سلام دوستان ندا هستم همسفر
وادی ششم میگوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم». بالاترین مقام در انسان عقل او است؛ چون فرایزدی دارد. عقل به معنای دانایی است. پس هرچهقدر انسان به فرمان عقل نزدیکتر شود در واقع به دانایی نزدیکتر شده است. عقل قوه تشخیص انسان است و فرمانده جسم ما است که توسط حس تشخیص میدهد. اگر حس انسان آلوده و درگیر با نیروهای منفی باشد اطلاعاتی هم که در اختیار عقل قرار میدهد مخرب و آلوده است و در نتیجه عقل، حکم و فرمان اشتباه صادر می کند، پس حس سالم اطلاعات صحیح را به عقل میرساند و عقل نیز فرمان سالم و عاقلانهای صادر میکند.
انسان باید در تمامی مراحل تکامل خود به فرمان عقل برسد. در مقابل عقل، نفس قرار دارد که نیروی قدرتمندی است و نمیگذارد ما به فرامین عقل توجه کنیم و ما را منحرف میکند. در واقع عقل راهنمای درونی ما است و به هیچعنوان اشتباه نمیکند، مگر اینکه اطلاعات غلط به او برسد. برای مقابله با نفس اماره و در امان ماندن از حیلههای آن باید انسان دانایی و آگاهی خود را بالا ببرد و بتواند حکم عقل را در قالب یک فرمانده قوی اجرا نماید. تأثیر این وادی روی من این است که من یاد میگیرم ندای درونی عقل را شناخته و به آن توجه کنم و دستوراتش را اجرا کنم. در دعای پایان کنگره هم از خدا کمک میخواهیم تا به فرمان عقل نزدیک بشویم.
این به فرمان عقل نزدیک شدن کار خیلی پیچیدهای نیست. در واقع از انجام کارهای ساده و پیش پا افتاده شروع می شود. مثلاً من به خودم قول میدهم فردا تا قبل از ظهر کار عقب افتادهای که داشتم را به اتمام برسانم و زمانی که این کار را در زمانی که مشخص کرده بودم انجام بدهم، یعنی به فرمان عقل یا همان شوشود نزدیک شدهام. به کار بردن این وادی در زندگی، من را هدفمند و مصممتر از قبل و با پشتکار بیشتر میسازد و قدرت تشخیص خوب از بد را برایم بهتر میکند. انسان هر چهقدر در صراط مستقیم باشد و دانایی و آگاهی خود را بالاتر ببرد و تزکیه بیشتر انجام دهد، عقل هم در او نیرومندتر میشود و حکم سالمتری خواهد داد.
سلام دوستان رویا هستم همسفر
وادی ششم میگوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم». در وادیهای قبل در مورد تفکر گفتیم، تفکر میتواند مثبت باشد و یا منفی، آن تفکری که به راه درست ختم شود تفکر مثبت و تفکری که در راه نادرست و منفی باشد تفکر شیطانی است و باید یک سیستمی در وجود ما باشد که تشخیص بدهد که این تفکر مثبت است یا منفی، پس ما به یک معیار و ترازو نیاز داریم. بنابراین یک سیستم و یک ناظر باید باشد که در این مورد به ما کمک کند که راهی را که ما میرویم به خیر ختم میشود یا به شر و آن مرجع بالا یا آن ناظر اسمش عقل است. و عقل به خاطر اینکه بفهمد این کار درست است یا غلط، نیاز به یک سری اطلاعات و آگاهی دارد.
ما هر کاری که ما میخواهیم انجام بدهیم باید در سیستم فکری و عقلی ما بررسی شود و این جمله که عقل در تکامل مانند ماشین تابع خود میباشد؛ در حالی که روح با لطافت منحصر به فرد خود، با اراده عقل رهبری میشود.
این جمله یعنی چه؟ یعنی اینکه عقل از روح بالاتر است؛ یعنی روح را باید عقل رهبری کند، روحی که در وجود ما فرامین آن را عقل میدهد و اینکه عقل خودش را ذره ذره زیاد میکند. مثلاً یک چیزی را نمیدانی و تجربه میکنی یاد میگیری و این در عقل ثبت میشود، دفعه بعد اگر تجربه بدی باشد آن را تکرار نمیکنی مگر اینکه آن شخص نادان باشد که بخواهد آن را دوباره تجربه کند. مثلاً: ما میدانیم که خیلی چیزها را نباید بخوریم، از خیلی چیزها میترسیم، از ارتفاع نمیپریم پایین و هر کاری که میخواهیم انجام بدهیم در سیستم فکر ما که همان عقل است بررسی میشود و بایستی در تمام سیر تکامل خود به آن یعنی فرمان عقل برسیم.
ما انسانها تمام کارهای خوب و بد را میدانیم؛ ولی نمیتوانیم اجرا کنیم. بدبختی ما این است که مثلا میدانیم که باید خانه را تمیز کنیم، ظرفها را به موقع بشوئیم یا به موقع به حمام برویم. فرمان عقل چیزهای بزرگ نیستند همین حرکات کوچک و پیش پا افتاده یک نوع فرمان عقل است. از خداوند همه چیز میخواهیم ولی عقل سالم از خدا نمیخواهیم. عقل من فرمان میدهد که صبح زود از خواب بیدار شوم ولی وقتی بیدار نشوم چه فایدهای دارد؛ گاهی اطلاعاتی که به عقل داده میشود غلط میباشد. این را میدانم که هرچه به طرف ارزشها بروم نور بیشتری از عقل به من میتابد و اگر به طرف ضدارزشها بروم صدای عقل را نمیشنوم و نور خیلی کمی به من میرسد. فرمان عقل یعنی اینکه وقتی من آمدم روی صندلی کنگره نشسته و دارم آموزش میبینم ولی وقتی سر یک چیز بیارزش جر و بحث میکنم این باعث ناآرامی در وجود من میشود؛ یعنی اینکه به حرف نفس اماره گوش کردم و فرمان عقل را اجرا نکردهام.
وقتی زن و شوهری نادان باشند کنار هم زندگی خوبی دارند. وقتی هر دو دانا باشند باز هم زندگی خوب است، ولی وقتی یکی از آنها دانا و یکی نادان باشد مشکلات و اختلافات زیادی به وجود میآید. در بدن نیز همینطور است، عقل چیز دیگری دستور میدهد ولی نفس اماره چیز دیگری را انجام میدهد بعد دچار عذاب وجدان و ناآرامی میشوی؛ ولی وقتی کم کم به فرمانهای کوچک عقل گوش کردیم به آن آرامش لازم میرسیم. عقل در کشور وجودی ما، حکم یک فرمانروای عادل و بزرگ را دارد، که نشان از قدرت مطلق دارد که ما را به طرف راه راست و صراط مستقیم راهنمایی میکند. در واقع فرمانروای ما عقل است و اگر انسانی عقلش درست کار کند و به فرمان آن عمل کند در آسایش و آرامش است و اگر درست کار نکند در بدبختی و بیچارگی است.
سلام دوستان مرضیه هستم همسفر
وادی ششم میگوید: «حکم عقل را درقالب فرمانده، کاملا اجرا نمائیم». فرق انسان با حیوانات درک کلمات، عقل و تعقل کردن است و همچنین عقل در انسان به مراتب بالاتر و در حیوانات پایینتر است و می تواند از راه تجربه و گسترش دادن مسائل جزیی را به مسائل کلی برساند. تعقل در کل به معنای کار معقول است و این معقولات را به دو قسمت نخستین و دومین تقسیم میکنند. عقل فرایزدی دارد؛ چون به طرف مثبت و راه درست ما را هدایت میکند، در حقیقت فرمانروای ما عقل است. مثلا اگر فرمانروای یک کشوری انسانی عادل و فهمیده باشد، آن کشور پیشرفت میکند، ولی اگر آن فرمانروا نالایق باشد وضع آن کشور بههم میریزد.
اگر عقل انسان درست کار کند مرتب و منظم باشد آن انسان در صلح و آرامش خواهد بود؛ ولی اگر عقل انسان درست نباشد آن انسان در بدبختی و بیچارگی خواهد بود. حس اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار میاندازد، حس مطالب را میگیرد و بر مبنای مطالبی که حس میگیرد، عقل فرمان میدهد. عقل هیچ گاه اشتباه نمیکند؛ مثلا با حس بینایی میبیند که در مسیرش چاه است و عقل میگوید نرو، حس میگوید اینجا پرتگاه است و عقل میگوید نرو و فرد نجات پیدا میکند. خیلی کارها است که عقل مثل یک ترمز جلوی آن را میگیرد و به ما میگوید که چهکار کنیم و چهکار نکنیم. به هر حال باید سعی کنیم فرمانهای عقل را به اجرا دربیاوریم و برای انجام این حرکت لازم نیست دست به حرکت های بزرگ بزنیم یا کارهای شگفتانگیزی انجام بدهیم.
همین که عقل فرمان میدهد پسانداز کن یا نمازت را اول وقت بخوان باید به فرمانش توجه کنیم، تا به آرامی بتوانیم فرمانهای بزرگ را اجرا کنیم و تا زمانی که فرمانبردار عقل نباشیم هرگز قادر نخواهیم شد به فرماندهای لایق تبدیل شویم. این وادی به ما آموزش میدهد که صدا و ندای درونی عقل را بشنویم، به آن توجه کنیم، به دستورات او عمل کنیم و به او به چشم یک فرمانروای عادل و صالح نگاه کنیم.
با درمان اعتیاد و پشتسر گذاشتن آموزشها و رسیدن به دانایی قوهی تعقل خود را افزایش دهیم و در فرآیند تزکیه، خواستههای نامعقول را با گذشت زمان حذف کنیم و به فرمان عقل نزدیک شویم. همان گونه که در دعای کنگره ۶٠ از خداوند میخواهیم تا به فرمان عقل نزدیک شویم و این نزدیک شدن به فرمان عقل چیز پیچیدهای نیست و از انجام دادن کارهای ساده و پیش پا افتاده شروع میشود.
رابطخبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ویراستار: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
عکس: مرزبانخبری، همسفر مریم
ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
659