English Version
This Site Is Available In English

نجات از مرگ؛اولین سال رهایی مسافر بهزاد

نجات از مرگ؛اولین سال رهایی مسافر بهزاد

هفتمین جلسه از دور سی و چهارم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران روزهای پنجشنبه با استادی مسافر هادی  ، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر محمد با دستورجلسه "سم زدایی یا سم نزدایی" در تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۵ رأس ساعت 17 شروع بکار نمود .همچنین در این جلسه تولد اولین سال رهایی مسافر بهزاد، رهجوی کمک راهنمای محترم ، آقای هادی یارمحمدی را با شور فراوان جشن گرفتیم.

 خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان هادی هستم یک مسافر

خوشحالم که امروز این فرصت در اختیارم قرار داده شد. از نگهبان و دبیر هم به همین خاطر سپاسگزارم. امروز دو دستورجلسه داریم.یکی سم زدایی و سم نزدایی و دیگری تولد اولین سال رهایی مسافر بهزاد و همسفرشان،این تولد را خدمت خودشان و راهنمای گروه خانواده سرکار خانم شهری تبریک عرض می‌کنم.

جناب مهندس می‌فرمایند؛ کسی که روش urd را ابداع کرد،اگر می‌دانست که اصل و بنای اعتیاد چیست هرگز این نظریه را ارائه نمی‌کردبه همین ترتیب ما اگر بخواهیم برای مسئله‌ای راه‌حلی پیدا کنیم،ابتدا باید آن را بشکافیم و ببینیم مشکل کجاست.در حقیقت تشخیص این موضوع،مشکل یا بیماری اهمیت بسیاری دارد.در طب و پزشکی هم مهم‌ترین قسمت درمان تشخیص بیماری می‌باشد.

اگر بخواهیم تعریفی کنگره‌ای از اعتیاد ارائه کنیم باید بگوییم اعتیاد نوعی جایگزینی مزمن می‌باشد.یعنی جایگزینی مخدرهای بیرونی به جای مخدرهای درونی بدن.در واقع ریشه دستورجلسه امروز در صورت مسئله اعتیاد است و ریشه صورت مسئله اعتیاد در خلقت انسان است و همه این‌ها به همدیگر ارتباط دارند.

همگی ما میدانیم که اعتیاد چگونه ایجاد می‌شود.اعتیاد در اثر مصرف تدریجی انسان در طول زمان به وجود می‌آید و به‌یک‌باره اعتیاد شکل نمی‌گیرد و این مسئله در طول زمام ایجاد می‌شود.اما قبل از کنگره کسی این موضوع را نمی‌دانست و همه تصور می‌کردند که مواد مخدر نوعی سم است و مصرف‌کننده شخصی مسموم است و بایستی این سم از بدن شخص خارج گردد.

حال بایستی تعریف صحیح سم را بدانیم.در کنگره این تعریف بدین صورت مطرح می‌گردد؛سم عبارت است از هر نوع ماده خارجی جامد،مایع یا گاز که وارد بدن می‌شود و تعادل طبیعی بدن انسان را به هم میزند و به سمت مرگ سوق می‌دهد.سم جامد می‌شود مخدر خوراکی،مایع می‌شود تزریق و گاز می‌شود مصرف مخدر به صورت دودی.

ولی در مورد سم این تعریف نسبی است برای اینکه اگر  انسانی سالم ۱ تا ۱/۵ گرم تریاک مصرف کند دچار مسمومیت می‌شود.به همین خاطر در گذشته اگر شخصی قصد خودکشی داشت،تریاک می‌خورد.او را به بیمارستان برده و معده‌اش را شستشو می‌دادند تا سم از بدنش خارج گردد ولی آیا شخص مصرف‌کننده‌ای که با ۵ گرم تریاک تازه سرپا می‌شود،باز هم می‌شود گفت که تریاک برایش سم است؟در واقع تریاک برای شخص مصرف‌کننده نوعی داروی شفابخش محسوب می‌شود پس کسی که مصرف‌کننده مواد مخدر است را نمی‌توان سم زدایی کرد.اگر هم بخواهد سم زدایی کند،با سه روز مصرف نکردن،سم از بدنش خارج می‌گردد.

در روش‌هایی به اصطلاح علمی به نام های سم زدایی،URD و UROD شخص را بی‌هوش می‌کنند و ماده مخدر را از خون او خارج می‌کنند و با استفاده از دارویی به نام نالوکسان یا نالتروکسان گیرنده‌های مورفینی بدن شخص را اشغال می‌کند تا هرچه ماده مخدر مصرف شود،حالت نشئگی به او دست ندهد.در چنین شرایطی میگویند شخص از ماده مخدر متنفر شده،در صورتی که اصلاً این‌طور نیست!

کسی که هرچه مواد مصرف می‌کند به حالت نشئگی نمی‌رسد،بنابراین دائماً میزان مصرفش را افزایش می‌دهد تا جایی که میزان مخدر در خونش به حدی بالا می‌رود که دچار مشکلات متعددی می‌گردد بنابراین برای اینکه بدانیم بایستی سم زدایی کنیم یا سم نزدایی،بایستی در وهله اول اعتیاد را به خوبی بشناسیم.

اکنون بپردازیم به بخش دوم دستورجلسه یعنی تولد اولین سال رهایی مسافر بهزاد.این تولد را خدمت جناب مهندس،سرکار خانم آنی،ایجنت و اسیستانت محترم شعبه تبریک عرض می‌کنم.این تولد و رهایی حاصل تلاش یک مجموعه است.قطعاً به صورت انفرادی و تک‌نفره هرگز چنین میوه‌هایی به بار نمی‌آید.

بهزاد با مصرف بسیار بالای متادون،شیشه و تریاک به کنگره آمد و اوضاع بسیار آشفته‌ای داشت به حدی که به سختی سرپا می‌ایستاد.اصلاً باورش نمی‌شد که روزی بتواند بدون مواد زندگی کند.۱۶ ماه به کمک همسفرش سفر کرد و پس از طی کردن فراز و نشیب های بسیاری درمان شد.

به نظر من حضور همسفر برای هر مسافری بسیار بسیار مهم می‌باشد.همسفر بهزاد در این راه به او خیلی کمک کرد،البته این کمک‌ها تا حدودی بیش از حد دلسوزانه بود برای اینکه دوست داشت تأثیرگذار باشد در سفر مسافرش.

وقتی همسفر بیش از حد نگران باشد و بخواهد سر موقع داروی مسافرش را بدهد و سی دی‌هایش را بنویسد،کمکی بیش‌ازاندازه است.اما به هر شکل بهزاد از تاریکی بیرون آمد و شور و اشتیاق برای خدمت در وجودش قابل مشاهده است.مدتی است که بهزاد به بیداری رسیده،امیدوارم که در این بیداری بماند و مسیرش را به خوبی طی کند.قطعاً هر شخصی با چیزی که هست و چیزی که باید باشد قابل قیاس نیست و فاصله بسیاری دارد.اما بایستی هر شخصی را با توجه به اوضاع گذشته‌اش قیاس نمود.

آرزوی مسافر بهزاد:

در ابتدا سپاسگزارم از همگی مسافران و همسفرانی که لطف داشتند و به ما تبریک گفتند.آرزو می‌کنم نسل این محرک و مخدر شیشه از روی زمین برداشته شود و هیچ شخص و هیچ خانواده‌ای درگیر آن نشود.

 

صحبت های مسافر بهزاد:

سلام دوستان بهزاد هستم یک مسافر.در ابتدا از خانواده کنگره ۶۰،جناب مهندس دژاکام،خانم آنی،آقای حکیمی،خانم جودکی،راهنمای خوبم آقا هادی و تمامی بچه‌هایی که به من کمک کردند سپاسگزاری می‌کنم.

در سفر اول اصلاً حال و اوضاع خوبی نداشتم و وقتی روی صندلی می‌نشستم اگر کسی مراقبم نبود روی زمین می‌افتادم.به هر صورت خداوند را شاکرم که راه کنگره را به من نشان داد از همسفرانم تشکر می‌کنم،همچنین از راهنمای همسفرم خانم شهری اگر همسفرم نبود با توجه به تخریب بسیار بالایی که داشتم،درمانم غیرممکن بود.

در سه شغل فعالیت داشتم.ولی مصرف شیره من را به جایی رسانده بود که نمی‌توانستم کارهایم را به خوبی انجام دهم.از اعتیاد خسته شده بودم اما خیلی به دنبال درمان نبودم.تا اینکه شخصی برای درمان شیره،من را دعوت کرد به مصرف شیشه.البته ما در وادی سوم و چهارم یاد گرفته‌ایم که تقصیرکارهایمان را به گردن کسی نپنداریم.

بدین صورت برای اولین بار شیشه مصرف کردم.در ابتدا خیلی خیلی خوب بود،توانم برای انجام کارها چندین برابر شده بود.هفت ماهی به این منوال سپری شد اما کم‌کم دچار توهم شدم و نسبت به همسفرانم مشکوک می‌شدم.کارم به جایی کشیده شد که در خانه دوربین می‌گذاشتم و گوشی همسفرانم را شنود می‌کردم.

من ۲۱ مرتبه ترک کردم.چندین مرتبه در کلینیک و کمپ ترک کردم در بیمارستان روانی بستری شدم،برای شوک مغزی به تهران رفتم.وقتی برای شوک مغزی اقدام کردم،از من امضا گرفتند چون ممکن بود بعد از انجام شوک مغزی فلج شوم.اما امضا کردم و حاضر شدم ویلچر نشین شوم اما از شر شیشه خلاص شوم.پس از انجام شوک مغزی به همسفرم گفته بودند دو سه ماه من را تحمل کند چون بعدازآن می‌میرم و همه چیز تمام می‌شود.

۲۱‌ یک روز برای ترک در کمپ بودم،در آنجا با شخصی آشنا شدم که خودش تولیدکننده شیشه بود.اگر قبلاً ۵ گرم شیشه می‌خریدم،بعدازاین آشنایی ۱۰۰ گرم می‌خریدم!روزی ۳ گرم شیشه مصرف می‌کردم،در صورتی که این مقدار برای ۱۰ روز مصرف کافی است.تا جایی که به ناامیدی مطلق رسیده بودم.تا اینکه یکی از آشنایان کنگره را به ما معرفی کرد.

در ابتدا به سایت کنگره مراجعه کردیم و اولین مطلبی که خواندم از آقای وحیدیان بود و بسیار تأثیرگذار بود وقتی به کنگره آمدیم مرزبانان به ما گفتند فعلاً ظرفیت پذیرش نداریم و۸۰ نفر در نوبت هستند،چند هفته دیگر با شما تماس می‌گیریم.هیچ‌وقت این کار را نکرده بودم اما آن روز به آقا نبی مرزبان شعبه التماس کردم که اجازه دهد در کنگره بمانم.

۱۳۹۴/۲/۱۷سفرمان شروع شد.تا مدتی همچنان روزی ۳ گرم شیشه مصرف می‌کردم و به راهنمایم می‌گفتم که این مشکل را دارم.آقا هادی می‌گفت ایرادی ندارد فقط باید جلسات را مرتب بیایی.اما بعد از ۲۱ روز متوجه شدم که با مصرف نکردن مخدر هم می‌توانم زندگی کنم.

خداوند را شاکرم که پس از ۱۶ ماه سفر،اکنون یک سال و چهار ماه و چند روز است که آزاد و رها هستیم.از پدر و مادرم،خواهرم و مادر خانمم ممنونم که امروز در این جشن کنار ما هستند.دست تک تکشان را می‌بوسم.

 

صحبت های راهنمای همسفر؛

سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر.

بی نهایت خداوند را شاکرم که کنگره را سر راهم قرار داد تا به این آرامش برسم و این را مدیون بزرگ‌مرد کنگره آقای مهندس هستیم.

این تولد را خدمت جناب مهندس،آقای حکیمی،خانم جودکی و مرزبانان دوره گذشته تبریک عرض می‌کنم و از خدمات آنان صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم.

به آقا هادی،آقا بهزاد،مریم عزیزم و الینای عزیز تبریک میگویم و خیلی خوشحالم که این روز را می‌بینم.امیدوارم همه کسانی که خواهان رهایی هستند،روزی این جایگاه را تجربه کنند.شادی جشن امروز را تقدیم می‌کنم به راهنمای عزیزم خانم ریحانه.

خانم مریم مثل هر همسفر دیگری وقتی وارد کنگره شد دچار مشکلات بسیاری بود با هزاران امید و آرزو به کنگره آمدند تا اینکه کسی دستشان را گرفته و از این مشکلات آن‌ها را بیرون بکشد.

این جشن‌ها برای همه مسافران و همسفران این پیام را دارد که،اگر آقا بهزاد که مصرف‌کننده شیشه بوده و به درمان رسیده پس همه شما می‌توانید به درمان برسید.اگر خانم مریم اکنون به حال خوش رسیده و با شال مرزبانی روی این صندلی نشسته،اگر الینای عزیز که روزی برای مشکلات خانواده اشک می‌ریخت اکنون با شادی  زندگی‌اش را سپری می‌کند،این‌ها همه و همه برای این است که به همسفران پیام بدهد و بگوید ای همسفر قطعاً اگر خواسته‌ی رهایی و درمان داشته باشی،قطعاً به درمان خواهید رسید.اگر واقعاً خواهان درمان هستیم بایستی یک ربع زودتر در کنگره حاضر شویم.باید این باور را داشته باشیم که درمان اعتیاد فقط درمان جسم نیست و بایستی علاوه بر جسم؛دید و نگرش ما به درمان برسد.

برای همگی شما آرزوی موفقیت دارم.

 

صحبت های همسفر؛

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر.

خداوند را شاکرم که این جایگاه را تجربه می‌کنم.تشکر و قدردانی می‌کنم از واحد مرزبانی گذشته در بخش مسافر و همسفر.به مرزبانان دوره جدید تبریک میگویم.

از جناب مهندس،خانم آنی،استاد امین،گروه مرزبانی،واحدOT و کمک راهنمایان گروه مسافر و همسفر تشکر می‌کنم.به خصوص آقا هادی و خانم اکرم،اگر امروز با آرامش و دلی پر از امید اینجا نشسته‌ایم به خاطر زحمات این دو عزیز است.

از همگی عزیزانی که در سایت و در مشارکت‌هایشان به ما تبریک گفتند ممنونم.از مسافر عزیزم تشکرمی کنم.در گذشته می‌گفتم دلیل تمامی غم و غصه‌های من بهزاد است اما اکنون این حال خوش را مدیون او هستم.بهزاد خیلی تلاش کرد و ممنونم که قدم در این راه گذاشت.مسافران اگر خواسته قوی داشته باشند قطعاً به رهایی می‌رسند و مسافران نباید به اجبار همسفرشان به کنگره بیایند بلکه باید به خواست و اراده خودشان در این راه قدم بردارند،چون این درمان درمانی واقعی است.همگی مسافران و همسفران باید به خاطر خودشان به کنگره بیایند.اکثر همسفران در مشاوره با ناامیدی تمام میگویند بعید میدانیم مسافرانمان به درمان برسند.

من همیشه در بدترین شرایط و در عمق تاریکی،وادی پنج را اجرایی کردم و امیدوار بودم من با وجود تمامی مشکلات صبوری کردم.صبوری با تحمل کردن کاملاً فرق دارد.اگر مسافرمان را به چشم یک انسان ببینیم و دستش را بگیریم،قطعاً به درمان خواهد رسید.من به خاطر اینکه مصرف مسافرم شیشه بود،شب‌ها نمی‌خوابیدم چون نگران جان خودم و بچه‌ام بودم اما کنگره به من نشان داد چیزی که همیشه دنبالش هستم فقط و فقط در این راه وجود دارد.

صحبت های همسفر؛

سلام دوستان الینا هستم همسفر.

این روز را به پدر و مادرم و راهنمایانشان تبریک میگویم و از زحماتشان تشکر می‌کنم.از خانم جودکی و آقای حکیمی ممنونم.

امیدوارم همگی همسفران کوچک روزی جایگاه من را تجربه کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکاس:مسافر عباس راهزانی
تایپ و تنظیم:همسفر صبا شهرستمی
منبع: وبلاگ نمایندگی پروین اعتصامی اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .