راهنمایی یعنی تدریس علم، اخلاق، معرفت، صبر، استقامت، عشق، عقل و ایمان. راهنمایی یعنی پرورش انسان سالم، صالح و متعادل. راهنمایی خود بخشی از پروسه درمان و بخش تکمیلی جهت انسان شدن است در کنگره۶۰ مفهوم راهنمایی چیزی فراتر از معلم و استاد است. آموزشها براساس سیدیهای آموزشی، تدریس جهانبینی، مقالات، کتابها؛ همچنین نوشتارهای کنگره است و البته دستور جلسات هم جزء موارد آموزشی محسوب میشوند. راهنما با توجه به علم، دانش و آگاهی خودش، لژیون را رهبری و کنترل میکند. وظیفه اصلی راهنما، آموزش است. راهنما با تشکیل لژیون و جذب رهجو به امر آموزش میپردازد. نقش راهنما در سفر اول بسیار مهم است و بدون راهنما و حضور مستمر رهجو در لژیون، موفقیت در سفر اول امکانپذیر نیست.
راهنما باید مرتب و بدون تأخیر در لژیون حضور داشته باشد تا رهجو بتواند با خیال راحت و اعتماد کامل، آموزشها را دریافت کند. راهنما باید ظاهری آراسته، مرتب و تمیز داشته باشد؛ همچنین مرتب و منظم بودن یکی از اصول خوب رهجو میباشد. راهنما باید شنونده خوبی برای رهجو باشد تا با مشارکت او پی به اندیشه و درون او برده و بتواند او را راهنمایی کند. موضوع اصلی، درمان اعتیاد است و همه بحث و مشارکتها در لژیون باید حول این محور باشد. راهنما باید به رهجو آموزش دهد که نیاز او در دل نیاز هملژیونی او میباشد و حس تعامل با دیگران و همفکری را در او بوجود آورد و گاهی اوقات برای آموزش رهجو لازم است که اداره لژیون برعهده رهجو گذاشته شود اگر زمانی راهنما غیبت داشته باشد لژیون به کار خود ادامه دهد چرا که لژیون موفق تنها به راهنما متکی نیست.
زمانی که راهنما خالصانه و عاشقانه آموزش دهد و رهجو با فرمانبرداری کامل اطاعت کند، رشتهای از علاقه و محبت بین آنها پدید میآید که پایه و اساس الگوبرداری رهجو از راهنما میشود. روابط راهنما و رهجو براساس عشق و محبت است؛ همچنین عشق و ایمان مانند زنجیری مقاوم و شکستناپذیر است که بین آنها وجود دارد اگر این رابطه براساس رفاقت باشد، رهجو مقام و شأن استاد و راهنمای خود را پایین آورده است. راهنمایان قوی و موفق معمولاً با گذشت زمان، عشق و وابستگی رهجو به خودشان را به کنگره منتقل میکنند یعنی با آموزشهای خود، رهجو را عاشق کنگره مینمایند، به نحوی که اگر راهنما بنا به دلایلی در کنگره حضور نداشته باشد، رهجو احساس غریبگی نکند و بدون حضور راهنما نیز بتواند به مسیر خود ادامه دهد.
راهنما میتواند براساس رفتار رهجو، برخوردهای متناسب با او را داشته باشد تا بتواند به او آگاهی و دانش را انتقال دهد. تصمیمگیرنده اصلی، راهنما است که رهجو را با تلنگرهای دلسوزانه به جاده اصلی آموزش برگرداند و حد و مرز رفتار او را مشخص کند؛ چون اگر خلاف این باشد از هدف تعیین شده منحرف میشود و هیچ بار مفیدی منتقل نمیشود. مفهوم راهنمایی به دوش کشیدن رهجو نیست، مواظبت لحظهبهلحظه از رهجو نیست بلکه رهجو چگونه حرکت کردن با توان و نیروی خود؛ همچنین مواظبت از خود و حرکت در مسیر صحیح را از راهنما میآموزد زمانی که یک فرد درگیر بیماری اعتیاد میشود در واقع غرق در تاریکیها و ناامیدیها شده است وقتی که در کنگره به درمان میرسد و آرزوی دیرینه خود را برآورده میبیند خود را ملزم به جبران این عمل عظیم میداند و عزم خود را جزم کرده تا بتواند سهم کوچکی در رهایی افراد بیمار داشته باشد.
مهمترین ویژگی یک راهنما، خدمت خالصانه و بدون چشمداشت است. این خدمت خالصانه همراه با تلاشهای پیوسته خود میتواند یکی از اعجازهای کنگره باشد. کسانی که از دور شاهد فعالیت راهنمایان کنگره میباشند باور این موضوع برایشان سخت است و میگویند مگر میتوان بدون دریافت هیچگونه مزد مالی، ساعتها، روزها، ماهها و سالها خدمت کرد؟ آری با دید حسابگرانه این عمل دیوانگی است و مفهومی ندارد؛ اما با دید عاشقانه این حرکت مفهومی دیگر دارد. راهنمایی در کنگره به معنی عاشق بودن، عاشق خدمت بودن و عاشق کمک به هم نوع خویش بودن است. راهنما توقع هیچ اجر و مزدی در مقابل آموزشهای ارائه شده ندارد زیرا او معتقد است اجر و پاداش او، همان رهایی رهجو است و البته برکتی که در زندگی او جاری میشود از نشانههای خدمت کردن میباشد از دیدگاه دیگر، راهنمایی در کنگره پرداخت زکات رهایی است.
درمان اعتیاد تنها در کنگره با روش DST با موفقیت صورت میگیرد و این یک معجزه تکرار نشدنی است؛ اما وجود راهنما برای رسیدن به درمان از اهمیت بالایی برخوردار است. در کنگره با هدف پویا نگه داشتن چرخه آموزش و تعلیم، هر راهنما میتواند ۴ سال خدمت کند و در این مدت رهجویان خدمتگزار و فرمانبردار پرورش دهد. انسانهای توانایی که قادر باشند به دیگران کمک کنند و اطلاعات و دانش کنگره را گسترش دهند. قدردانی از تلاش و خدمت راهنما کار سادهای نیست. زمانی که رهجو فرمانبردار است و به خوبی مسیر درمان خود را طی میکند مورد تأیید و شفاعت راهنما قرار میگیرد و میتواند از گذرگاههای سخت به راحتی عبور کرده و جایگاه کسب نماید اگر رهجو ناسپاسی کند بهگونهای با نیروی خود ضربه فنی شده و سر از ناکجاآباد به در خواهد آورد.
رهجو هرگز با راهنما برابر نیست و راهنما حکم رب و مربی را برای وی دارد؛ حتی اگر در آینده جایگاه راهنمایی یا جایگاههای بالاتری کسب نماید باز هم احترام راهنما بر وی واجب است. نزدیکترین بندگان به خداوند پرهیزکارترین آنها است و نزد راهنما فعالترین و فرمانبردارترین رهجو میباشد. رسیدن به جایگاه راهنمایی یک پروسه درمان است، زکات دانستههایمان را باید پرداخت نماییم در کنگره اعتقاد بر این است که آموزش دوطرفه است. زمانی راهنما به رهجو آموزش میدهد و زمانی هم رهجو به راهنما آموزش میدهد یکی از موهبتهایی که نصیب شخصی میشود که راهنما میشود این است که حال کسانی را که تجربه مشترک با او دارند را خوب کند و بتواند صبر و جهانبینی را به آنها آموزش دهد. اتفاقی که میافتد این است که جملاتی بر زبان راهنما جاری میشود که مخاطبش خود راهنما است.
کلماتی بر ذهن راهنما القاء میشود گاهی خودش میخکوب میشود و آن کلام همان است که نیاز آن لحظه شخص راهنما است. این راهنما است که با هر رهجو بیشتر و بیشتر آموزش میگیرد و دریافتهایش روزبهروز عمیق و عمیقتر میشود به قول استاد امین از مرحله ذهن وارد مرحله دل میشود و این زیبایی را نمیتوان به راستی بیان کرد. موهبت دیگر همان پیوند محبتی است که بین راهنما و رهجو ایجاد میشود که با قاطعیت میتوان گفت که این همان پیوندی است که در ازل بنا نهاده شده است تا در این بعد خاکی همین پیوند باعث اتصال افراد به یکدیگر شود در تقویم کنگره۶۰، یک هفته در سال به عنوان هفته راهنما نامگذاری شده است در این هفته اعضاء کنگره به پاس قدردانی از تلاش راهنمای خود، هدیهای به راهنمای خود تقدیم میکنند که یکی از نشانههای کاربردی نمودن آموزشهای کنگره میباشد.
در کنگره تقدیر و تشکر در مراسم این چنینی فقط با پاکت صورت میگیرد و هر کس بنا به توان و وسع مالی خود مبلغی را درون پاکت میگذارد و به راهنمای خود تقدیم میکند. یکی از موضوعاتی که در آموزشهای کنگره اهمیت به سزایی دارد، موضوع فراگرفتن قدردانی و تشکر از مخلوقین خداوند است که به هر نوع و شکلی به ما کمک رسانده و یا میرسانند اگر ما تشکر از انسانها را از جمله تشکر از پدر، مادر، همسر، فرزند، برادر، خواهر، معلم، راهنما و یا هر کس دیگری، معنا و مفهوم آن این است که تشکر از خداوند را بلد نیستیم؛ زیرا خداوند از طریق انسانها به ما کمک میکند. مصداق شعر معروف که میگوید: اگر حق را در خلق نیابی بیابی خانه؛ اما در نیابی؛ بنابراین درب ورودی تشکر و شکرگزاری از باریتعالی، تشکر و قدردانی از انسانها میباشد. امید که همه ما بتوانیم در هفته راهنما که به صورت سراسری و هم زمان در تمام نمایندگیهای کنگره برگزار میگردد از راهنمای خود قدردانی کنیم.
منابع: جزوه راهنما و راهنمایی در کنگره۶۰، صحبتهای دیدهبان محترم مسافر علی خدامی و سخنان استاد امین
نویسنده: همسفر فاطمه.(ع) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
رابط خبری و ویراستاری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون اول)
همسفران نمایندگی کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
199