English Version
This Site Is Available In English

خلاصه سی‌دی فرق نفس و روح

خلاصه سی‌دی فرق نفس و روح

استاد می‌فرمایند: روح نیاز به تزکیه و پالایش ندارد؛ زیرا از وجود باری تعالی است؛ اما نفس از مقوله دیگری است که با جسم عجین است و در توالی با‌ پالایش‌های متعددی هم‌چنان ممکن است ادامه پیدا کند تا نفس به تعالی نرسد جسم به طور کامل آزاد نمی‌شود. مسئله ما شناخت نفس و تفاوت با روح می‌باشد، انسان تا زمانی شناخت نداشته باشد امکان ندارد به تزکیه و پالایش برسد و باید دلیل انجام هر کاری را بداند، اگر انسان به درستی بداند کار درست کدام است امکان ندارد دست به کار خلاف و  مرتکب خطا شود؛ پس ما باید دانش خود را بالا ببریم، اولین کار این است که خودمان را ذره‌ذره بشناسیم، اگر فردی بداند که سم‌زدایی سریع و فوق‌سریع چه فاجعه‌ای را برایش به بار می‌آورد امکان ندارد این کار را انجام دهد. انسان زمانی به باور می‌رسد که به مرحله دانایی برسد؛ مثلاً بداند این زمانی که دارد آن‌قدر ارزشمند است که درمورد دیگران غیبت و آن‌ها را آنالیز نکند، اگر انسان بداند و باور کند که قدرت خداوند چه است و جهان دیگری وجود دارد و باید پاسخ‌گوی اعمال خود باشد امکان ندارد مرتکب خطا شود به همین دلیل است که باید مشخص شود نفس، روح و جسم چیست؛ چون این‌ها برای ذات و وجود ما است، برای فلسفه نیست و باید کاملاً این‌ها را بدانیم. نفس را در تعاریف گفتیم چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند در ظاهر و باطن و خواسته دارد، این خواسته‌ها ممکن است معقول و غیرمعقول باشد، نفس در تمام موجودات است. ما حدود ۳۸ هزار میلیارد سلول داریم در جهان هستی بخواهیم از یک طرف جهان به طرف دیگر برویم با سرعت نور ۳۳ هزار میلیارد سال طول می‌کشد عمر این جهان آفرینش ۱۳/۶ میلیارد سال است دانستن همه این مقیاس‌ها برای این است که بگوییم ما چقدر کوچک و ناآگاه هستیم، ما از جهان آفرینش چیزی نمی‌دانیم فقط حدود ۵درصد از این جهان آفرینش را می‌توانیم ببینیم، ۹۵درصد آن قابل دیدن نیست که آن انرژی و ماده تاریک است، پس اگر بگوییم انسان نیز غیر از بدن فیزیکی صورپنهانی دارد که ما نمی‌توانیم آن را ببینیم سخن گزافه‌ای نگفتیم هر موجودی دارای یک شعور، آگاهی و اطلاعات است، بوته بیابانی یک موجود و درخت خرما نیز یک موجود است که نر و ماده دارد آیا شعوری که درخت خرما دارد با شعوری که بوته بیابانی دارد یکی است؟ پس نفسی که بوته بیابانی را تعیین موجودیت می‌کند با نفسی که درخت خرما را تعیین موجودیت می‌کند چیز دیگری است، شعور و آگاهی یک مرغ با یک عقاب متفاوت است و نفس آن‌ها با هم فرق می‌کند زمانی‌که نفس وارد مرحله انسان شد در سه مرحله قرار می‌گیرد اول نفس اماره که پایین‌ترین نفس است؛ یعنی نفسی که امر می‌کند تمام حیوانات دارای نفس اماره هستند؛ یعنی آن‌چه ببینند می‌خواهند و عمل می‌کنند، انسان‌هایی نیز هستند که ممکن است وزیر یا استاد دانشگاه باشند؛ ولی در مرحله نفس اماره باشند، نفس اماره مساوی با مرحله حیوانی است انسان باید از این مرحله عبور کند و آن‌قدر به مشکلات بر می‌خورد تا مجبور شود آرام‌آرام راه خود را عوض کند و متوجه می‌شود که این کارهایی که انجام می‌دهد به ضررش است و این‌جا وارد نفس لوامه می‌شود؛ یعنی ملامت کننده، زمانی‌که کاری انجام می‌دهد و پشیمان می‌شود؛ مثلا یک سرقتی انجام می‌دهد؛ ولی پشیمان می‌شود ازنفس لوامه نیز عبور کرده و وارد نفس مطمئنه می‌شود. (ارجعی الی ربک) این بالاترین مرحله است تمام کارهای انسان در این چرخه‌ها و حیات و پس از مرگ همه به این خاطر است که از مرحله اماره به نفس مطمئنه برسد، نفس مطمئنه فرمان عقل است؛ یعنی شو،شَوَد و نفس باید پرورش پیدا کند. روح در مرحله انسانی مطرح می‌شود گذشتگان ما روح و نفس را یکی می‌دانستند؛ مثل این‌که بگوییم اکبر با تقی یکی است روح به امر پروردگار است و با علم نیز رابطه دارد، علم را ما نمی‌توانیم به دست بیاوریم مگر این‌که خدا بدهد اکنون درمان یک‌سری بیماری‌ها را نمی‌دانیم چون علمش را خداوند نداده است جسم ما شهر وجودی و خانه ما است نفس در آن ساکن و صاحب‌خانه است در این خانه چندین نفر زندگی می‌کنند نفس، روح و دو نفر دیگر که ما به آن‌ها فرشته خوب و بد می‌گوییم که در کتاب ادموند و هلیا در موردش گفتیم. ما چیزی به نام روح شیطانی و بد نداریم؛ چون روح از خداوند است . روح خوبی، پاکی، علم و دانش است و دائماً به نفس مشاوره می‌دهد تا بتواند مسیر درست را برود، انسان نیز به خاطر داستن اختیار دو مشاور دارد در قرآن می‌فرمایند: ما شما را از نفس واحد آفریدیم و زمان مرگ، ما نفس شما را تحویل می‌گیریم شاگرد سوال می‌کند: می‌توانیم بگوییم روح مثل یک فرشته است؟ استاد پاسخ می‌دهد: شما روح را به هر شکل زیبایی می‌توانید تشبیه کنید؛ زیرا بنیان او در ارزش‌ها ریشه دارد؛ اما آن‌چه انسان را به زوال و نیستی می‌برد نفس است؛ چون نفس خواسته‌معقول و نامعقول دارد و آن‌جا که نامعقول است انسان را به طرف تباهی سوق می‌دهد. هدایت در مورد روح سهل و در مورد نفس سخت است اگر نفس مراحل تزکیه را طی نکند؛ مثل این است که با جسمی کثیف لباسی گران‌بها را بر تن بنماید اگر به هستی نگاه کنیم می‌توانیم خداوند را رویت کنیم، قدرت خداوند را می‌بینیم، قدرتی که تمام نظام هستی را کنترل می‌کند؛ زیرا یک سیستم است و خداوند در راس این سیستم قرار دارد و هستی با وجود خداوند قابل بیان است آیا اکنون می‌توانید بگویید جهان دیگری وجود ندارد؟ انسان باید خیلی ساده باشد که این‌طور فکر کند انسان چیزی را که ندیده است باید بگوید نمی‌دانم در واقع من و شما و آنچه در ابعاد قرار دارند هم هستند و هم نیستند، هستند به این علت که من، شما، هستی و الله می‌داند و نیستند؛ زیرا از نظر ما پنهان‌اند اگر کلام الله جمع‌آوری و مکتوب نمی‌شد اکنون با کلماتی ناقص به دست انسان‌های سودجو به شکل دیگری در می‌آمد، پس شما نیز آن‌چه به دست می‌آورید مکتوب کنید تا برای آیندگان سندی باشد، کتاب قرآن به دلیل این‌که مکتوب شد اکنون قرن‌ها است که بدون کم و کاست وجود دارد، همه مطالب مهم و حتی معاملات خود را بنویسید و هر کاری را مکتوب کنید. مسئله نفس و روح برای این مطرح شد که ما خودمان را بشناسیم و بدانیم از چه تشکیل شدیم آیا ما فقط از گوشت، پوست و استخوان هستیم؟ نه، ما صور پنهان داریم که بسیار مهم است؛ مانند کوهی هستیم که قله آن بیرون است و بقیه زیر آب قرار دارد و فقط جسم خود را می‌بینیم؛ ولی ما صور پنهان داریم، نفس داریم که از بین نمی‌رود. برای جهان هستی نه آغازی است و نه پایانی، نه فردی می‌میرد و نه متولد می‌شود، بعد از قیامت مرحله دیگری آغاز می‌شود و ما باید ببینیم در چه مرحله‌ای هستیم؟ مرحله اماره، لوامه یا مطمئنه؟ حرکت به سمت ارزش‌ها فقط به خاطر خودمان است تا در آرامش قرار بگیریم.

تایپ: همسفر غزل، راهنما همسفر پرنیان(لژیون چهارم)

ویرایش و ارسال: همسفر معصومه، راهنما همسفر فاطمه (لژیون یکم)

همسفران نمایندگی چالوس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .