English Version
This Site Is Available In English

زندگی و جسم؛ ارزشمند و شیرین

زندگی و جسم؛ ارزشمند و شیرین

«بسم الله الرحمن الرحیم»

با قوت گرفتن از قدرت مطلق «الله»

با سلام، نگاه و حضور حاضر، مهربان و بهاری شما عزیزان را به‌ خواندنِ خلاصه سی‌دی هفته «خفته» دعوت می‌کنیم.

سخنان ماندگار مهندس دژاکام عزیز: «ما، مانند کوه یخ هستیم که یک مقداری از آن از آب بیرون است و بقیه زیر آب پنهان است! آن تکه که پیداست صور آشکار ما و آن بخش که پنهان است نیروی خفته ماست.
نیروی خفته در درون همه ما هست و آسایش و آرامش ما به این بستگی دارد که چقدر از آن را بتوانیم کشف کنیم و کار ما کشف آن است بنابراین از بعضی مسائل که ما را سرگرم می‌کنند و سر کار می‌گذارند و وقت ما را می‌گیرند ذره‌ذره فاصله بگیریم مثل تفکرات غلط، منیت، خودبینی و ...»

 

سلام دوستان معصومه هستم همسفر حسن
مطلب مربوط به تاریخ ۷۵/۲/۱ تحت عنوان نیروهای خفته است.
شاگرد: استاد به من بگویید که چگونه نیروهای خفته خود را بیدار کنم؟ در مقابل افسردگی، ناامیدی، خشم و... چطور نیروی خفته خود را بیدار کنم؟ وقتی به دانایی، اطلاعات و آگاهی که به درد انسان بخورد، برسیم و آن‌ها را درک کنیم، نیروهای مثبت درون بیدار می‌شود و انسان دیگر ناامید، افسرده، خشمگین و... نمی‌شود؛ در کنگره ما روی شاخه خاصی مثل افسردگی، ناامیدی و یا خشم کار نمی‌کنیم؛ زیرا مشکلی را حل نمی‌کند! ما جهان‌بینی کاربردی را کار می‌کنیم که مشکلات را حل کنیم.

همه هستی صور آشکار و پنهان دارد و فقط پنج درصد هستی آشکار، نود و پنج درصد به صورت پنهان وجود دارد؛ انسان برای کشف خود در هستی زندگی می‌کند و هر چقدر که انسان به خودشناسی برسد، همان‌قدر نیروی خفته درون خود را بیدار کرده است. نیروهایی که به صورت بالقوه در درونش هست و باید به بالفعل در آورد، این نیروها در حیوان وجود ندارد و فقط در وجود انسان هست؛ در این مسیر، نیروهای منفی باعث پنهان ماندن نیروهای خفته می‌شوند؛ مثل فقر، اعتیاد، منیت، خود بزرگ‌بینی و بسیاری از افعال منفی و ضدارزشی که انسان را گرفتار می‌کند و آن‌قدر انسان به‌ آن مشغول می‌شود که به قولی سر کار می‌رود و نمی‌تواند و نمی‌رسد که نیروی خفته خود را بیدار کند! در صورتی‌که بیدار کردن این نیروها باعث آرامش و آسایش انسان می‌شود و دیگر دچار افسردگی، ناامیدی و مسائل دیگر نمی‌شود.

گاهی اوقات انسان به گدایی ارزش‌ها می‌افتد، مثل انسانی که محبت، احترام، و عشق را گدایی می‌کند و به زور دنبال محبت می‌گردد! در صورتی‌که اگر محبت و عشق را کاربردی کرده باشد، نیازی به گدایی کردن عشق و احترام ندارد و محبت، احترام و عشق  را خود به خود از طرف دیگران درک می‌کند و می‌چشد.

مسئله بعدیِ بیدار کردن نیروهای خفته، سازگار بودن است؛ این‌که خود را تافته جدا بافته از دیگران ندانیم! باید به دانایی برسیم و انسان‌ها را درک کنیم، آن‌وقت می‌فهمیم که اگر کسی به ما ظلم و بدی کرد، در اثر جهل و نادانی او است و برای او دعا خواهیم کرد، سازگار بودن با دیگران باعث آرامش و آسایش ما می‌شود؛ قدیم قهوه‌خانه‌ها و زورخانه‌ها مرکز دورهمی، جوانمردی، دستگیری از مردم، پهلوانی، ورزش و این‌ها بود و کم‌کم جایش را به منقل، دود و سیگار داد و از قهرمانی، جوانمردی، رزم و غرور به مسائل منفی رسید! زیرا از صراط مستقیم خارج شد.

استاد می‌گوید: جواب سوالت را لابلای  سخنان من پیدا کن؛ یعنی به صورت غیر مستقیم به شاگرد می‌گوید: تو از مسیر ارزش‌ها خارج شده‌ای، پس باید خود را بیابی و من گرفتاری و مشکلات تو را فهمیده‌ام.
استاد: از پرده بیرون آئید که پرده پوسیده است و شما را دشواری نیست؛ دچار افکار پوسیده و منفی مثل خرافات، اندیشه‌های پوچ، غرور و منیت هستیم و باید از این‌ها بیرون بیاییم؛ انسان گاهی فکر می‌کند که خیلی مشکلات دارد (به لانه مورچه آب وارد می‌شود، فکر می‌کند دنیا را آب برده) مشکلات همیشه هست؛ ولی بدبختی ما این است که زندگی کردن را فراموش کرده‌ایم و به همان پرده پوسیده و منفی چسبیده‌ایم! زندگی و جسم بسیار ارزشمند و شیرین است، باید مشکلات را رها کنیم و سفیدی صفحه بزرگ زندگی را ببینیم.
شاگرد: دل من بی‌قرار است و برای تو سخت تنگی می‌کند.
استاد:دل من هم در جان بی‌جان تنگی می‌کند، با همه هستیم و هستی هست؛ ولی با همه هستی نیستیم، پیدای ناپیدائیم ،می‌رویم با همه هستی و جان، اما هنوز در جای خود ایستاده‌ایم، همه حال حیرانیم.
حیات هست، ما هم هستیم، می‌رویم و می‌آییم؛ اما همچنان در جای خود ایستاده‌ایم و حیرانیم. نگاه کردن به هستی حیرانی دارد، کوچ پرنده‌ها بدون نقشه و لوکیشن، با آن نظم و انضباط دقیق، یا معلق ماندن کره زمین که در آسمان حرکت می‌کند، یا حرکت ابرها که خود را از آب شور اقیانوس‌ها پر می‌کنند و در دور دستها آب شیرین را بر زمین می‌ریزند، همه این‌ها انسان را دچار حیرانی می‌کند. همه هستی معجزه است برای ما انسان‌ها، آیا درک می‌کنیم؟ آیا لذت می‌بریم؟ آیا توجه می‌کنیم؟ آیا برخوردار هستیم؟ یا این‌که خودمان غرق‌شدن همان یک نقطه سیاه درون صفحه بزرگ سفید زندگی هستیم و خیال می‌کنیم همه دنیا یک طرف و مشکلات ما یک طرف، در جای خود ایستاده‌ایم و حیرانیم، عجیب نیست این همه هستی، نیستی و حیرانی؟
آن‌چه هست احساس است که وصل را می‌طلبد، آن چیزی که حال ما را خوب و یا بد می‌کند حس ماست، حسی که به زندگی داریم، اگر مثبت باشد حالمان خوب و خوش است؛ ولی اگر حسمان منفی و بد باشد، دائما حال و روزمان خراب می‌شود؛ خودخواهی، منیت، کینه، حسادت و افکار منفی، زشت و زننده است که باعث خراب شدن حس و حال ما می‌شود. همه این‌ها احساس است، هر واقعه‌ای را به هر صورتی که بخواهیم، می‌توانیم ببینیم و این همان جهان‌بینی است. یکی نود سال سن دارد و هنوز برای ادامه زندگی برنامه‌ریزی می‌کند و یکی هم چهل ساله است و با خودش می‌گوید: از من گذشته و پیر شدم.

زندگی در جریان است، این‌که چگونه فکر کنیم؟ چگونه حس کنیم؟ چگونه نگاه کنیم؟ همین طرز دیدن، تفکر کردن و حس کردن زندگی را می‌سازد، پس آن‌چه هست احساس است که وصل را می‌طلبد. احساس مثبت، باعث ارتباط و وصال می‌شود و احساس منفی باعث دوری و دشمنی می‌شود.
استاد: برای شما که در کشاکش هستید توصیه‌ای دارم، برای این‌که در بُعد مادی توفیق حاصل نمایید، باید با آدم‌ها آدم،با انسان‌ها انسان و با نادانان و احمق‌ها، مانند خودشان رفتار کنید. باید دیپلماسی داشته باشید و با هر کدام به شیوه خودشان رفتار کنید و با نادانان سخن مگویید.

برای هر چیزی اگر راه درست را برویم، یک بار کافیست که آن موضوع حل شود، مثل اعتیاد که اگر راهِ درست درمان را برویم، درمان صورت می‌گیرد.
در تمام طول حیات، کار ما آموزش گرفتن و یادگیری است و گرنه تمام مسائل و مشکلاتِ ما مدام تکرار می‌شود، بایستی تلاش فراوان بنماییم. برای بیداری نیروی درون باید از مسائلی که ما را سرگرم می‌کند و وقت ما را می‌گیرد، از تفکرات غلط و ضد‌ارزش‌ها ذره ذره فاصله بگیریم تا به خودشناسی برسیم و با بالا بردن دانایی و عمل به ارزش‌ها، نیروی خفته درون را بیدار کنیم تا در آرامش و آسایش زندگی کنیم.

با سپاس از راهنما همسفر معصومه عزیز و همدلی شما یارانِ همراه

منبع: سی‌دی «خفته»  / مهندس دژاکام

----------------------

نویسنده، تایپ: راهنما همسفر معصومه (لژیون یک)

ویراستاران: همسفر نرگس، رهجوی راهنما همسفر نجمه (لژیون دوازدهم) و همسفر معصومه، رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون یک)

تدوین عکس، ارسال: همسفر اعظم، رهجوی راهنما همسفر اعظم

همسفران نمایندگی شفا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .