English Version
This Site Is Available In English

خلاصه سی‌دی- تعادل و بی‌تعادلی

خلاصه سی‌دی- تعادل و بی‌تعادلی

آقای مهندس در این سی‌دی می‌فرمایند: مسئله تعادل و بی‌تعادلی یک مسئله حائز اهمیت و مهمی است.
زمانی می‌گفتیم ترک اعتیاد؛ ولی بعد گفتیم درمان اعتیاد که یک پله بالاتر بود. درمان معمولاً در قسمت فیزیولوژی انجام می‌گیرد و مسئله درمان یا روانی هست و یا فیزیولوژی؛ ولی در جهانبینی معمولاً کلمه درمان به کار برده نمی‌شود؛ باید شخص به تعادل برسد، درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان می‌باشد. ما باید در اعتیاد به درمان برسیم‌. تعادل به معنی پایداری است و عدالت هم از همین می‌آید.

مشکلی که الآن بشر دارد این است که ذره‌ذره از تعادل خارج شده است و دیگر آن آرامش و متانت را ندارد. این بی‌تعادلی فقط در قشر مصرف‌کننده نیست، خیلی از انسان‌ها هستند که تحصیلات خیلی بالا و یا ثروت بالایی دارند ولی بی‌تعادل هستند. حالا ما به‌طور ویژه در قشر خودمان روی تعادل و بی‌‌تعادلی کار می‌کنیم.
ممکن است خیلی‌ها در مراتب بالا از لحاظ پول‌، اداره، کارمند دولتی و شخصی باشند؛ ولی تعادل نداشته باشند. وقتی کسی تعادل نداشته باشد باعث رنجش و آزار اطرافیان خودش می‌شود و این در کنگره خیلی رسم هست. موضوعی که مهم است همان آداب معاشرت است که باز هم به تعادل و بی‌تعادلی ربط دارد چون کسی که ادب دارد یعنی تعادل دارد و کسی که بی‌ادب است تعادل ندارد.

ادب و آداب یعنی یک روش و آیین، هر چیزی دارای آدابی است و مجموعه آداب را ما به عنوان ادب اطلاق می‌کنیم. ممکن است صدها آداب در رشته‌های مختلف وجود داشته باشد، کسی که کل این آداب یا مقدار بیشتری از آن را رعایت کند انسان با‌ادبی است.
وقتی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی می‌شویم هر چیزی تعریف شده است؛ یعنی در مرحله انسانی ما هیچ چیزی نداریم که قانون یا روش نداشته باشد؛ مثلاً من چند نکته را نوشتم:
غذا خوردن، یک‌سری رسم و روش خودش را دارد حتی چه ساعتی خوردن و چه میزان و چه نوع غذاهایی خوردن آداب خاص خودش را دارد و کسی که این آداب را به جا بیاورد انسان باادب و کسی که به جا نیاورد انسان بی‌ادبی می‌شود.
بعضی‌ها ممکن است در غذاخوردن حد تعادل را نگه ندارند، بعضی‌ها امساک می‌کنند یعنی در غذا‌خوردن خسیس می‌باشند و کم می‌خورند این کار هم درست نیست البته اگر سالم باشند. کسی ممکن است در غذاخوردن زیاده‌روی کند، پرخوری کند و فربه شود و یا در جایی قرار می‌گیرد بیش از اندازه غذا بخورد این هم در پرونده بی‌ادبی قرار می‌گیرد.

راه‌رفتن خودش یک شرایط و آداب خاصی دارد. راه‌ رفتن در هر مکانی، روش و آدابی دارد. در یک بازار اگر خیلی آرام راه بروید سد معبر می‌کنید و اگر خیلی تند بروید به آدم‌های دیگر برخورد می‌کنید.
چگونه راه‌ رفتن هم یک رسم و روشی دارد، اگر غلط راه بروید آرتروز کمر و گردن یا دیسک می‌گیرید، اگر پاها خیلی خیلی باز باشد دچار مشکل و مسائل دیگری می‌شوید؛ حتی این ادب و بی‌ادبی روی فیزیولوژی انسان اثر می‌گذارد.

سخن گفتن هم آدابی دارد؛ انسان باید موقع صحبت‌ کردن به حرف‌ها و گفته‌هایش کاملاً مسلط باشد؛ باید بداند که چه حرفی را بگوید و چه حرفی را نگوید‌؛ یک‌مرتبه حرف زشتی از دهانش بیرون نیاید، وقتی حرف می‌زند شمرده و لغات را کامل بیان کند، وسط حرف‌ زدن کسی نپرد، موقع غذا‌ خوردن صحبت نکند؛ اگر این‌ها را رعایت نکند کاملاً بی‌ادبی اطلاق می‌شود.
در مهمانی، در عروسی و یا در عزا، در هر چیز و هرجا باز یک آداب معاشرتی وجود دارد؛ چگونه غذا بخورید؟ چقدر غذا بخورید؟ بعضی‌ها در مهمانی، یک بشقاب را پراز سالاد، شیرینی و کرم کارامل و هر چیزی که روی میز هست می‌کنند، برای غذا هم بشقابشان را با همه نوع مدل خورشت و غذا پر می‌کنند و در آخر هم آن‌ها را نمی‌توانند بخورند. وقتی چند مدل غذا را با هم بخورید، معده دچار مشکل می‌شود.
آداب غذاخوردن این است که شما باید یک نوع غذا را تعیین کنید. شما باید یا غذای گیاهی بخورید یا غذای گوشتی‌ که معده بتواند آن را هضم کند و مشکلی ایجاد نشود، پرکردن بشقاب با چند رقم غذا کاملاً بی‌ادبی است. گذاشتن چند رقم غذا و یا خورشت در مهمانی برای این است که اگر کسی یک نوع خورشت را دوست ندارد، خورشت دیگری باشد تا بخورد.

مهمان‌داری نیز آداب خاص خودش را دارد؛ وقتی شما مهمان دارید؛ باید خودتان سر سفره با مهمان بنشینید و غذا بخورید نه این‌که وقتی سفره پهن شد خانم خانه‌دار دائماً در حال رفتن به آشپزخانه و آوردن چیزی باشد وقتی سفره چیده شد و غذاها سرو شد باید تمام اعضای خانه سر سفره بنشینند.
اولین کسی که غذا را شروع می‌کند باید صاحب‌خانه باشد و آخرین نفری هم که غذا را تمام می‌کند باید صاحب‌خانه باشد؛ بنابراین باید غذای خودش را خیلی آرام شروع کند تا مهمان هم خجالت نکشد و شروع به خوردن کند و یک مرتبه غذاخوردن خود را قطع نکند یا تندتند غذا نخورد و زود غذای خود را تمام کند تا مهمان هم بتواند بدون هیچ محدودیتی غذای خود را بخورد.
صاحب‌خانه باید طوری غذاخوردن خود را تنظیم کند زمانی‌که مهمانش دست از غذا کشید آن موقع او هم دست از غذا بکشد.

در زمان سخن‌گفتن با خانم‌ها، آقایان باید بدانند وقتی با خانم‌ها صحبت می‌کنند چگونه باید صحبت کنند؟ اصولاً در صحبت‌ کردن انسان نمی‌تواند با همه به یک‌گونه صحبت کند؛ مثلاً فردی بگوید من آدم رکی هستم و برایم فرقی نمی‌کند با همه، چه شاه باشد چه گدا، یک‌ مدل صحبت می‌کنم؛ اگر فردی چنین باشد در تعادل نیست.
شما با دوست، استاد، معلم، مغازه‌دار، پلیس و قاضی هر کدام یک مدل صحبت می‌کنید؟ آقایان با آقایان یک مدل صحبت می‌کنند. آقایان با خانم‌ها به گونه‌ای دیگر باید صحبت کنند و خانم‌ها هم با آقایان باید به گونه‌ای دیگر صحبت کنند. وقتی آقایان با خانم‌ها صحبت می‌کنند و بالعکس، نمی‌توانند ضمیر مفرد به کار ببرند. به جهت احترام ما در فارسی از ضمیر شما استفاده می‌کنیم و در لغاتی مثل عزیزم، جانم، قربونت برم، این‌ها را آقایان به همدیگر می‌گویند و خانم‌ها هم به همدیگر می‌گویند؛ ولی خانم‌ها به آقایان و آقایان به خانم‌هایی که نمی‌شناسند و خیلی نسبت نزدیک ندارند به‌کار نمی‌برند.
اگر ما در سخن‌ گفتن آداب و ادب را رعایت کنیم انسان باادبی هستیم و اگر رعایت نکنیم انسان بی‌ادبی هستیم.

ماشین‌سواری هم آداب‌معاشرتی دارد. ویراژ دادن، تند رفتن، بوق زدن، پارک‌ کردن وسط خیابان یا دوبله و یا جلوی پل سد معبر کردن، آشغال‌های ماشین را در خیابان یا اتوبان خالی کردن، بی‌ادبی است.
بعضی‌ها پشت ماشین دائماً بوق می‌زنند، بوق‌ زدن یک کار بی‌ادبانه است. می‌گویند پس بوق را برای چه درست کرده‌اند؟ بوق را برای شرایط استثنایی درست کردند؛ وقتی که هیچ راهی ندارید در شرایط خاص، شما می‌توانید از بوق ماشین استفاده کنید؛ پس بوق‌ زدن و نزدن باز بی‌ادبی انسان را نشان می‌دهد.
مراجعه به ادارات یک شرایط و دیپلماسی دارد اگر شما آن شرایط را رعایت نکنید، کار شما را انجام نمی‌دهند و یا در کار شما مشکل ایجاد می‌کنند. مشکل ایجاد کردن در کار شما در ادارات خیلی آسان است. اگر یک کارمندی بخواهد در کار شما اخلال ایجاد کند به آسانی می‌تواند با برداشتن یک عکس یا کپی شناسنامه این کار را انجام دهد؛ پس وقتی وارد اداره می‌‌شوید باید با ادب و نزاکت باشید.
شما وقتی وارد اداره می‌شوید اجازه ندارید روی صندلی بنشینید؛ اگر قرار باشد روی صندلی بنشینید، فردی که مسئول هست می‌گوید آقا بفرمایید بنشینید اگر گفت بفرمایید، شما می‌نشینید و اگر به شما نگفتند بنشینید ولی شما نشستید قطعاً در کار شما اختلال به‌وجود می‌آورند.
در اداره و در هر کجا حتی بقالی اگر درست صحبت نکنیم دچار مشکل می‌شویم. در بقالی هم باید نوبت را رعایت کنید. دو نفر با هم صحبت می‌کنند یک نفر می‌آید و می‌گوید مزاحم که نیستم؟ این بی‌ادبی است. باید بگذاریم حرفشان تمام بشود شاید یک حرف خصوصی دارند اگر خواستند خودشان شما را صدا می‌زنند.

دروغ‌گفتن عدم تعادل است. انسانی که دروغ می‌گوید، بی‌ادب است. انسانی که سخن‌چین است، تجسس در امور دیگران می‌کند و حریم شخصی افراد را نگه نمی‌دارد، بی‌ادب می‌باشد. هر انسانی چه مذکر وچه مونث، چه کوچک و چه بزرگ، یک حریم دارد و آن حریم باید به وسیله دیگران محترم شمرده بشود. یکی از حریم ‌ها این است که هیچ کدام حق ندارند جیب و یا کیف و یا موبایل همدیگر را نگاه کنند.
زن وشوهر تمام وسایل همدیگر را نگاه می‌کنند، مادر یا پدر تمام وسایل فرزند خود را نگاه می‌کنند، این‌ها به نظر من بی‌ادبی است. پس تربیت چه می‌شود؟ تربیت این نیست که وارد حریم او بشوید، تلفن‌ها و پیام‌هایش را چک کنید، شما باید هزاران کار دیگر انجام بدهید. ممکن است در یک شرایط خاص چنین کاری را انجام بدهید ولی در هر شرایطی نمی‌توانید این کار را انجام بدهید این عدم اعتماد به نفس، تفتیش عقاید،‌ گشتن جیب‌ها، کنترل موبایل‌، گرفتن لیست تلفن‌ها و پیام‌ها فاجعه است.
برای تربیت جور دیگری باید تربیت کرد، کنترل به‌گونه دیگری باید انجام داد. ما باید خیلی مسائل را به بچه‌هایمان یاد بدهیم. زن‌ها باید خیلی خدمات را به همسرانشان بکنند و بالعکس، پس باید این حریم‌ها محترم شمرده بشود؛ اگر تربیت ما درست باشد؛ اگر رفتار و کردار ما درست باشد، کسی به ما خیانت نمی‌کند.
یک فرد دائماً می‌خواهد همسرش و یا دخترش را چک کند؛ چون فلز خودش خراب است. اگر هم می‌خواهید بچه‌ها را کنترل کنید باید نامحسوس و به‌گونه دیگری باشد. اصلاً هیچ موقع با فرزندت به پارک رفته‌ای؟ اصلاً با دخترت صحبت می‌کنی؟ شده یک بار به دخترت پیام بدهی و یا زنگ بزنی و احوالش را بپرسی؟ با فرزندانت هم غذا شده‌ای؟ با هم پای یک فیلم نشسته‌اید و دور هم بوده‌اید؟ هیچ‌کدام از این‌ها در برنامه زندگی شما قرار ندارد و وقتی هیچ‌کدام از این کارها انجام نمی‌گیرد، از حال‌ و‌ روز همدیگر خبر ندارید و مجبورید که جاسوسی کنید،
استراق‌سمع کنید، کنترل کنید، حرف‌هایش را ضبط کنید؛ این‌ها همه کارهای غلطی است! پس شکستن حریم دیگران خودش بی‌ادبی است.


وقت‌نشناسی یکی از بی‌ادبانه‌ترین کارها است. وقت‌شناسی جزء ادب و وقت‌نشناسی بزرگترین بی‌ادبی است. کسی که زمان برایش مهم نیست و سر قرار در زمان مشخص حاضر نمی‌شود انسان بی‌ادبی است.
در کنگره روی تمام این‌ها به‌طور دقیق کار می‌شود و بچه‌ها تربیت شده‌اند؛ اگر برای گرفتن شربت OT، دیر بروند به آن‌ها شربت داده نمی‌شود و همین اول نظم را یاد می‌گیرند؛ اگر امروز دیر بیاید و به او شربت بدهند تمام برنامه‌های کنگره‌اش همین خواهد شد. انسان‌هایی که وقت‌شناس هستند همیشه سرموقع و سروقت به کارهایشان می‌رسند.
در لژیون‌داری یک‌سری آداب معاشرت وجود دارد که باید آن‌ها را رعایت کنیم. چه‌کسی حرف بزند؟ چه موقع حرف بزند؟ چه موقع حرف نزند؟ راهنما باید قوانین و مقررات، تحریم‌ها و نظم را به رهجوهایش یاد بدهد‌؛ یعنی رهجوها باید ادب را در لژیون فرا بگیرند و خود راهنما هم قوانین و مقرراتی دارد که چه کارهایی را انجام بدهد و چه کارهایی را انجام ندهد، OT را به‌موقع بدهد، به‌موقع  قهر کند، به‌موقع آشتی کند، به‌موقع تنبیه کند. اگر راهنما خودش پشت سر دیگران سرزنش کند و یا وقت‌شناس نباشد وای به حال بقیه.

وقتی ما وارد مرحله انسانی می‌شویم، چیزی نداریم که آداب نداشته باشد. رعایت آن آداب، ادب می‌شود و عدم رعایت آن آداب، بی‌ادبی می‌شود. به‌طورکلی آن روش‌ها و رسم‌ها و قوانینی که در جامعه نوشته شده و یا نانوشته هست را رعایت کردن ادب و مراعات نکردن آن‌ها بی‌ادبی محسوب می‌شود.
هیچ انسانی بد نیست؛ اگر انسانی بدی می‌کند به آگاهی و دانایی نرسیده است. انسانی که بداند، بدی نمی‌کند؛ همه بدبختی بشر از جهل و نادانی او است، بدی را کسی می‌کند که نمی‌داند.
بعضی زمان‌ها مفاهیم بعضی از واژه‌ها در یک جامعه عوض می‌شود و این بسیار بسیار خطرناک است؛ مثلاً فلانی رشوه می‌گیرد ما همه می‌گوییم خیلی زرنگ است‌، این کار زرنگی نیست او یک خائن است و دارد به مملکت‌، کشور و مردمش خیانت می‌کند یا اگر کسی دزدی می‌کند خیال می‌کنند آدم زرنگی است. کلاهبرداری، اختلاس، احتکار، فساد و دزدی زرنگی نیست؛ ما لغت‌ها را جابه‌جا کردیم و اسم‌های خیلی خوب و بامسمایی روی آن‌ها گذاشته‌ایم و این‌ها در یک جامعه خطرناک است. این‌ها واژه‌هایی هستند که باید رعایت کنیم تا گرفتار این‌ها نشویم.
اولین عنصری که انسان‌ها بدی می‌کنند این است که آن‌ها خوبی را یاد نگرفته‌اند، خوبی را بلد نیستند؛ اگر بلد باشند بدی نمی‌کنند. انسانی که آگاه باشد بدی نمی‌کند، انسانی که دانا باشد گناه نمی‌کند. بعضی از انسان‌ها مرتکب خطا می‌شوند که باز هم ریشه آن از همان نادانی است. اگر نیازمند هستند باز بر مبنای همان عدم آگاهی‌شان است، اگر دانا و آگاه بودند به نیازمندی نمی‌رسیدند.

وقتی ابن‌ملجم مرادی امیرالمومنین(ع) را به شهادت رساند خیال می‌کرد که بهترین کار را انجام می‌دهد؛ چون نمی‌دانست؛ چون آگاه نبود اگر آگاه بود امکان نداشت مرتکب چنین خیانت‌هایی بشود.
منظور از آگاهی‌داشتن نه این‌که اطلاعات داشته باشید. منظور از دانستن، تجربه، آموزش و تفکر است. اگر انسانی به شما بدی می‌کند فقط بدانید دلیل اصلی و بارز آن عدم آگاهی است؛ کما این‌که تمام مشکلاتی که پیش می‌آید ۹۰٪ آن، سوء‌تفاهم است با یک حرف‌زدن کوچک و ساده دشمنی‌ها تبدیل به دوستی می‌شود.

این‌ها یک‌سری نکات از ادب و بی‌ادبی‌، تعادل و بی‌تعادلی بود. باید با دانش، آگاهی و تجربه ذره‌ذره دانش خود را بالا ببریم و اگر این تفکر را داشته باشیم که اگر انسان‌ها بدی می‌کنند در اثر عدم آگاهی و دانش است یک ذره از درد و رنج آن‌ها کاسته می‌شود.

تایپ: همسفر فاطمه لژیون راهنما همسفر فهمیه (لژیون سوم)
ویرایش: رابط خبری همسفر فاطمه لژیون راهنما همسفر فهمیه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر زهرا لژیون راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی وکیلی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .