم. اما امروز در هفته راهنما خدا را سپاس که اولین درمان بیماری سرطان، رماتیسم و cpp ریوی و اولین رهایی لژیون جونز، اولین راهنمای تغذیه سالم شعبه دنا و همچنین عضو لژیون سردار، دنور و پهلوان شعبه شدهام، حسین عزیز نا سپاسی میباشد اگر در این هفته سپاسگزار شما راهنمای عزیزم نباشم. خدا قوت خسته نباشید. هفته راهنما را به همه راهنمایان کنگره ۶۰ خصوصاً شعبه دنا، شهرضا تبریک میگویم.

مسافر محمد جعفر لژیون سوم:
(عشق با دانش متمم میشود * هر که عاشق شد معلم میشود)
آقا اسماعیل عزیز از اینکه برای به دست آوردن زندگی دوباره برای من زحمت کشیدید از شما سپاسگزارم و از درگاه قدرت مطلق طول عمر با عزت و بهترینها را برای شما خواستارم.

مسافر رضا لژیون سوم:
( ای که هدفت عشق است و ایثار، هزاران خفته از عشق تو بیدار)
عرض سلام و ادب خدمت راهنمای خوبم آقا حسین و آقا اسماعیل، اولین روزی که من وارد کنگره شدم با ناامیدی و هزاران اما و اگرها آمدم و هیچ کجا مثل کنگره برای من آغوش محبت باز نکرد، وارد لژیون شدم، از روز اول تسلیم شدم و روز به روز بهتر شدم و این خوشبختی که دارم مدیون شما دو بزرگوار هستم، مگر میشود ارزش یک زندگی را به زبان آورد یا به پول حساب کرد، قطعا اگر شماها راه را نمایان نمیکردید الان من و خانواده ام نبود، پس من زندگیام را مدیون آقای مهندس و شما دو عزیز هستم، و در آخر از اعماق وجودم افتخار میکنم که شما راهنمای من هستید و بابت تمام زحماتی که برای من و شعبه دنا میکشید تشکر و قدردانی میکنم ،هفته راهنما بر شما مبارک باد
مسافر مجید لژیون دوم:
سلام و درود بیپایان، به آنکه دستم را گرفت و از تاریکیها به روشنایی هدایتم کرد، به آنکه صبورانه گوش کرد، راهنمایی کرد و هرگز از من ناامید نشد. تو نه تنها یک راهنما، بلکه یک نور امید و یک همراه بیهمتا بودی در این مسیر سخت و پرچالش، تو بودی که به من آموختی چگونه دوباره روی پای خود بایستم و به زندگی امیدوار باشم. هر قدمی که برداشتم، هر موفقیتی که به دست آوردم، همه و همه مدیون زحمات و عشق خالصانه شما هستم. از صمیم قلبم سپاسگزارم برای همه لحظههایی که صرف رشد و بهبود من کردید. سپاس بیپایان من را بپذیر، آقا حمید عزیز چرا که تو بخشی از داستان زندگیام هستی که هرگز فراموش نخواهم کرد. باتشکر

مسافر مهدی لژیون هفتم:
سلام و درود فراوان به راهنماهای خوب و مهربانم آقا منوچهر عزیز، آقا سعید و آقاحسین عزیز که مرا از تاریکی به روشناییها هدایت کردید از زحمات شما کمال تشکر و قدردانی دارم؛ استادان درب را باز میکنند اما این تو هستی که باید وارد شوی، فقط یک راهنمای توانا مانند شما میتوانست به من کمک کند تا درد تلخ شکست را با طعم شیرینی پیروزی تبدیل کند، روزتان مبارک.
.jpg)
مسافر مهدی لژیون دوم:
زبانها و کلمات قاصرند برای تشکر و قدردانی از این جایگاه والا و ارزشمند، سراسر عشق و مهربانی فقط میتوان گفت شاید و شاید گوشهای از آن را با لیاقت داشتن تجربه و لمس جایگاه هدایت و رهایی انسانها و خانواده های گرفتار در باتلاق تاریکی ها و جهالت بشود جبران کرد. هفته راهنما مباک.
مسافر محمد لژیون دوم:
آقا حمید شما نوری هستید از قدرت مطلق، که به لطف پروردگار به سمت من فرستاده شده اید، بسیار سرافرازم از این که در این حلقه از زندگی خاکی، من با شما آشنا هستم، هفته راهنما مبارک.

تهیه و تنظیم: مسافر طاها لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
995