English Version
This Site Is Available In English

دستورجلسات هفتگی؛ جهان بینی(جهان‌بینی یعنی دانش شناخت عشق درون)

دستورجلسات هفتگی؛ جهان بینی(جهان‌بینی یعنی دانش شناخت عشق درون)

زمانی که سخن از جهان‌بینی به میان می‌آید، همه به معنای لغوی و صور آشکار آن می‌اندیشند که در لغت‌نامه تعریف‌شده است که یک جهت‌گیری شناختی اساسی است که می‌تواند شامل فلسفه طبیعی، اصول اساسی، هنجارها، ارزش‌ها، احساسات و اخلاقیات شود که در حقیقت این اصطلاح گرته‌برداری از واژه آلمانی (وِلت اَن شآو او نگ) متشکل از Welt (جهان) و Anschauung (مشاهده) است. این اصطلاح اکنون به‌طور گسترده در زبان انگلیسی کاربرد دارد.

در حقیقت تعریف جهان‌بینی در بیرون از فلسفه کنگره 60 نوع تفکر و برداشتی که یک مکتب دینی نسبت به جهان و هستی عرضه‌شده و درواقع تکیه‌گاه فکری همان مکتب حساب می‌گردد. این جهان‌بینی در حقیقت حول سه محور الف: توجیه جهان هستی ب: توجیه انسان ج: رابطه انسان با هستی سخن می‌گوید.

مرتضی مطهری هم می‌نویسد:«جهان‌بینی به معنی جهان‌شناسی است نه جهان احساسی و به مسئله معروف شناخت مربوط می‌شود، شناخت از مختصات انسان است برخلاف احساس که از مشترکات انسان و سایر جانداران است، لذا جهان‌شناسی نیز از مختصات انسان است و به نیروی تفکر و تعقل وابستگی دارد و دارای انواع مختلفی مانند جهان‌بینی تجربی، فلسفی و دینی است. »ازنظر ایشان یک جهان‌بینی صحیح لازم است سه شرط مهم را داشته باشد:1. پاسخگویی به مسائل کلی و اساسی جهان، 2. اعتبار و ارزش علمی و واقعی و 3. پایداری و قابلیت اعتماد همیشگی

از سو دیگر می‌دانیم که یک جهان‌بینی از چند قدرت و نیرو باید بهره‌مند باشد: منطق، سهولت و قابلیت جذب و فهم، تکلیف سازی، کشش و شوق‌انگیزی، هماهنگ‌سازی و تقدس بخشیدن به کارها و هدف‌ها، زیربنایی برای همه مسائل، ایجاد تعهد و مسؤولیت، این‌هاست مشخصات یک جهان‌بینی خوب و چنانکه ملاحظه می‌شود تنها جهان‌بینی توحیدی است که از این مشخصات به‌طور کامل برخوردار است.

اما یکی از مهم‌ترین مبادی هر اندیشه، جهان‌شناسی و تعاریفی است که از هستی ارائه می‌شود. اهمیت این موضوع به‌قدری زیاد است که تقسیم‌بندی مکاتب فکری و جبهه‌گیری فلاسفه در طول تاریخ بر همین اساس انجام‌شده و «مادّی بودن یا نبودن» مسألة مهم و مبدأ حرکت اندیشه‌هاست.

در کتابی خواندم که روشی که برای اذهان پرسشگر و دقیق علمی قانع‌کننده و آرامش آفرین است، منطبق بر متون دینی یعنی قرآن کریم، کلمات رسول خدا، امیرالمؤمنین و سایر ائمه اطهار (علیهم‌السلام) است چراکه در مسائل فکری و اعتقادی آن‌ها به مقیاس وسیعی با تکیه‌بر عقل، استدلال شده است. ازاین‌رو جهان‌بینی اسلامی در عین این‌که جهان‌بینی مذهبی است، نوعی جهان‌بینی عقلانی فلسفی است، آن زمان هنوز با فلسفه کنگره 60 آشنا نبودم، بنابراین به‌درستی این جمله را درک نکردم اما پس از گذشته سال‌ها حضور و آموزش در جمعیت احیای انسانی کنگره یافتم که جهان‌بینی فارغ از هر دین، مذهب، مسلک و عقیده و... است اما درنهایت بازهم فلسفه اسلام حرف آخر را می‌زند.

هم‌اکنون می‌دانم تعریفی که استاد امین دژاکام از جهان بینی به ساده‌ترین و شیواترین طرز ممکن بیان کردند یعنی آن چه که ما نسبت به‌کل هستی (جهان درون ‌و جهان بیرون) احساس، دریافت، برداشت و ادراک می‌کنیم، همان تعریفی است که تمام فلاسفه به دنبال آن بودند که جمله ای کوتاه و اثربخش باشد. استاد امین دژاکام با استفاده از راهنمایی استادان کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر»، سخنان بنیان کنگره 60 و سال‌ها درگیری با نیروهای بازدارنده توانستند جزوه ای بنویسند که تا ناکرانمندی ها برای نسل بشر و شناخت او از جهان درون و بیرونش اثرگذار خواهد بود. این جزو چندصفحه‌ای چنان انسان را با خود واقعی درونش آشنا می‌کند که گویی آیینه‌ای به دست ما می‌دهد تا با آن خودمان را بهتر بینیم و بشناسیم و نیروهای درون خود را بازیابی و شناسایی کنیم.

گاه چنان غرق در جمله‌ای از کلمات این جزوه فوق‌العاده می‌شوم که جهان‌بینی و واکشی پیوست آن از یادم می‌رود و به دنبال خود در جهان درون و مدل‌های نفس، عقل و ذهن گیر می‌افتم که باید سوارانی از دانایی به کمک بشتابند تا مرا به منزلگاه عقل برسانند و بر شهر وجودی و سپاهیان تاریک بشورم. گاه چنان در مجلس خواص ذهن گیر می‌کنم که جهان‌بینی تنها روزنه رهایی من از مجلس است که در حال تقسیم بودجه می‌باشد.

هر بار که این جزوه را می‌خوانم گویی نیرو و سواری تازه‌نفس به‌صف سربازان دانایی‌ام افزون می‌گردد که از درجه‌داران باوفای من شده و مشاوره‌ای کاردان به جمع قبیله‌ام افزوده می‌شود.

درواقع باید گفت که جهان‌بینی و دانش چگونه زیستن، ابزاری برای انسان جهت به دست آوردن آرامش و حال خوش در مسیر زندگی است؛ و در ادامه همچون نردبانی برای صعود انسان به قله‌های معرفت، شناخت و درک هستی است که به‌وسیله این ابزار یا نردبان می‌توان پله‌های فهم حقیقت و یا ماهیت جهان هستی را بالا رفت.

پس این همان جهان‌بینی صحیح است که با پالوده شدن حس‌ها و دریافت آموزش‌های کنگره 60 پدید خواهد آمد که فرق نگاه من هم‌سفر را رقم خواهد زد، یعنی دانش جهان‌بینی کارش این است که ویژگی‌ها و مؤلفه‌های صور پنهان را رصد می‌کند و آن‌ها را به آشکار درمی‌آورد یعنی آن‌ها را قابل‌تشخیصشان می‌کند.

با دو علم عشق را بیگانگی اســت              و اندر آن هفتادودو دیوانگی است

سخت پنهان است و پیدا حیرتش               جان سلطانان جان در حسرتش

پس چه باشد عشق؟ دریایی عدم             در شکسـته عقل را آنجـــا قـــدم

بـندگی و سلطــنت معــلوم شـد                زین دو پرده عاشقی مکتوم شد

بنابراین می‌توان تأکید کرد که می‌توان همچون مولانا عاشق عالم هستی شد چراکه جهان‌بینی هم بر پایه و اساس عشق استوار است. ازآنجاکه ماهیت عشق و جوهر اصلی جهان عشق است و بنیان عشق. امیدوارم همگی در مکتب و جهان‌بینی عشق استوار و ثابت‌قدم گام برداریم و با تغییر نگاه به آنجا برسیم که شایسته نام انسان است.

 

نویسنده: همسفر بهار راهنمای لژیون ششم
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .