English Version
This Site Is Available In English

بهاری شدن دل‌ها در بهار رمضان و نوروز طبیعت

بهاری شدن دل‌ها در بهار رمضان و نوروز طبیعت

با آمدن بهار همه چیز به‌گونه‌ای دیگر می‌شود؛ اما زمانی‌که بهار طبیعت با بهار قرآن درهم آمیخته شود گویی بهار جلوه‌ای دیگر دارد حال که در مکانی مقدس به‌نام کنگره نظاره‌گر این دو موضوع کنار هم هستم گویی تمام بند‌بند تنم حسی عجیب اما آشنا را درک می‌کند. همیشه زیباترین لحظات کنار دوستان خاطره می‌شود و اینک لحظه افطار کنار دوستان محبت در خاطرم جاودانه ماندگار خواهد شد. رمضان ماه خانه‌تکانی دل و زدودن غبار ضدارزش‌ها از تن با خانه‌تکانی نوروز دست بر دست هم دادند که بدانم خانه‌تکانی دل کم از خانه‌تکانی نوروز ندارد. خداوند را بسیار تا بسیار شاکرم که در مسیر کنگره ذره‌ذره ناخالصی‌ها و ضدارزشی‌ها را از جسم و افکار پریشانم زدودم و اینک با دلی خالی از کینه، حسادت، نفرت و خشم با عشق به استقبال بهار خواهم رفت. اینک زمان عاشقی‌ست و خداوند تمام عشق است، مسلماً غروب ایام نوروز با صدای اذان و لحظه‌ دعا ناب‌ترین لحظات خواهد بود.
به‌قلم؛ همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (رابط خبری لژیون ششم)

هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
اگر نوروز امسال را با سال‌های گذشته مقایسه کنم حال و هوای بسیار متفاوتی دارد. عشق و محبت مادر نسبت به فرزند قابل‌ وصف نیست که ناراحتی و‌ پریشانی او را ببیند و بی‌تفاوت باشد، زمانی‌که متوجه اعتیاد فرزندم شدم شب‌ و روز نداشتم‌، خانه‌تکانی نزدیک سالِ نو برایم لذت‌بخش و از سر شوق نبود چرا‌که فرزندم در کنارم‌ نبود و با حالی آشفته در اوج تاریکی غوطه‌ور بود در واقع مشکلی بزرگ و روی هم انباشته داشت. با افکار پریشان‌ و ناامید به زندگی ادامه می‌دادم تا این‌که زودتر از مسافرم وارد کنگره شدم و خداوند بعد از چند ماه اذن ورود مسافرم را صادر کرد به آرامی و با کوله‌باری از مشکلات سفر خود را آغاز کرد. از پیشکسوتان‌ شنیده بودم اگر در کنگره خواسته قوی داشته باشید به آن خواهید رسید، مصادف با ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر با دلی شکسته پول اندکی را نیت کردم و داخل‌ سبد انداختم، چند روز بعد مشکل مسافرم حل شد و بهترین اتفاق زندگی‌ام رخ داد درحقیقت هدیه‌ای گران‌بها برای من و مسافرم‌ بود که آن را از کرامت حضرت‌ علی‌(ع) و کنگره می‌دانستم، مسافرم سفر خود را با خوشحالی ادامه‌ داد، نزدیک عید نوروز همراه خانواده به شهرستان به قصد دو روز سفر کردیم، اما سیزده روز طول کشید، پرانرژی و با خاطرات وصف‌ناپذیر برگشتیم. گاهی با مرور خاطرات آن سفر انرژی‌ مضاعفی می‌گیرم، مسافرم به رهایی رسیده و اکنون پایان سال ۱۴۰۲ ماه شعبان و آغاز ماه مبارک رمضان و بهار قرآن است، امیدوارم در پایان سال حسابم را با خود‌م تسویه کنم و با خانه‌تکانی دل‌ و تغییر خواسته‌‌های نامعقول نفسم وارد سال‌ جدید شوم‌. خداوند را شاکرم که با حضور در کنگره قدردان آن‌چه که تاکنون به من عطا شده باشم و ارزش جسم خود را بدانم و با ایستادگی در مقابل مشکلات اعتماد‌به‌نفسم را بالا ببرم. ان‌شاءالله با خدمت خود قطره‌ای از این اقیانوس پربرکت باشم و با گرفتن دست دردمندان آرامش را نصیب دل مهربانشان کنم.
به قلم؛ همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر زهرا (رابط خبری لژیون نهم)

عطر نرگس رقص باد، نغمه شوق پرستوهای شاد، نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، خوش به‌حال پرستوهای شاد، اینک بهار تا دروازه‌های شهر رسیده و رستاخیزی دوباره در گیتی دمیده و من با دعایی خاضعانه به درگاه معبود با حلول بهاری دیگر، بهاری که به‌واسطه آن دلم جامه نو برتن می‌کند، با مرور گذشته و امید به آینده چه نیکو نوروزی و چه نیکو بهاری، بهار طبیعت و بهار دل‌ها رمضان را چشم بر راهم. خداوند را شاکرم برای این‌ همه زیبایی و شکوه، زیرا بهار سرآغازی دوباره برای حیات و جوشش است که خود تلنگری دوباره در سرآغاز هر سال برای حرکت در مسیر کمال با جلوه‌ای از سرسبزیِ بیرونی و نشاط و سرزندگی درونی را به همراه دارد، امسال به گونه‌ای دیگر باید خانه‌تکانی کنم هرسال خانه را برای ورود بهار آماده می‌کردم که با خود زیبایی، تازگی و سرسبزی بیاورد، اما امسال در کنار خانه‌تکانی باید خانه دلم را نیز بتکانم و روحم را جلا دهم، با جاروی محبت ناراحتی‌ها را جارو بزنم با شوینده عشق کینه‌ و دلخوری‌ها را بزدایم و شیشه‌های قلبم را با گذشت بشویم و برق بیندازم، خداوند را سپاسگزارم که به من زمان داد و مکانی چون کنگره ۶۰ را در مسیرم قرار داد تا بتوانم معنای درست زیستن را بفهمم و در سایه عشق و محبت زندگی کنم. خداوند برای این‌که خوبی‌ها را در یاد داشته باشیم ماه رمضان را درنظر گرفت و در آن ضیافتی الهی برپا کرد تا ما بندگان میهمان او شویم، خداوند در این ماه از بندگانش با عشق پذیرایی می‌کند تا عشق و محبت را بیاموزیم، باید در کلاس معرفتِ رمضان تلاش کنم تا رهجوی خوبی باشم. ای خداوند دگرگون‌کننده دل‌ها و دیده‌ها، ای تدبیرکننده روز و شب ای دگرگون‌کننده احوال، حال ما را به بهترین حال دگرگون کن تا سپاسگزار داشته‌های خود باشیم و تلاش کنیم به بهترین‌ها دست یابیم.
به‌قلم؛ همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (رابط خبری لژیون دوازدهم)

قلم در دست می‌گیرم و با قلبی توأم با شوق و آرامش، لحظه‌لحظه زندگی‌‌ام را روی کاغذ می‌آورم، اما این‌‌بار بسیار متفاوت است چرا‌که خداوند مهربان صدای لرزانم را در نیمه‌های شب شنید آری وعده خداوند دروغ نیست "اُدعوُنی اَستَجِب لَکُم" و چه زیبا اجابت نمودی، خدای مهربان گوشه‌ای از بهشت روی زمین را برای من نمایان کرد بهشتی که در آن به آرامش، آسایش، آموزش و تجربه رسیدم به‌راستی که در این بهشت سفره‌های پربرکت گسترده شده و هر فرد بنابر خواست و علاقه خود از آن بهره‌مند می‌شود، من نیز به خواست خداوند در کنار این سفره حاضر شدم و نسبت به خواسته خود از آن بهره می‌برم، در بهشتِ کنگره نهرهایی همچون راهنمایان قرار دارند که اگر از جام آنها ننوشی سیراب نمی‌شوی، درختانی مانند دیده‌بان‌ها که اگر زیر سایه آنها نباشی از گرما هلاک می‌شوی و گل‌های زیبایی چون مرزبان‌ها و ایجنت وجود دارند که با بوییدن این گل‌ها آرامش را به اعماق وجودم رهنمون می‌سازم، حال به استقبال بهاری می‌روم که بهاری دیگر در آن متولد شده یعنی بهار رمضان، بسیار خوشحالم که با حضور در بهشت کنگره به استقبال ماه رمضان می‌روم در کنگره ماه رمضان عطر دیگری دارد از یک طرف چیدن سفره هفت‌سین و از طرفی آماده‌ کردن سفره افطاری که هر فرد با عشق و محبت کاری را انجام می‌دهد، انجام خدمت هنگام افطار در کنار اعضای کنگره چنان لذت‌بخش است که هرچه خدا را به خاطر آن شکر گویم کم است. امیدوارم سالیان سال در کنگره باشم و خدمت کنم، خدای بزرگ را بابت این عمل عظیم شُکر شکر شکر.
به‌‌قلم؛ همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون چهاردهم)

به نام خداوند سبز و سپید، خداوند سال و خداوند عید، خلقت از ابتدا هیچ‌گاه در حالت سکون قرار نداشته و هر روز با زایش جدید و نسلی نو در بطن نسل قدیم بوده است، لازمه این امر به‌عنوان بقای هستی، حرکت و تغییر مکان است که هر‌ روز، هر ماه و هر سال این اتفاق بزرگ را در پیرامون خود مشاهده می‌کنیم و نمونه بارز آن تغییر فصول و فرارسیدن بهار زیبا و زایش و نو شدن طبیعت است که در تمام آفرینش قدرت مطلق تأثیرگذار است و ما نیز از دیرباز با این اتفاق زیبا با خانه‌تکانی، غبار از زندگی خود می‌زداییم و همراه با سالی جدید زندگی تازه‌ای را آغاز می‌کنیم، این امر در سال جدید رنگ و بوی خاص و متفاوتی از سال‌های گذشته دارد، در گذشته به‌واسطه پرده‌ای که خمر بر زندگی و احساسات من کشیده بود و قادر به درک این تغییر عظیم نبودم، خدا را شاکر و سپاس‌گزارم که با ورود به کنگره و با دریافت آموزش‌های کنگره با خانه‌تکانی جسم و روان، سال جدید که مقارن با ماه مبارک رمضان است برای ما شروعی تازه و تولدی دیگر با رنگ و بوی بسیار متفاوت نسبت به گذشته است. ما ایرانیان به رسم دیرین برای ورود به سال جدید سفره‌ای به نام هفت‌سین در خانه می‌گسترانیم که اجزای آن نعمت‌های سفره با عظمت طبیعت هستند که هر کدام نشانه و سمبلی از صفات نیک و پسندیده‌ خداوند است و هر انسان آزاده‌ای را با آن می‌شناسند که عبارتند از سیر؛ مبارزه با پلیدی، سیب و سبزه؛ سرزندگی و زایش دوباره، سمنو و سکه؛ خیر و برکت در زندگی، سرکه و سماق؛ صبر و صبوری، سنجد؛ سمبل عشق و محبت، آینه؛ شفافیت و پاکی شمع؛ نماد شادی، بنابراین هیچ معبودی جز خداوند یکتا به پاس این همه نعمت قابل ستایش نیست.
به قلم؛ همسفر رضوان رهجوی راهنما سپیده (رابط خبری لژیون چهاردهم)

امسال برای نوروز ۱۴۰۳ تصمیم گرفتم خانه‌تکانی را از دلم شروع کنم و با قلبی سبک وارد سال جدید شوم؛ کینه، حسادت، نفرت و بسیاری از ضدارزش‌های خود را رها کرده و ضمن تلاش در کنار مسافر و فرزندانم با قلبی آرام سال جدید را آغاز کنم. سال جدیدی که در آن ماه پربرکت رمضان نهفته و ماهی سرشار از آرامش برای من است، ماه پر خیر و برکتی که آقای مهندس متد "DST" را در آن کشف و از دل تاریکی‌ها به سمت روشنایی‌ها حرکت کردند، برای من نسبت به سال‌های گذشته رنگ و بویی دیگر دارد از این جهت که امسال مسافرم به درمان رسیده و فرزندانم وجود پدر را کنار سفره هفت‌سین احساس می‌کنند لحظه‌به‌لحظه بابت این آرامش، خداوند عزیز را شاکرم که گذشته تلخ سپری شد و برگ جدیدی برای نقاشی دوباره به من داد، حال با حس و رنگ بهتری زندگی‌ام را نقاشی می‌کنم چراکه معنای حقیقی عشق و امید را درک کردم، امسال عمیقاً زیبایی‌های اطرافم را می‌بینم گویی هیچ زمانی این زیبایی‌ها وجود نداشت. من مفهوم زندگی را در کنگره آموختم که یکی از آموزش‌های ناب آن اهمیت ماه رمضان بود در کنگره برای این ماه اهمیت بسیاری قائل هستند، امیدوارم نوروز امسال در این ماه پر خیر و برکت از آموزش‌ها بهره‌مند شویم.
به‌قلم؛ همسفر فریده رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پانزدهم)

خداوند را سپاسگزارم که بهترین مسیر آموزشی را در زندگی من قرار داد. سال‌هایی که درگیر اعتیاد مسافرم بودم تمام رسوم بهار را انجام می‌دادم؛ از خانه تکانی، سفره هفت‌سین تا دید‌و‌بازدید، اما زندگی با یک مصرف‌کننده دلیلی بود که این رسوم را بیهوده بدانم و هنگام درخواست کمک از او در پاسخم می‌گفت؛ ما دیدوبازدید نداریم و من که اطلاعی از بیماری مسافرم نداشتم از این امر دلگیر و ناراحت می‌شدم. هنگام تحویل سال همه دور سفره هفت‌سین جمع می‌شدند و او سرگرم مصرف مواد بود، ولی از زمان آشنایی با کنگره پیش از تحویل سال نو خانه ما رنگ و بوی عید می‌گیرد و مسافرم اولین فردی است که سفره هفت‌سین را آماده می‌کند و اما سال پیش رو با ماه مبارک رمضان مصادف شده، قبل از ورودم به کنگره رمضان را تنها با یک نام می‌شناختم و این‌که در ساعات مشخصی از خوردن و آشامیدن پرهیز می‌کنند‌ و من هیچ‌گاه در این ایام روزه نمی‌گرفتم، اما رمضان در کنگره آنقدر زیباست که ناخودآگاه من را به روزه‌داری سوق می‌دهد، روزه‌داریِ ما برای خداوند نیست بلکه من با این عمل به بهبود جسم خود کمک می‌کنم و از جهتی این موضوع به بنیان کنگره مربوط می‌شود، زیرا ایشان در این ماه با آغاز حرکت در مسیر روشنایی‌ها روش DST را کشف کردند در واقع ایام ماه مبارک رمضان درهای رهایی از بند اعتیاد و تاریکی‌ها بر روی بشر گشوده شد و مسافرم که اصلاً اعتقادی به گرفتن روزه نداشت با ورود به کنگره شروع به روزه‌گرفتن کرد و امسال هم برای آغاز این ایام مبارک لحظه‌شماری می‌کند، همه ما از تقارن این ماه با سال جدید بسیار خوشحالیم و امیدوارم سالی خوب برای تمام اعضای کنگره باشد.
به‌قلم؛ همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر اکرم (رابط خبری لژیون شانزدهم)

روزها، ماه‌ها و سال‌ها می‌گذشت، اما گذر زمان برای من این‌گونه بود که همه در شادی و تکاپو، دیدوبازدید ایام عید بودند، اما غم و ناامیدی در عمق وجودم رخنه کرده بود و در ماه رمضان هنگام سحر و افطار من با دلی‌شکسته و غمگین ملتمس راه نجاتی از خداوند و ماه محرم عاجزانه منتظر معجزه‌ای از امام حسین (علیه‌السلام)، اما گویی صدای من در فضا خفه شده بود و پاسخی دریافت نمی‌شد و آن‌چنان در عمق ناامیدی فرو رفتم که روزها را با بی‌هدفی سپری می‌کردم و منتظر بودم بلکه مرگ ناجی اتمام این روزهای تلخ شود تا این‌که در یک شب زمستانی با دریافت پیامی راه کنگره به من نشان داده شد، حقیقتاً هیچ باوری برای رهایی از این همه ناامیدی نداشتم با دلسردی و بی‌میلی قبول کردم تا به خود بگویم؛ همه راه‌های ممکن را رفتم، اما گره زندگی من کور است و هیچ انسانی نتوانسته از ازل تاکنون این گره را باز کند پس حداقل به خودم بدهکار نیستم، با ورود به کنگره شروع کردم به خواندن کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، با مطالعه هر صفحه از آن گویی یک نفر روزهایی که بر من گذشته را از قبل زندگی کرده و به رشته تحریر در آورده، به بخش دیدار نویسنده با استادان که رسید متوجه مفهوم کلمات نشدم گویی از جهان دیگر با زبان و حس دیگری گفتگو شده بود، بسیار مشتاق شدم که مفهوم این جملات چیست؟ چراکه اکنون بازشدن گره روح و روانم را در این گفتگوها حس می‌کردم، در سی‌دی‌ها جستجو کردم که نویسنده عزیزِ کتاب؛ آقای مهندس کلمه به کلمه دیدارها و گفتگو با استادان را با بیانی بسیار ساده و دلنشین شکافتند، داستان کتاب از ماه رمضان شروع شد و منِ خواننده نیز وارد ماه رمضان شده بودم و با هر صفحه خواندن و نوشتن توضیحات آقای مهندس در سی‌دی مربوطه گویی وارد دنیای دیگری می‌شدم، نویسنده گره حل مشکلات خود را با الهام از نظمِ سحر و افطار ماه مبارک رمضان یافته بود و شروع به باز‌نمودن این گره کرد، نور امید در دلم زنده شد احساس کردم خبرهایی در راه است، در کتاب با گذشت حدود چهل روز از آغاز سفر، نوروز فرا رسیده و من همچنان مشتاقانه در حال خواندن کتاب بودم تا این‌که در صفحه ۶۰ کتاب استاد نوید دادند "با رسیدن شکوفه‌ها، به میوه وقتی نیست" این جمله چنان تأثیر در روح و روانم گذاشت که با قدرت بیشتر ادامه دادم، دریچه دیگری از دنیا به روی من باز شد و من نظاره‌گر این روزنه بودم؛ استاد با تبریک آغاز حیات طبیعت فرمودند؛ امیدوار هستیم که شما هم با طبیعت شروع به ابعاد بسیار گسترده چون اصوات موسیقی در بیکران بدرخشید و نُتی باشید که بماند و خود کلید آن را بیابید، چه نگاه و تبریک زیبایی به نوروز و سال جدید تاکنون چنین جملاتی که در تک‌تک سلول‌های بدنم فرو رود و تأثیر عمیق گذارد را در هیچ کتابی نخوانده و از هیچ انسانی نشنیده بودم در ادامه کتاب، مُهری بر پایان دوران سخت گذشته زده شد و ورود به راهی جدید و حرکت به سمت آغازی نو و آن چیزی نبود جز آیه "فَلَاقتَحَمَ العَقَبَه وَ ما اَدرائکَ مَاالعَقَبَه فک رَقَبَه" پس نگذشته است بر گذرگاه سخت چه چیز دانا کرد ترا که چیست گذرگاه سخت؟ آزاد کردن انسانی، و اکنون چهار سال از آن تاریخ می‌گذرد و من از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر با باوری در ناباوری عبور کردم و به خط پایان رسیدم و با دریافت شال راهنمایی در انتظار هستم که بتوانیم در ادامه من هم به افرادی که در تاریکی و ظلمت اعتیاد هستند کمک کنم و این زیباترین و بهترین ماه رمضان و نوروز برای من است، امسال ماه رمضان با نوروز یکی شد تا بگوید فصل بهار با زایش طبیعت و زنده شدن و بیداری انسان در صراط‌مستقیم همراه شده است. ندایی درونم می‌گوید؛ در آن سال‌ها که در تاریکی بودی صدای تو را شنیدیم، اما باید زمان می‌گذشت تا درک گذر از گذرگاه سخت را پیدا کنی تا در ادامه مسیری که حرکت در آن را آغاز نمودی درست ادامه دهی چراکه استاد فرمودند؛ انجام راه درست و کامل، انسان را به انوار الهی نزدیک می‌کند و انوار الهی چشم دل را می‌گشاید و دیگر نمی‌توان غیر از صراط‌ مستقیم راه دیگری رفت و امروز تقارن ماه رمضان با نوروز را بر همگان این‌گونه فریاد می‌زنم؛ فصل زنده شدن و بیدار شدن بر جهان بشریت مبارک باد.
به‌قلم؛ همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون نوزدهم)

بهار در بهار؛ تقارن ماه رمضان و نوروز پیوند سنت‌های دینی و ملی هستند.
ماه مبارک رمضان با عید نوروز مشترکاتی دارند به‌عبارتی در مواردی به یکدیگر مرتبط می‌باشند که یکی از آن‌ها تحول و دگرگونی است، در طبیعت هنگام بهار سنگ‌ها متحول نمی‌شوند به همین شکل اگر قلب انسان‌ها از سنگ شده باشد ماه رمضان نیز قادر به تأثیرگذاری بر آن نیست، اما اگر قلب را به خدا و دین عرضه کند و برکات او را دریابد خداوند چنین دلی را دگرگون، منعطف و بهاری می‌کند. دعای هنگام تحویل سال را در ارتباط با طبیعت می‌خوانیم؛ «یا مقلب القلوب والابصار، یا مُدبّر اللَیلِ و النَّهار، یا مُحول الحَوّل و الاَحوال، حَوّل حالَنا الی اَحسنِ الحال» می‌گوییم؛ خداوندا ما می‌بینیم که تو خاک مرده را زنده و این زمین مرده را سرسبز و با نشاط کردی و به گل‌های رنگارنگ و معطر آراستی، آیا دل ما از این خاک سخت‌تر است و استعداد ما از این خاک کمتر!؟ بنابراین حال دل ما را هم خوب کن، تحول در ما ایجاد کن و دل‌های ما را بهاری کن. این دعای مربوط به تحویل سال است، در دعاهای هر روزه تعقیبات نماز ماه مبارک رمضان نیز می‌خوانیم؛ «اللّهُمَّ غیِّر سوءَ حالَنا بِحُسنِ حالِک»، آن‌جا ارتباط با تحول در طبیعت است و این‌جا در مورد تحول خودمان به‌عبارتی دیگر هم نوروز و هم ماه مبارک رمضان برای بهاری کردن عالَم است، یکی برای بهاری کردن طبیعت و دیگری برای بهاری کردن دل آدمی، بهار جشنی است که همه موجودات عالم اعم از ابر، باد، ماه، خورشید، حیوانات و پرندگان در آن شریک هستند و آدمیان نیز از این جشن خوشحال و شاداب می‌شوند، اما بهار ماه مبارک رمضان برای تحول و بهاری کردن دل‌های انسان‌ها است. سومین وجه اشتراک صله‌رحم است؛ طبق سنت‌ها در سال نو باید به دیدار خویشاوندان، دوست و آشنایان برویم، در ماه مبارک رمضان نیز سفره‌های افطاری و میهمانی‌ها به همین‌گونه هستند که این دو پدیده مهم و سنت‌های ملی و دینی را به یکدیگر وصل می‌کند. در عید طبیعت همه عالم نو می‌‌شوند در پایان ماه رمضان نیز شخصی که به‌خوبی وظیفه روزه‌داری خود را انجام دهد نو می‌شود و این یعنی توبه، استغفار و قرآن او را متحول و نو می‌گرداند. ویژگی مشترک دیگر امیدبخشی است؛ هر فرد خسته و افسرده‌ای باید بداند همان‌گونه که عید نوروز عالم را دگرگون و طبیعت را به امید و نشاط بدل می‌کند، ماه مبارک رمضان نیز انسان را نو و حزن، غم، اندوه، غصه و اضطراب از او دور می‌کند، این حالت نو شدن را در عید سعید فطر مشاهده می‌کنیم، تمام این موارد را ما در کنگره آموخته‌ و در زندگی خود کاربردی می‌کنیم هما‌ن‌گونه که آقای مهندس در ماه مبارک رمضان به اوضاع اعتیاد خود سر و سامانی دادند و منجر به کشف روش DST شدند ما نیز در این ماه می‌توانیم با شروع سال نو حرکتی تازه در زندگی آغاز کنیم که منجر به رهایی و آرامش ما شود و ما را از بندهای گرفتاری نجات دهد. پیشاپیش آغاز بهار طبیعت و بهار قرآن را بر همه اعضای کنگره ۶۰ تبریک و شادباش عرض می‌کنم و از خداوند آرامش و سلامتی برای همه خواستارم.
به‌قلم؛ همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ملیحه (رابط خبری لژیون بیست‌و‌چهارم)

ویرایش؛ همسفر بهاره (لژیون متفرقه) و همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون نوزدهم)
عکس و ارسال؛ همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوازدهم)
نمایندگی همسفران سلمان فارسی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .