جلسه پنجم از دوره سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی الوند با استادی پهلوان مسافر صامت، نگهبانی مسافر روحالله و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه "وادی اول و تاثیرآن روی من" پنجشنبه 16 فروردینماه ۱۴۰3 ساعت ۱۶ شروع به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان هستم و ممنونم از ایجنت محترم، امروز بهواسطه لژیون سردار بهاتفاق آقای زر کش به شعبه کاسپین آمده بودیم که ایجنت محترم آنجا بودند و لطف کردند اجازه دادند تا در این جایگاه خدمت کنم.
گر که خواهی رسی بر معرفت
چهارده وادی است کلید عافیت
یکبهیک خوان و به انجامش رسان
تا که گردی در جهان پر مرتبت
اولین وادی اندیشه است و تفکر
گر که خواهی بازگردد هر گره
گردد آغاز با تفکر ساختارها
بیتفکر آنچه هست روبهزوال
دستور جلسه این هفته وادی اول یعنی وادی تفکر، به نظر من وادی چهاردهم که وادی عشق و محبت است به ما وادی اول را یاد میدهد. دستور جلسات در کنگره ۶۰ دارای قوانین خاصی میباشد مثل صفحه کیبورد یک پيانو میماند وقتی در مسیر بهصورت درست، از این دستور جلسات و وادیها عبور میکنی یک آهنگ و یکصدای بسیار زیبا و دلنشین به گوش میرسد که آن آهنگ، نوای رهایی است. رهایی فقط مختص سفر اول نیست برای سفر دومیها هم هست رهایی از بندهای زندگی. وادی اول میگوید برای انجام هر کاری باید تفکر کرد و بدون تفکر تمامی کارها رو به تباهی و زوال خواهد رفت.
وادی اول، وادی تفکر است و یکی از مهمترین مقولههای زندگی ما انسانهاست که ما با بی تفکری باعث شدیم که به جایگاه نامطلوبی در جامعه و خانواده برسیم. من در زمان مصرف با اضافه کردن مواد مصرفی خود دنبال حال بهتری برای خودم بودم و هرگاه برای یک قرار کاری و یا یک ملاقاتی که باید حاضر میشدم بهاندازهای مصرف میکردم که به خیال و تفکر خودم به حال خوشدست پیدا کنم؛ و نتیجه این تفکر غلط یا چرت زدن در جلسه بود و یا یک حرکت اشتباه و یا یک امضا اشتباه و یا باعث خیلی از خرابیهای دیگر. من یک روز از خداوند بزرگ خواستم که من را از این منجلاب بیرون بکشد چراکه با خود تفکر کردم که دیگر بچههایم بزرگشده و دانشجو هستند و تا کی باید اشتباه کنم؟ تا کی باید اسیر این مواد باشم؟ از ۱۱ صبح که سرکار میرفتم و تا ۱۲ شب که به خانهبر میگشتم نه بچهای و نه زنی! تا کی باید عمر ما به بطالت میگذشت که در این هنگام خداوند با ما پیمان بست و گفت تو را بیرون خواهم آورد ولی باید به جنگ با نیروهای تاریکی بروی و نباید بایستی و حالا که من بیرون آمدم و رهاشدهام نباید بگویم چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است؛ و در آن لحظه من باید تفکر کنم و ببینم که این چراغ را چه کسی به دست من داده است؟ این چراغ از کجا به دست من رسیده؟ قطعاً قبل از من عدهای آمدهاند و زحمت روشن کردن این چراغ را کشیدهاند و این چراغ را به من رساندهاند که امروز من اینجا هستم. در اول عرایضم گفتم که بنده بهواسطه لژیون سردار خدمت شما دوستان هستم. لژیون سردار بخشش را به ما آموزش میدهد و تمام کنگره ۶۰ پوشیده از محبت و بخشش است و همای سعادت روی شانههای کسی خواهد نشست که سه پارامتر مهم و ضروری را رعایت کند و سعادتمندترین افراد کسانی هستند که بخشش دارند، خشم خود را فرومیبرند و عفو دارند. عفو با بخشش و فروبردن خشم فرق بسیاری دارد و اولین بخششی که یک سفر اولی میتواند انجام دهد بخشش یکپنجم مواد مصرفی خود میباشد، سیگارش را میبخشد تابهحال خوش برسد و بخشش از همان روز اول برای یک بچه کنگرهای شروع میشود. چون فهم بخشیدن را دارد و میداند که باید ببخشد.
مطلب دیگری که برای سفر اولیها مهم و بااهمیت است شرکت کردن در لژیون سیگار در اوایل سفراست. لژیونها جهت و نوک پیکانی هستند که قلب سیاهیها را میشکافد. ما انسانها دارای دو صور آشکار و پنهان هستیم که آقای مهندس در سی دی تطبیق به این موضوع اشاره میکنند که باید صور پنهان با صور آشکار تطبیق داشته باشد در صور آشکار من با تفکر کردن، در لژیون حاضر میشوم و در صور پنهانم آنهم کار خودش را به انجام میرساند و باعث میشود آرامش به زندگی من بازگردد و خوابم آرام شود. یکی از مؤلفههای مهمی که ما را در جهت اهداف کنگره پیش خواهد برد شرکت در لژیون و نوشتن سیدیهاست، کلمات سیدیها از اساتید آقای مهندس هستند و از لامکان میآیند وقتی شما در حال نوشتن سی دی هستید آن نوشتارها را مهندس از قصد تکرار میکند و زمان نوشتن سی دی کلمات از یک جای دیگر آمده و افکار شمارا به آن سرزمین خواهد برد بهعنوانمثال وقتی شما وارد یک آشپزخانه بشوید و گرسنه باشید بیتردید به دنبال غذا خواهید گشت و آن افکار دقیقاً دنبال چیزی میگردند که در زندگی کم دارید، مانند زمانی که فرزند خود را نصیحت میکنید بهیکباره متوجه میشوید که این صحبتها و کلمات چگونه بر زبان شما جاریشدهاند غافل از اینکه تأثیرات نوشتن سی دی روی افکار ما است که چگونه سخن بگوییم و تصمیم بگیریم و به همین دلیل است که نوشتن سی دی آنقدر مهم و بااهمیت است لژیونها هم همینطور هستند.

وقتی شما از درب کنگره وارد میشوید با برخورد صمیمانه مرزبانها و راهنمای تازه واردین مواجه میشوید که شمارا هدایت میکنند. همچنین بچههای سفر دومی که تمام بار مسئولیت و اداره شعبه به عهدهی آنها هست. وقتی وارد شدی و در لژیون نشستی شمارا هدایت میکنند به لژیون سیگار و باید حتماً سیگار خود را درمان کنی چراکه پشت این بایدها فرامینی مهم وجود دارد وگرنه این OT و آدامس نیکوتین هم در داروخانهها هست و هم در کلینیکها به فراوانی یافت میشود و فرق بین کنگره و بیرون در این است که در کنگره فرامینی صادرشده و باید گوشبهفرمان بود و تسلیم شد در برابر تفکر کنگره. کنگره من و یا شما نیستیم، کنگره یک تفکر است، یک تفکر عظیم که یک عدهای را از مرز نابودی عبور میدهد و دست ما را گرفته و به ما میگوید نترسید و بیایید عبور کنید و آن شخص کسی نیست جز راهنمای شما که میگوید من رفتم شما هم بیایید و اصلاً نگران نباشید و این پلهها را به این صورت و بهصورت ۲۱ روزه طی کنید در آنوقت است که میتوان معنای وادی اول را درک کرد، در آنوقت که سیگار را درمان کردی خواهی فهمید. وقتی درمان با OT صورت میگیرد برای بازسازی شهر وجودی ما OT تلاش میکند ولی با کشیدن سیگار بهجای درمان مواد درمان سیگار را درست و بازسازی میکند و خماری مواد برای سفر دوم باقی خواهد ماند و علائم درد اعضای بدن، ناشی از مصرف سیگار در سفر اول بوده است که باید در سفر دوم آن را تحمل نمود و تمامی اینها به دلیل تأخیر در شروع درمان سیگار است و جهت تمامی لژیونها به سمت رهایی هستند که لژیون سردار هم جز مهمی از این لژیونها است، همانند لژیونها که مواد و سیگار را از ما گرفته و حال خوش را به ما هدیه میکند. لژیون سردار هم راهی است برای پولدار شدن به این صورت که در ظاهر پول میدهم ولی باطن را درست میکنم.
امروز در این جلسات از تجربیات دیگران استفاده میکنم که چگونه با عضویت در لژیون سردار از خیروبرکت مالی بهره بردهاند و این تجربیات هم یک راهنما هستند و به ما میگویند که نترسید و عضو لژیون سردار بشوید که تمام بدبختیها از ترسیدن است به خاطر همین هم هست که امیرالمؤمنین میگوید بزرگترین گناه ترس است. بهعنوانمثال برای پریدن از یک جوی آب ۸۰، ۹۰ درصد نپریدن شما ترس است که باعث عدم پریدن شما میشود، اما وقتی دورخیز کردی، دیگر تو نیستی و به موفقیت از جوی آب میپری و تمام لژیونها هم به این صورت است که وقتی بپری درراه مواد شمارا میگیرند و بهسلامت در آنطرف جوی فرود خواهی آمد و وقتی هم که عبور کردی معنای واقعی صحبت آقای مهندس را درک خواهی کرد که میگوید یک مصرفکننده در صورت درمان میتواند بهراحتی در یک انبار پر از مواد بماند، بدون اینکه بخواهد اذیت شود و یا هوس کند. پس درمان در کنگره بهصورت قطعي است. ولی ما صرفاً مختص به درمان نیستیم چراکه درمان مواد مخدر ۲۳ سال پیش با سفر آقای مهندس به پایان رسیده است و دیگر سیدیها راجع مواد صحبت نمیکنند چراکه روش DST مشخصشده و طبق پروتکل انجام میگیرد و پیش میرود. ما اینجا آموزش میگیریم که بندهایی را که به ما بستهشده را بازکنیم، بندی که استاد امین راجع کبر، غرور و ... ساعتها صحبت میکنند که ما باید این بندها را بازکنیم و چرا در سفر دوم گفته میشود که سفر دوم هم سهل است و هم سخت؟ چون در سفر دوم موادی وجود ندارد و سفر بریدن بندها است که این هم با بخشش در لژیون سردار، با خدمت کردن در شعب و با انجام هر خدمتی یکی از بندهای اهریمنی از پای ما بریده خواهد شد.
مرزبان کشیک: مسافر حمید
تایپ: مسافر ابراهیم
تنظیم: مسافر محمد
نمایندگی الوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
514