English Version
This Site Is Available In English

ما باید بدانیم ارزش و ضد ارزش چیست

ما باید بدانیم ارزش و ضد ارزش چیست

چهاردهمین جلسه از دوره سی و پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی رودکی، با استادی راهنمای گرامی مسافر ابوالفضل، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» روز شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان ابوالفضل هستم مسافر

خدا را شاکرم  که به من توفیق را داد تا در این جایگاه قرار بگیرم تا از شما عزیزان آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز وادی پنجم. وادی‌ها مثل دانه‌های زنجیر به هم متصل و بسته هستند و پشت سر هم هستند. ما ۱۴ وادی داریم که از وادی یک شروع می‌شود تا وادی ۱۴ و اگر بخواهیم به وادی بعدی و مسئله بعدی برسیم باید حتماً در یکی از این وادی ها توقف داشته باشیم .باید حتماً باید وادی های قبل را درک کرده باشیم تا بتوانیم وادی ۵ را هم متوجه بشویم. دروادی اول می‌گوید با تفکر ساختارها آغاز می‌شود بدون تفکر همه چیز رو به زوال است یعنی اینکه من قبل از هر کاری باید به آن وضعیت فکر کنم و کل زندگی ما همانند یک صفحه بزرگ نقاشی است و این من ابوالفضل هستم که باید داستان زندگی خود را ترسیم کنم از طریق اختیاری که خداوند به من داده است .
در وادی ۲ می‌گوید ما هر کدام به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم یعنی دارد امید را به من ابوالفضل القا می‌کند و من را امیدوار می‌کند.
در وادی ۳ می‌گوید هیچ انسانی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.
وادی ۴ هم می‌گوید مسئولیت دادن به خداوند سلب مسئولیت از خویشتن است. مسئولیت‌ها را به خداوند واگذار نکن و خودت بپذیر در این راه خداوند هم حتماً یاری و کمک خواهد کرد.  حالا این چهار وادی وادی‌های تفکر هستند و فکر کردن‌  را من می‌آموزد ولی در وادی ۵ به ما می‌گوید تفکر قدرت مطلق حل مسئله نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید. در اول کتاب به ما می‌گوید صور ظاهر زمین را می‌بینیم مثل دریا آسمان خورشید و برعکس آن هم وجود دارد و در شب ستاره و ماه را می‌بینیم این‌ها همه ظاهر قضیه هستند و اگر به عمق قضیه تفکر کنیم خواهیم فهمید ما از خیلی مسائل اطلاعی نداریم و این همان بحث صور پنهان است. ما در بهترین حالت ممکن ۵ درصد از تمام هستی را می‌شناسیم  الباقی هستی ۹۵ درصد انرژی پنهان است.
انسان در جهان‌هایی که ما در حال زندگی هستیم به چند بخش تقسیم می‌شود یکی جهان خاکی که در آن زندگی می‌کنیم . یکی جهان خواب است و جهان دیگر جهان ذهن ماست. جهان‌های دیگر که در قرآن هم آمده موارد دیگری هستند که شاید برای من ابوالفضل قابل باور نباشند و ما فعلاً به این مسائل کاری نداریم. مسئله‌ای که من می‌خواهم به آن بپردازم جهان ذهن است جهان ذهن می‌تواند برای من ابوالفضل تمرینی باشد تا خود را آماده کنم برای زندگی در جهان خاکی در زندگی ما همه چیز به ذهن ما بستگی دارد. من بعضی اوقات می‌گویم در مثلث درمان جسم روان و جهان بینی از همه این‌ها مهم‌تر جهان بینی است زیرا اگر بخواهیم در زمینی بازی کنیم باید آگاهانه باشد و قوانین زندگی را باید بیاموزم .
زمانی هست که یک سفر اولی به من می‌گوید حال خوبی ندارم به او می‌گویم سی دی گوش کن و بنویس و مطالعه داشته باش و می‌گوید راه دیگری وجود ندارد این‌ها را بارها به من گفته‌ای من به او می‌گویم به شما گفتم آیا به این حرف‌ها عمل کرده‌ای شما باید سی دی بنویسی کتاب‌ها را بخوانی تا ذهن شما باز شود. باید یک بار اطلاعات و معلومات داشته باشی. زمانی که سی دی گوش نکرده‌ای هیچگاه اهمیت خواب شب تغذیه و ورزش را نخواهی دانست این‌ها نکاتی هستند که در سفر اول و سفر دوم بسیار حائز اهمیت است. من همیشه به بچه‌های لژیون می‌گویم خواب، تغذیه و مسائل زناشویی را رعایت کنند اگر این مسائل را رعایت کنید.
قرار است ما یک ذهن بیدار و آگاه داشته باشیم و قرار است از نیروهای منفی جدا شویم دنیای ذهن من اگر منفی باشد آسیب خواهم دید چون تمام کارهایی که انجام می‌دهیم قرار است من  را به یک صلح و آرامشی برساند و با افکار منفی می‌توان این کار را انجام داد. با اطلاعات و آگاهی و دانش خود و همیشه مثبت فکر کنم همانند همان مثال معروف پندار نیک گفتار نیک کردار نیک است. زمانی که من پندار نیک داشته باشم رفتار و کردار خوبی هم خواهم داشت من باید از ذهنم به خوبی استفاده کنم همانند کشاورزی که آب شور و زمین نامناسبی دارد ولی با تفکر محصول خوبی به دست می‌آورد که در آن زمین چه محصولی کشت کند پس این تفکر بسیار مهم است.
انسان هم همانند آب‌های آلوده که نیاز به تصفیه دارد و باید از فیلترهای مختلف عبور کند نیاز به همین تصفیه و تزکیه دارد.
جناب مهندس در هفت بند راجع به این قضیه صحبت کرده است و اولیه آن دوری از ضد ارزش‌هاست و ما باید بدانیم ارزش و ضد ارزش چیست در تمام فرهنگ‌ها ضد ارزش تعریف شده است و در تمام افکار و ادیان در ۸ میلیارد انسان‌های روی زمین یکی است مگر در مواردی نادر به طور مثال در ادیان مختلف در مصرف مشروبات الکلی تفاوتی وجود دارد ولی در مواردی مثل دروغ گفتن دزدی کردن، رشوه گرفتن ،قضاوت کردن و غیره همه یکی است و از همه مهمتر که من فکر می‌کنم همان سیستم ایکس غدد درون ریز و بیرون ریز که جسم ما را به هم می‌ریزد افکار ماست که حتی بیشتر از مواد مخدر به  ما آسیب می‌زند به طور مثال شما وقتی عصبی هستید شب خواب خوبی نخواهی داشت و این مسئله می‌تواند جسم شما را از تعادل خارج کند چون موادی همانند آدرنالین و سروتونین در بدن ترشح نمی‌شود پس افکار منفی هم می‌تواند روی سیستم ایکس ما اثرگذار باشد.  من ابوالفضل شاید خیلی به این مسائل توجه نکرده باشم و در اینجا هست که قدرت جهان بینی که جناب مهندس برای ما تعریف کرده است مشخص شود.

من برای بچه‌ها درختی را ترسیم کرده‌ام گفتم که این درخت ریشه در جهل و نادانی دارد و تنه این درخت ترس و خودخواهی است و تمام شاخ و برگ آن ضد ارزشی است به طور مثال کینه نفرت حسادت  وقتی من کسی را قضاوت می‌کنم همانند این است که از پس انداز خود خرج کرده‌ای مانند زمانی که در آن دنیا از اعمال نیک شما برداشته خواهد شد.
بحث دیگر خودداری است راجع به مسئله‌ای شک می‌کنم این کار را انجام بدهم یا ندهم زمانی که مشورت هم کرده‌ام و نمی‌دانم چه کنم آن کار را انجام ندهم و از این قضیه خودداری کنم.
اما بحث قناعت بعضی وقت‌ها که صحبت قناعت می‌شود فکر می‌کنم که باید خساست کنم اینطور نیست قناعت یعنی از کمترین امکانات بهترین بهره‌برداری را بکنید می‌توانید برای تفریح به یک رستوران بروید ولی با یک فلاکس چای هم می‌توان به پارک رفت و در کنار خانواده اوقات خوشی داشت.
موضوع دیگر ما صبر است که بسیار مهم است مخصوصاً برای بچه‌های سفر اول که می‌خواهند خیلی سریع سفر خود را به پایان برسانند در مسئله صبر باید مسئله زمان طی شود همانند کشاورزی که برای برداشت گندم از یک دانه به ۷۰ دانه باید ۱۰ ماه صبر کند در غیر این صورت هیچگاه نتیجه نخواهد گرفت. تجسس قضاوت و غیبت مسئله بعدی است که همیشه گفته‌ام بهتر است دوربین ما روی خودمان باشد.من همیشه سه فعل را گفته‌ام به من چه به تو چه به ما چه و تمام آرامش ما در همین سه فعل است ما به کار دیگران هیچ کاری نداریم هر کس می‌خواهد هر کاری را می‌تواند انجام دهد،  قاضی مطلق خداوند است و اگر کسی کار غیرقانونی انجام دهد قوه قضاییه وجود دارد و برخورد می‌کند.
بحث دیگر که می‌خواهم بگویم توکل رضا و تسلیم است ما هیچگاه نباید با عقاید افراد بازی کنیم نباید عقاید افراد را از آنها گرفت. بحث توکل هم بسیار مهم است من کارهای خود را انجام می‌دهم و نتیجه را به خدا توکل و واگذار می‌کنم. در مسئله رضا اگر به نفع من بود قبول می‌کنم و اگر به نفعم نبود قبول نمی‌کنم ولی در مسئله تسلیم در هر شرایطی که بود چه خوب چه بد تسلیم قدرت مطلق هستم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید ممنون و سپاسگزارم.

 

ضبط و نگارش: مسافر بابک لژیون یک
عکس خبری: مسافر بابک لژیون یک
ارسال: مسافر محمد لژیون نهم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .