English Version
This Site Is Available In English

از تفکر سالم تا حرکت سازنده

از تفکر سالم تا حرکت سازنده

در جهان ما تفکر،قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.از وادی اول تا چهارم ما روی تفکر کار می‌کنیم. در وادی اول، همه‌چیز و همه ساختارها با تفکر آغاز می‌گردد. در وادی دوم، هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد. در وادی سوم، باید بدانیم که هیچ موجودی به‌اندازه خود من به فکر من نیست. در وادی چهارم، می‌گوید با مسئولیت دادن به خداوند نمی‌توانید از خودتان سلب مسئولیت کنید. البته ما منکر کمک دیگران نیستیم؛ ولی بار اصلی بر روی دوش خودمان است؛ همه این‌ها وقتی به‌ صورت کاربردی شدند، برای ما نتیجه‌بخش خواهند بود.

در وادی پنجم می‌گوید بلد بودن این اطلاعات و آگاهی زمانی به درد ما می‌خورد که ما آن‌ها را به‌ صورت کاربردی در زندگی انجام بدهیم. همه ما هم‌زمان در سه جهان زندگی می‌کنیم. یک جهان خاکی یعنی همین جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم که به آن جهان فیزیکی هم می‌گوییم. دوم جهان خواب است، جهانی که انسان موقع خوابیدن در آن زندگی می‌کند. سوم جهان ذهنی است و آن ساختاری هست که در ذهن ما وجود دارد.

تمام ساختارهایی که در ذهن ما ترسیم‌شده و نقشه آن را کشیده‌ایم؛ باید بتوانیم در جهان بیرون به‌صورت عملیاتی و اجرایی دربیاوریم جهان ذهنی عظمت و وسعت بسیار زیادی دارد،هر چیزی را که ما به زبان بیاوریم یا به آن فکر کنیم؛ در جهان ذهنی خودمان می‌توانیم آن را خلق کنیم. البته جهان ذهنی در جای خودش بسیار خطرناک است، چون در جهان ذهنی می‌توان افکار مثبت یا افکار منفی را تشدید کرد. جهان ذهنی مقدمه‌ای هست برای چگونه زیستن که ابزار آن تفکر می‌باشد. همچنین می‌توانیم بگوییم که جهان ذهنی تمرین و مقدمه‌ای برای زندگی در جهان فیزیکی است. نقش تفکر در جهان ذهنی بسیار مهم می‌باشد.

ما باید به آن دسته از ساختارهایی که منطقی و عملیاتی هستند، اجازه اجرا کردن را بدهیم و روی اجرا کردن آن کارکنیم. برای به اجرا درآوردن آن ساختار باید شرایطی را محیا نماییم؛ اگر این شرایط محیا نشود، قادر نیستیم که آن کارها را انجام بدهیم. از بین بردن اضطراب، استرس، ترس و کارهای منفی و ... ازجمله این کارها می‌باشند. ما با تزکیه و پالایش می‌توانیم این کار را آغاز کنیم. وقتی‌که با تزکیه و پالایش از این شرایط عبور کردیم؛ کم‌کم گفتار، کردار و پندار ما هم‌تغییر پیدا می‌کند و سالم می‌شود. برای تزکیه و پالایش مراحلی را باید طی کنیم تا به این کار نائل شویم.

اولین مرحله برگشت از ضد ارزش‌ها می‌باشد. در کتاب آسمانی از آن به‌عنوان توبه یاد می‌شود و باید در نظر داشته باشیم که برگشت از ضد ارزش‌ها، یک‌شبه و یک‌دفعه اتفاق نمی‌افتد و کم‌کم صورت می‌گیرد. دقیقاً مثل فرد مصرف‌کننده، اگر بخواهد از اعتیاد خود برگشت نماید و از تاریکی خارج شود، باید ذره‌ذره راهی را که رفته است؛ برگردد تا به روشنایی و نور برسد  ضد ارزش‌ها مثل غیبت، دروغ، ناامیدی و... که فرد با مراجعه به درون خودش می‌تواند آن‌ها را از بین ببرد. ضد ارزش‌ها در فرهنگ‌های مختلف متفاوت می‌باشد. مثلاً مشروبات الکلی که حد و مرز این ضد ارزش‌ها بر اساس قوانین فرهنگی هر منطقه‌ای متفاوت می‌باشد.

 

 

دومین مرحله خودداری است. بعضی‌اوقات ما نمی‌دانیم که انجام یک کار به نفع ما هست یا نه بنابراین باید آن کار را انجام ندهیم و از انجام آن خودداری کنیم. در بعضی مواقع هم باید ابتدا تحقیق و بررسی کنیم، ببینیم که آیا انجام کار به نفع ما هست یا به ضرر ما، اگر به نتیجه‌ای نرسیدیم؛ از انجام آن کار خودداری نماییم.

 سومین مرحله قناعت است. در این مورد ما باید از طبیعت الگوبرداری کنیم؛ که از ساده‌ترین چیزها و کمترین امکانات، بهترین و شاهکارترین چیزها را خلق می‌کند. قناعت یعنی استفاده بهینه از حداقل امکانات موجود که در اختیارداریم. قناعت به این معنا نیست که ما گدابازی دربیاوریم و تبدیل به یک انسان گدایی بشویم. قناعت در تمام سطوح برای ما می‌تواند کاربرد داشته باشد. لازم به ذکر است که در مورد تربیت فرزندان نباید اسراف کنیم؛ سعی کنیم فرزندان شایسته‌ای را پرورش دهیم. قناعت کردن یعنی بهترین راندمان را از کمترین امکانات داشته باشیم.

 چهارمین مرحله صبر است. در این مورد هم باید از طبیعت الگوبرداری کنیم. مثلاً اگر به یک‌دانه گندم نگاه کنید، می‌بینید که بعد از طی کردن زمان مشخص مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. صبر ابزاری است برای هر کاری که ما قصد انجام آن را داشته باشیم. ما در تمام‌کارها باید صبر داشته باشیم و پارامتر زمان را همواره مدنظر داشته باشیم، در کتاب آسمانی به صبر بسیار توصیه‌شده است. ما اگر مشکل و گرفتاری داریم باید برای حل آن صبور باشیم و باعجله و شتاب سعی در حل آن نداشته باشیم. شاید حل آن مشکل در آن شرایط به نفع ما نباشد.

پنجمین مرحله تجسس، قضاوت و غیبت است. تجسس یعنی جستجو کردن‌ که در اکثر ادارات آگاهی و انتظامی بخشی به این نام برای بازجویی از افراد متخلف در نظر گرفته‌شده است. این افراد برای کار خود حقوق و مزایا دریافت می‌کنند. افرادی هم هستند که بدون هیچ علتی خیلی راحت وارد حریم خصوصی افراد می‌شوند و شروع به تجسس و فضولی کردن می‌کنند.  کسی که اقدام به این کار می‌کند، اصلاً تفکری ندارد و نشان می‌دهد که در وجود خودش کمبودی دارد و برای کارهای خود در زندگی برنامه‌ریزی ندارد. این‌گونه افراد بعد از اینکه تجسس و فضولی کردند به یک سری اطلاعات غلط دست پیدا می‌کنند و از روی آن شروع به قضاوت می‌کنند. وقتی‌که کار تجسس و فضولی آن‌ها به اتمام رسید، حکم صادر می‌کنند و برای به اجرا درآوردن حکم شروع به غیبت و شایعه‌پراکنی می‌کنند.

فردی که غیبت می‌کند مانند کسی است که زیر یک دیوار پوسیده و شکسته نشسته است و سرانجام روزی این دیوار بر سرش خراب می‌شود. همه ما باید سعی کنیم به‌جای اینکه پشت سر کسی مشکلش را بیان کنیم، رودررو با خودش در میان بگذاریم و سعی کنیم هر نکته و هر حرفی را در مکان مناسب و در زمان مناسب بیان کنیم، سعی داشته باشیم حرف یک فرد را در جای دیگر و نزد افراد دیگر بازگو نکنیم یا به دیگران انتقال ندهیم.

ششمین مرحله پس‌انداز است. پس‌انداز کردن مختص افراد پولدار نیست، آن‌ها احتیاجی به این کار ندارند. بلکه پس‌انداز کردن برای افرادی هست که حداقل درآمد رادارند ما باید راه پس‌انداز کردن را یاد بگیریم و سعی کنیم از اسراف جلوگیری کنیم. نقطه مقابل قناعت پس‌انداز است، قناعتی که بدون پس‌انداز باشد فایده‌ای ندارد. قناعت حتماً باید همراه خودش پس‌انداز را به همراه داشته باشد. پس‌انداز می‌تواند مادی باشد یا معنوی که در این وادی به پس‌انداز مادی اشاره‌شده است. پس‌انداز کردن قدرت و معجزه‌ای دارد و تا زمانی که به آن عمل نکنیم به عظمت آن پی نخواهیم برد.

هفتمین مرحله توکل، رضا و تسلیم است. در تمام مراحل زندگی ما تلاش و کوشش کنیم و خداوند را وکیل خود قرار دهیم و همواره به او توکل داشته باشیم. ما با تفکر صحیح کار خود را انجام می‌دهیم و می‌گوییم خدایا من کار خودم را انجام دادم و به تو توکل می‌کنم. توکل کردن را می‌توانیم از طریق دل، زبان و عمل انجام بدهیم. اگر این سه مرحله را با نیت کامل انجام بدهیم؛ آن‌وقت خداوند را وکیل خود می‌کنیم که هر چیزی که برای ما پیش بیاید ما از آن رضایت کامل داریم.

وقتی‌که از مرحله توکل و رضا عبور کردیم به مرحله تسلیم می‌رسیم. وقتی به این مرحله رسیدیم، هیچ خواسته‌ای جز خواسته قدرت مطلق نداریم. در این مرحله فرد هر چیزی را که خداوند برای او مقرر کند تسلیم قدرت مطلق می‌شود. رسیدن به مرحله توکل خیلی سخت است. چون واقعاً باید توکل داشته باشیم؛ بعدازآن مرحله رضا است که سخت‌تر هست؛ و راضی هستی به آنچه برای تو مقدر شده است در مرحله تسلیم افراد کمی به این مرحله نائل می‌شوند، رسیدن به این مرحله بسیار مشکل است. امیدوارم که همه ما بتوانیم تک‌تک وادی‌های کنگره ۶۰ را با تفکر انجام دهیم و کاربردی کردن آن‌ها را در زندگی شخصی خود بکار ببریم.

نویسنده: همسفر فاطمه (لژیون پنجم)

نمایندگی: همسفران شهرری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .