جلسه دوازدهم از دوره هشتم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی حافظ با استادی مسافر رضا و نگهبانی مسافر علی اصغر و دبیری مسافر صفی الله با دستور جلسه “ آداب معاشرت ، ادب و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی “ در روز چهارشنبه مورخ ۱۶ خرداد ماه سال ۱۴۰۳ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد ؛
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر خداوند را شکر میکنم که یک بار دیگر توفیق حاصل شد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم از گروه مرزبانی و ایجنت محترم و نگهبان جلسه و راهنمای محترم آقا حمیدرضا تشکر میکنم.
قبل از صحبت هایم رهایی آقا جعفر از لژیون سوم و آقا ایمان از لژیون چهارم را به خودشان و راهنمای محترم شان تبریک عرض می کنم ، اما در مورد دستور جلسه هفتگی که (آداب معاشرت ، ادب و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی میباشد)، دوست دارم صحبت هایم را در مورد تجربه خودم قبل از کنگره و بعد از ورود به کنگره شروع کنم .
یک سری اتفاق هایی در زندگی ما اتفاق می افتد که واکنش هایی را به دنبال دارد و واکنش نشان دادن به بعضی مسائل مثل بندبازی می ماند، که حرکت روی یک طناب می ماند که با یک حرکت کوچک و اشتباه باعث عواقب بد و سقوط می گردد.
ادب و آداب و معاشرت مثل چوب عمل میکند و آنهایی که بندبازی می کنند با چوب تعادل خود را حفظ می کنند، بعضی مواقع ما عصبانی هستيم و نیاز به اون چوب داریم که خودمان را حفظ کنیم، آدمی که عصبانی است حس خوبی نسبت به درک مسائل نمی تواند داشته باشد .
جناب مهندس هم می فرمایند که زیبایی یک انسان به صورت و ظاهر انسان نیست بلکه زیبایی انسان در کلام بیان و بر گرفته از آداب و معاشرت اون شخص است ، آدمهایی مورد احترام قرار می گیرند که به خودشان احترام می گذارند ، بنده داشتم راجبع این موضوع فکر می کردم که لزوما انسان های مصرف کننده بی ادب نیستند ، و دستور جلسه بخاطر این نیست که ما زمان مصرف مواد مخدر بی ادب بودیم صرفا بخاطر این است که یاد بگیریم که آدم با ادبی باشیم.
اگر من به خودم و زندگی خودم ارزش قائل نشوم این یک نوع بی ادبی است ، تجربه ای که من از کنگره دارم این است که محيط و خاک و بذر کنگره از عشق و محبت پر شده است و زمانی که وجود من بتواند محبت را لمس کند می توانم انسان با ادب و با تعادلی باشد، و می توانم با مسائل متعادل رفتار کند .

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است ، همه ما باید در سفر اول ظرفمان را پر کنیم و سفر دوم دوباره این ظرفمان را خالی کنیم و دوباره پر کنیم، در سفر اول با درست سفر کردن محبت راهنما و محبت بی بدیل خدمتگزار های کنگره را حس کنیم و دستمان را پر کنیم و من اگر دستش خالی باشد نمیتوانم رفتار خوبی داشته باشم من اگر فرد افسرده ای باشم نمی توانم رفتار درستی در مواجهه با مشکلات داشته باشم.
باید یاد بگیریم که وجودمان را از محبت پر کنیم و به دیگران هم ببخشیم، در سفر اول با درست سفر کردن می توانیم به تعادل برسيم و هر چقدر به جناب مهندس و تفکر ایشان نزدیک شویم آدم متعادل تری خواهیم بود.
باید جوری زندگی کنیم که در آینده از گذشته خودمان خجالت نکشیم .
بچههای کنگره مثل پرتقال تامسون زیبا تو میوه فروشی که جلب توجه می کند باید بدرخشند و دیده شوند و برچسب ما در کنگره خدمتگزار بودن و عضو لژیون سردار بودن و داشتن جایگاه می باشد ما باید اینها را در وجودمان حک کنیم تا بیرون دیده بشویم .

تهیه و تنظیم مرزبان خبری مسافر محمد.
متن خبر مسافر محمد صادق لژیون دوم.
عکس و بارگزاری مسافر مهدی لژیون ششم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
421